کل گرايی و کل گرايی معنايی (۴)   

کل گرایی

 

-----------------------------------------------------

 

 

4) نظر کواین در کل گرایی

 

 

4.1) تلاش ما برای قطع رابطه میان آناتومیک بودن به کل گرایی و روبرو شدن با آراء کواین

 

خواست ما این است که چگونه می توان راه را به کل گرایی مسدود کرد ( چون همانطور که دیدیم نمی خواهیم کل گرا باشیم چون در آن صورت پیامدهای وخیمی به دنبال خواهد داشت ) ولی به نظر می آید که این کاری بسیار دشوار باشد .

 

شاید با تمایزنهادن میان گزاره های تحلیلی و ترکیبی (1) بتوان راهی را در این زمینه یافت.

 

 به صورت کلی می توان یک سری از گزاره ها را یافت که برای رسیدن به گزاره ای مانند الف کافی باشند مثلاً الف را این گزاره در نظر بگیرید « تهران پایتخت ایران است »  و حال این دو گزاره را ببینید :

 

 ب : « تهران شهری در ایران است »

 ج : « هاوانا پایتخت کوباست »  

 

 به نظر می آید برای باور به الف باید به ب باور داشت یعنی حداقل در باور به ب برای الف با باور به ج برای آن تفاوتی وجود دارد اینگونه که ب دسته ای از گزاره هاست که برای الف لازم است ولی ج  نه .

 

چرا میان ب و ج برای باور به الف فرق است ؟

 

بعضی فیلسوفان این تمایز را اینگونه می نامند :

 

گزاره « الف آنگاه ب » گزاره ای تحلیلی و « الف آنگاه ج » گزاره ای ترکیبی ست یعنی انگار رابطه اول ضروری می نمایاند درحالیکه رابطه دوم چنین لزومی را برنمی انگیزد ، اگر بدانیم تهران پایتخت ایران است حتماً می دانیم تهران شهری درایران است ولی در دومی چنین نیست میتوانیم بدانیم تهران پایتخت ایران است ولی  لزوماً به اینکه هاوانا پایتخت کوباست باور نداشته باشیم.

 

کواین گزاره های تحلیلی را اینگونه تعریف می کند :

 

گزاره ای تحلیلی ست که به خاطر معنای واژه هایی که دارد صادق است . او صدق یک گزاره را قابل تحلیل به جزئی زبانی و جزئی واقعی ( غیر زبانی ) می داند و مدعی ست که گاهی جزء واقعی ( که مربوط به امور واقع است ) تهی ست و همین نوع از گزاره ها را گزاره های  تحلیلی می نامد ولی چنانکه بعد از این خواهیم دید او این خصیصه را برای قائل به تمایز شدن به ترکیبی و تحلیلی بودن کافی و وارد نمی داند.

 

 

برهان کل گراها را در اینجا ببینید :

 

مقدمه 1) بعضی خصوصیات معنی شناختی آناتومیک هستند ( مثل باور علی به الف )

 

لم :اگر علی به الف باور داشته باشد به گزاره های دیگری نیز که معادل الف نیستند هم باور دارد.

 

مقدمه 2) تمایز اصولی بین گزاره هایی که علی برای باور به الف باید باور داشته باشد و گزاره هایی که برای باور به الف لازم نیست که داشته باشد وجود ندارد (مشابه با ادعای کواین )

 

....................

 

نتیجه برهان ) خصوصیات باور علی به الف کل گرایانه است .

 

با توجه به این برهان و همینطور با توجه به مطالبی که قبلاً گفته شد ( در مورد گزاره های ترکیبی و تحلیلی ) و نیز با ادعایی که کواین در رد آن تمایز وارد خواهد کرد به نظر می رسد که ما راهی جز قبول کل گرایی نخواهیم داشت مگر آنکه بتوانیم بر این برهان و همینطور بر ادعای کواین ایراداتی را وارد نماییم و آنها را از ادامه راه باز ایستانیم ، که این سعی را در نوشتار بعدی دنبال خواهیم کرد.   

 

----------------------------------

 

پانوشت ها :

 

(1) در مورد گزاره های تحلیلی و ترکیبی در همین وبلاگ نوشتارهایی در سه بخش ارائه شده است .

