کل گرايی و کل گرايی معنايی