 

-------------------

 

ادامه دارد

-----------

 

 

 

 

 


لینک
   کل گرايی و کل گرايی معنايی (۳)   

 

 

 

 

کل گرایی

 

-------------------------------------------------------------

 

 

 

3) تلاش برای جایگزینی مشابهت به جای اینهمانی

 

 

فودور در اینجا به نکته ای - قبل از پیشنهاد و یا بازگو کردن راه حلی پیرامون اینهمانی بودن باورها- اشاره می کند.

 

او می گوید چرا کل گرایی ( که اقامه برهان برای جلوگیری ازحملات آن بسیار نیز سخت می نماید) با اینکه عواقب وخیمی را به بار می آورد، درخارج از فلسفه ( مانند حوزه های علوم شناختی / رفتاری / اجتماعی ) هیچ نگرانیی را بر نمی انگیزد .

 

او یک دلیل آن را آگاه نبودن ( و یا بی اهمیت شمردن ) آنها در مورد نتایج نامطلوب کل گرایی می داند یا آنها ممکن است به اینکه این نتایج واقعاً به بار می آید مشکوک باشند و یا دلیل دیگر اینکه در بسیاری از موارد فرض شده است که اگر کل گرایی از مفهوم قوی اینهمانی  محتوا جلوگیری کند ، هنوزاجازه داشتن یک مفهوم قوی ِ مشابهت محتوا را به ما می دهد.   

 

 (فودور) می گوید یک راه شاید این باشد که به جای اینهمانی باورها از مشابهت آنها صحبت کنیم .Fodor  

 

باورالف را در نظر بگیرید اگر باور الف در رابطه با باور ب معنی پیدا کند ، وحال اگرکسی باور الف  را داشته باشد ولی باور ب را نداشته باشد ، به نظر می آید که این از لحاظ کل گرایی یک تناقض محسوب می شود و ما راهی نداریم به جز اینکه پس این دو باورالف با هم متفاوت خواهند بود .

 

ولی با استفاده از شباهت در بخشی از باورها – اینکه مثلاً ما با کسی 100 باور معادل (مشابه)  داشته باشیم – می توان به گونه ای از اینهمانی گریخت یعنی دو باور الف اینهمانی نباشند ولی با هم مشابهت داشته باشند که در این صورت می توان دو باور مشابه داشت در صورتی که هر دو الزاماً به باور ب مرتبط نباشند ( حداقل نه به صورت ضروری ) و لی این نیز دوباره با اصول کل گرایی متناقض می نمایاند زیرا ما در صورت داشتن 100 باور معادل باید تعداد خیلی زیادی باور معادل دیگر داشته باشیم ( البته شاید بتوان مصادره به مطلوب کرد و گفت با این همه باور معادل ما نه کل گرایی به صورت اینهمانی داریم و هم می توانیم حرف یکدیگر را بفهمیم ).

 

و ضمناً این ادعا را می توان کرد که نمی توان قانون کلیی برای باورها یافت و یا حداقل کاری بسیار مشکل و کم احتمال است به دو دلیل :

 

1) زیرا آنها وابسته به موضوع

 

2) و وابسته به علایق و سلایق هستند.

 

در این حال نمی توان باورها را تحت یک نظریه کل گرایانه صورت بندی کرد ، در صورتی که علاوه بر اینها می توان به تز کواین در مورد شبکه باورها متوسل شد ( که بعد به تفصیل بیشتر به آن خواهیم پرداخت )، او به اینکه تمام باورها به صورتی شبکه وار به هم وابسته اند تاکید می کند هرچند که این با دو بند بالا متناقض نیست ولی :

 

 1) با ارئه  تز(کواین / دوئم) مبنی بر در نظر گرفتن کل علم به عنوان یک واحد معنی دار

 

 2) با این نظریه خویش که تمایزی میان گزاره های تحلیلی و ترکیبی نمی توان یافت  راه را برای رسیدن به کل گرایی باز می کند.

 

( مطابق این راه مثلاً اگر من الان این اطلاع را پیدا کنم که جمعیت ایران 70 میلیون است ، از آنجا که تا لحظه پیش فکر می کردم 60 میلیون است بنابراین باورمن به جمعیت ایران دستخوش تغییر شده و شبکه باور من به همین صورت ، چون با باورهای من مرتبط است نیز تغییر کرده بنابر این الان  باور من به خورشیدی که الان می بینم نیز متفاوت خواهد بود و الان خورشیدِ دیگری ست ( و حال بیاندشید به باورهایی که من دائماً از اطراف کسب می کنم ویا تغییراتی که در باورهای دیگر من اتفاق می افتد که در این صورت من در این که فردا که صبح از خواب بر می خیزم چگونه خواهم بود ، هیچ نظری نخواهم داشت ) ، البته این نظر بسیار گسترده تر است و این تنها خلاصه ای مثال گونه از آن بود و در پی مطالبی بیشتر می آید و همینطور اینکه بنده در همین خصوص مطالبی را در نوشتارهای قبلی (در این وبلاگ و به نام : نظر کواین در مورد گزاره های تحلیلی و ترکیبی در سه نوشتار ) آورده ام .

 

خلاصه بسیاری از فیلسوفان به دنبال شباهتی هستند که اینهمانی نباشد ، یعنی بر تعدادی از باورها با هم توافق داشته باشیم بدین معنا که این باورها با هم مشابهت دارند ، ولی فیلسوفان کل گرا معتقدند که هر شباهتی با اینهمانی تعریف می شود و مبتنی بر آن است .

 

 

 

---------------------------------------------------

 

 

ادامه دارد

 

------------

 

 


لینک
   کل گرايی و کل گرايی معنايی (۲)   

 

 

 

کل گرایی

 

------------------------------------------

 

 

2) مشکلات اولیه در پذیرش کل گرایی

 

 

ویتگنشتاین می گوید که زبان خصوصی نداریم ، حال در مقابل آن کل گرا می گوید که اگر من از زبان الف استفاده می کنم پس می توانم نتیجه بگیرم که تعداد بیشماری نیز از زبان الف استفاده می کنند .

در ترجمه نیز اتفاقی مشابه می افتد ، یعنی ادعای کل گرایی معنایی این است که هم ترجمه و هم محتوا کل گرایانه اند.

 بدینصورت که اگر یک کلامی محتوا داشته باشد تعداد زیادی از کلمه های دیگر نیز هستند که دارای محتوایند و اگر کلمه ای توانست از زبانی به زبان دیگر ترجمه شود پس تعداد زیادی کلمه وجود دارد که واجد خصوصیت بالا هستند .

 

( دامت )از کل گرایی :Dummettانتقادات

 

دامت در اینجا نقدی را به پیش می کشد که : ما اگر بخواهیم کل گرایی را قبول کنیم در گفتگوی با هم معضلاتی پیدا خواهیم کرد ، به نظر او جملات ( زبان ) قابل فهمند زیرا معانی آنها به طور سازمان یافته ای  از اجزاء سازنده آنها مشتق شده اند و همینطور اینکه گوینده و شنونده در معانی آن اجزاء با هم  و نیز در قراردادهایی که بر اشتقاق جملات زبانی آنها حاکم است شریک هستند .

او به این علت آنها را قابل فهم می داند که آنها معنای مشابهی را در زبان گوینده دارند همانطورکه  آنها همان عمل را در زبان شنونده انجام می دهند.

 

ادعای دامت این است که :

 

 اگر من بتوانم مجموعه جملات زبانی تو را بفهمم که باید بشود- زیرا محتوای مجموعه جملات ،  توسط محتوای جملات متشکله خودش مقید و تعیین شده است - و اگر من بتوانم مجموعه جملات زبانی تو را بیاموزم - که همینطور هم هست زیرا من می توانم قسمتی از زبان تو را ( جملات زبانی تو را ) توسط قسمتی از جملات متشکله آن و همینطور مقدار بیشتری از آن را  و به همینصورت تا تمام آن را توسط تمام جملات سازنده زبان تو  یاد بگیرم - ولیکن دوباره این کار احتمالات پیش فرضی اینگونه دارد که باید اجزاء جمله ای ِ مجموعه جملات تو معنای درستی داشته باشند که البته آنها می توانند معنای مشابه و قرابت نزدیکی را در سراسر جملات زبانی تو داشته باشند تا من در یک مدت درازی ،  بتوانم آنها را یاد بگیرم .

 

 

 

 

خلاصه ای ازادعای دامت نیز- در مقاله ای که آن را قبلاً دراختیار گذاشته ام- دراینجا آمده است :

 

Meaning holism jeopardizes the standard picture of learning, and it cannot account for how language could ever be learned; and hence, it must be denied (Dummett)(1

 

کل گرایی معنا ، تصویراستاندارد زبان را به خطر می اندازد و او نمی تواند شرحی را در مورد اینکه چطور هرکسی زبان را یاد می گیرد ارائه دهد و از این رو باید آن را تکذیب کرد(دامت) .

 

او می گوید که اگر کل گرایی را بپذیریم آنگاه تمام آنها به باد خواهد رفت زیرا در اینصورت باید تمام جملات (واتفاقاتی) که در زبان تو رخ خواهد داد در جمله های زبانی من نیز رخ دهد و یا به عبارتی بهتر اگر کل گرایی درست باشد من نمی توانم هیچ چیزی از زبان تو بفهمم مگر آنکه بتوانم درواقع تمام آن را فهمیده باشم ( یا قبلاً یاد گرفته باشم ) ( که در این صورت شما عملاً نباید توانسته باشید هیچ یک از این نوشته های من را فهمیده باشید ) .

 

خلاصه با نتیجه افراطی کل گرایی ( حداقل در یکی از حوزه های ورودش ) این است که هیچ دو نفری نیستند که در باوری مشترک باشند ( یا اگر در یک یا چند باور مشترک باشند آنگاه باید در تمام باورها مشترک باشند ، یا همان اینهمانی باورها که حال تعدادی از فیلسوفان به دنبال رهایی از اینهمانی بودن باور و تحویل آن به مشابهت باورها هستند که در زیر به آن می پردلزیم ).

 

----------------------------------------------

پانوشت ها :

 

(1) اصل این مقاله درپانوشت قبلی در اختیار دوستان قرار گرفته است .

  Fodor and Lepore vs_ Holism   

 

---------------------------

 

 

ادامه دارد

 

...............


لینک
       

مقدمه 2 ) پاسخی کوتاه به چند سوال

 

در اینجا لازم است که درباره یکی دو سوالی که دو تن از دوستان مطرح کرده بودند  قبل از ادامه بحثمان صحبت شود.

یکی ازدوستان پرسیده بودند که کل گرایی چه می خواهد بگوید وچه دغدغه ای دارد؟

 

جواب به این سوال کمی بررسی بیشتر و دقت بیشتری از مطرح کردن صرف آن می طلبد ولی با توجه به مباحثی که تا همینجا نیز مطرح شده ، کلیات خواست کل گرایی معلوم شده است ( والبته  در ادامه بیشتر روشن خواهد شد).

 

ولی شاید به طور مختصر بتوان گفت که ، کل گرایی دغدغه ای ندارد ، او خود را از درون قواعد معنا شناختی ما بیرون کشیده است و با نیروی قوی ای که از همین طریق کسب کرده است در مقابل استقلال دادن و تنها نگریستن به تعدادی از گزاره هایی که اظهار می کنیم ( و از قضا بسیارهم مهم هستند ) مقاومت می کند و ما را خواسته نخواسته درگیر و وادار به موضع گیری می کند.

 

مثال معروفی از آن در نوشتار زیرین آمده است ( خواهر / برادری ) و همانطور که دیدید نمی توان لفظ خواهر را به کار برد مگر اینکه ( ضرورتاً ) چیز دیگری به نام برادر یا خواهر نیز وجود داشته باشد ( البته تا اینجا شاید مشکلی نباشد ولی ) دیدید که کل گرایی چگونه خاصیت خود را از طریق همین خواص آناتومیک ( که شرح آن رفت ) بسط میدهد ( مثلاً اعداد طبیعی ) و سپس با پی گیری وارایه نظریات پشتیبانی کننده ای مانند کواین به باورها و تآییدات ما می رسد.

 

توسط همین خواص ( در نظر دوئم ) شما دیگر نمی توانید گزاره های علم را به طور مستقل بررسی یا رد کنید بلکه آنها را تنها در مجموعه ای از گزاره های علم می توانید بیازمایید و همینطور ( در نظر کواین ) واحد معنا ، کل علم است و نیز این به باورها نیز بسط می یابد و شما می توانید باور خاصی را که دوست دارید نگاه دارید و در مقابل تنها در مجموعه باورهای خود تغییرات مناسب را اعمال کنید که این خاصیت ( به زعم کواین ) از همین خاصیت کل گرا بودن باورها بر می خیزد ( که شرح آن در نوشتار بعدی خواهد رفت ).

 

خلاصه همانطور که بیان شد این بحث ، بحثی صرفاً فلسفی ست که در فلسفه  ، مشکلات تئوریک زیادی ( به خصوص به صورت کل گرایی معنایی ) به بار آورده است و در ادامه سعی های فیلسوفان مختلفی را برای رد و یا جلوگیری از بسط آن خواهید دید .

 

-------------------------------

 

سوال دیگر نیز در مورد فیلسوفان کل گرا بود ، بدین صورت که فیلسوفان کل گرا چه کسانی هستند و آیا اصلاً فیلسوف کل گرا داریم ؟

 

جواب به این سوال کمی مشکل است زیرا به واقع بیان شفافی که نشانگر این باشد که فیلسوفی کل گراست تقریباً نداریم و بسیاری از فیلسوفان از حوزه های دیگر فلسفی مانند فلسفه ذهن و علم تا فلسفه زبان و علوم شناختی  بعد از برخورد با این مقوله به دنبال تثبیت یا رد آن بوده اند .

 

در این زمینه و با شرحی که رفت می توان فیلسوفانی نظیر : کواین ، دیویدسون ، دیوید لوئیس ، دنت ، ندبلاک ، چرچلند ، فودور و لپور و حتی دامت و چند فیلسوف دیگر را نام برد که پیرامون این مطلب بحث های فراوان و دقیقی کرده اند که شرح تعدادی از آنها در نوشتارهای بعدی خواهد آمد.

 

اگر از این منظر بنگریم می توان فیلسوفانی را نام برد ، البته خود مطرح شدن کل گرایی را در حوزه خاص تری ( فلسفه علم ) می توان به دوئم و سپس کواین نسبت داد ولی اینکه آیا آنها به معنای امروزی آن واقعاً کل گرا بوده اند می توان تردید کرد .

 

------------------------------------

 


لینک
   کل گرايی و کل گرايی معنايی (۱)   

 

 

 

کل گرایی

   

-------------------------

 

1) مقدمه

 

دراینجا بحث به صورت خاص تر بر سر کل گرایی معنایی ست . کل گرایی معنایی را می توان اینگونه تعریف کرد :

Semantic holism is a doctrine about the metaphysically necessary conditions for something to have meaning or content“(1 

 

 

بدین معنی که : کل گرايی معنايی آموزه ای است پيرامون شرايط ضروری متافيزيکی برای بعضی چيزها تا ( بتوانند )‌معنا يا محتوا داشته باشند .

 

برای فهم بهتر کل گرایی مناسب است که در ابتدا به معنای خصوصیات آناتومیک بپردازیم که در روشن شدن معنای کل گرایی کمک خوبیست .

 

خصوصیت آناتومیک (2) در مقابل اتمیک آورده شده ، و می توان آن را اینگونه تعریف نمود :

 

A property is anatomic just in case if anything has it, then at least one other thing does“(3

 

خصوصیتی آناتومیک است تنها اگر هر شیء ای آن خصوصیت را داشته باشد ( به طور متافیزیکی بتوان نتیجه گرفت که ) حداقل یک شیء دیگر نیز آن خصوصیت را دارد .

 این رابطه را می توان با خصوصیت بیان شده دراین عبارت روشن تر ساخت :

 

 4)Ontological interdependence of at least two things”

 

به معنی همبستگی هستی شناسانه حداقل دوچیز( با یکدیگر).

 

مثال برجسته آن رابطه خواهر و برادری ست ، اینگونه که اگر کسی خصوصیت خواهر بودن ( یا برادر بودن ) را دارا باشد پس حتماً کس دیگری نیز خواهد بود که خصوصیت برادر بودن ( یا خواهر بودن ) را داراست ، من نمی توانم تنها کسی در جهان باشم که با این خصوصیت معرفی می شوم و به محض اینکه این رابطه را به کسی اطلاق کردیم ضرورتاً در سر دیگر این رابطه شخص دیگری ست که خصوصیت دوم را دارد.

 

این ضرورت البته از تعاریف علمی نیامده بلکه متعلق به حوزه معناشناسی ست .

به طریقی معکوس ، خصوصیتی که آناتومیک نباشد ( به لحاظ متافیزیکی ضروری نباشد ) اتمیستیک است :

 

 An atomistic or punctuate property is one which might, in principle, be instantiated by only one thing (5

 

خاصیت اتمیستیک به طور ضروری ربطه ایی دوطرفه لازم ندارد و به تنهایی موجود است مانند فیل بودن ، بدین صورت : از اینکه یک فیل وجود دارد ضرورتاً نمی توان نتیجه گرفت که فیل دیگری نیزضرورتاً وجود خواهد داشت .

 

این بحث بکلی خارج از این است که بگوییم مثلاً با وجود یک فیل وجود پدر و مادرش ضروری می شود(6) و یا وجود غذا و غیره در پیرامون آن به واقع ضروری ست :

 اولاً) این مبحث پیرامون ضرورتی متافیزیکی (و معناشناختی) ست که در این حال ( با خواهر / برادری مقایسه کنید ) این گزاره « که فیل وجود دارد» ضرورتاً ما را ملزم به وجود این گزاره که « فیل دیگری نیز وجود دارد » نمی کند .

 ثانیاً ) می توان فیلی را در نظر گرفت که پدر و مادر ندارد و هیچ چیز نیز نمی خورد ، در این حالت می توانید به وجود فیل اذعان کنید بدون اینکه با گزاره ای دیگر به صورت ضروری (والزامات معناشناختی) درگیر باشید ، استقلال گزاره اول علی رغم این واقعیت که فیل از پدر و مادر خود به دنیا می آید حفظ می شود.

 ثالثاً ) این را در نظر داشته باشید که گزاره « این یک دختر است » شما را ملزم به تایید گزاره ای  پیش از آن نمی کند اما به محض وجود برادر و یا خواهر دیگر ِ آن دختر با اظهار این جمله که « الف یک خواهر است » شما به یک رابطه دوتایی( خواهر / برادری) اذعان کرده اید که به لحاظ معناشناختی ضروری  هستند(7) .

 

حال می توان کل گرایی را راحت تر تعریف کرد :

 

Holistic properties are properties such that, if anything has them, then lots ؛of other things must have them too                                                                                             8)

 

 خواص کل گرایانه ، خاصیت هایی هستند به طوریکه اگر هرچیزی آنها را داشته باشد بنابراین تعداد زیادی چیزهای دیگر نیز باید آنها را داشته باشند( این تعریف کمی مبهم می نمایاند ولی بزودی بیشتر روشن خواهد شد ).

 

یعنی مثلاً اگر گزاره ایی معنا داشته باشد پس باید ضرورتاً خیلی از گزاره های دیگر نیز معنی داشته باشند ، در واقع خصوصیت کل گرایی یک نمونه از خصوصیات آناتومیک است ولی به گونه ای دیگر ، مثلاً در مورد( خواهر/ برادر بودن) ،این رابطه  رابطه ای بازگشتی ست یعنی خواهر بودن ضرورتاً برادر بودن را(به لحاظ معناشناختی ) به همراه دارد و برادر بودن ، خواهر بودن را ولی ایندوفقط رابطه ای دوگانه و دوطرفه دارند یعنی یکی فقط دیگری را لازم می کند ولی در مواردی اینگونه نیست مثلاً اعداد طبیعی ، اعداد اول ، معناداری کلمات و یا ترجمه و غیره .

 

در اعداد شما رابطه ای رفت و برگشتی ( مثل خواهر/ برادری ) ندارید بلکه این رابطه رو به جلو است یعنی اگر مثلاً 3 عدد اولیست و عدد اول بعد از آن 5 ، عدد اول بعدی دوباره 3 نخواهد بود بلکه 7 است و همینطور 9 و الی آخر.

 

البته همانطور که در تعریف نقل شده دیدید ، آنها هیچگاه به بینهایت یا بی شمار بودن اشاره نمی کنند بلکه تنها به خیلی یا تعداد زیادی اشاره می رود و این احتیاط شاید به خاطر مشکلی ست که در تعریف بینهایت وجود دارد و یا مثلاً در معنادار بودن .

 بینهایت معنا بوجود آمدن کاررا دشوار  و باعث درگیر شدن و تعریف و توجیه مسايلی می شود که در اینباره پدید می آید والبته  آنها با زیرکی از آن طفره رفته اند.

 

[ در آخر بد نیست که به یک تعریف نکته بینانه تر از ندبلاک نیز در تعریف کل گرایی معنایی ( یا ذهنی ) اشاره کنیم :

 

 

Mental (or semantic) holism is the doctrine that the identity of a belief ؛content (or the meaning of a sentence that expresses it) is determined by its place in the web of beliefs or sentences comprising a whole theory or group of theories.”(9

 

او می گوید : کل گرایی ذهنی ( یا معناشناختی ) آموزه ای است بدین مبنا که اینهمانی محتوای باور ( یا معناداری جمله ای که آن را اظهار می کند ) توسط موقعیتش درشبکه باورها يا جملات ما تعیین می شود که آنها به نوبه خود کل تئوری يا گروهی از تئوری ها را دربردارند .

 

او به بسط و دقت در این بحث می پردازد که از حوصله ( حداقل ) این بخش از مطالب خارج است و در فرصتی مناسب هم به مرور آن خواهیم پرداخت و هم اصل مقاله را در اختیار دوستان قرار خواهم داد . ]

 

 

 

----------------------------------------------------

 

پانوشت ها :

 

مقدمه پانوشت : این مطالب اکثراً از کلاس درسی دکتر مهدی نسرین در پژوهشگاه تحلیلی گرد آمده است و همینطور ارجاعات معمولاً به کتابیست که شرح آن خواهد آمد و نیز گاهی ارجاعاتی به مقالات ومنابعی مرتبط با آن خواهد بود که در در صورت ارجاع ذکر خواهد شد. کتاب زیر منبع اصلی ست :

 

(1)Holism A shopper’s guide / Jerry Fodor and Ernest Lepore, University of Ottawa first published 1992. (p.1)

 

(2) این اصطلاح ربطی به کاربرد مشابه آن مثلاً در پزشکی یا زیست شناسی ندارد ، و تعریف دیگری دارد که در ادامه مطالب آمده است.

 

(3) (Holism A shopper’s guide p.1)

 

(4) این مطلب از درون مقاله ای ست که شرح بسیار خلاصه  و نکته واری از کتاب نقل شده است و قسمتی از آن در اینجا  در اختیار دوستان قرار گرفته است .Fodor and Lepore vs_ Holism  

 

(5) (Holism A shopper’s guide p.1)

 

(6) در اینجا این رابطه را می توان رابطه علی خواند یعنی رابطه ای که وجود والدین را در وجود فیل لازم می داند و حال

می توان این بحث را پیش کشید که آیا رابطه علی ، ضرورتی متافیزیکی (و یا در اظهار ، معناشناختی ) را پیش نخواهد کشید ؟  آیا می توان رابطه علی ( یا به قول پاتنم رابطه علی مناسبی ) را شرط معنی داری در نظر گرفت ؟ و یا اگر باشد این شرط ، الزاماً  ضرورتی متافیزیکی و یا معناشناختی را به پیش خواهد کشید ؟ ، در اینجا همانگونه که نقل شد گزاره « این فیل وجود دارد » را می توان علی رغم این رابطه علی بیان کرد زیرا مثلاً می توان این را فرض گرفت که این فیل بعد از مرگ والدین خود هنوز زنده است و یا بدون وجود هیچگونه غذایی مدتی زندگی خواهد کرد ، پس قید این رابطه علی ما را ملزم به بیان اظهاراتی ضروری در خصوص والدین او نمی کند، در آینده سعی خواهم کرد که نوشتاری را به همین مطلب و نظریاتی که پاتنم در این مورد دارد و در قالب مغز در خمره مطرح می کند اختصاص دهم ، او در آنجا تز معنی شناسی برون گرایانه را مطرح می کند که به همین مطلب و نظریه ارجاع  اشاره دارد.

 

(7) البته در اینجا بحث دیگری را برای خدشه به خصوصیت اتمیستیک می توان به پیش کشید، این مطلب در حین گفتگویی میان من و برادرم به میان آمد که شاید بتوان بر آن تآمل کرد : وصف یک عنصر وجودی در یک جمله ، به آن خاصیت کل گرایانه می دهد . این بحث جالبی ست که علی رغم اینکه می تواند مورد انتقادات قرار گیرد ولی می توان مدخلی برای بررسی بیشتر به آن پرداخت واگر بتوانم در انتهای بحث به صورت ضمیمه ای آن را مطرح خواهم کرد.

 

8) (Holism A shopper’s guide p.3)

 

 

(9)Holism, Mental and Semantic’ Ned Block, Department of Philosophy New York University

 

 

-------------------------------------------------------------

 

ادامه دارد

 

--------------  

 


لینک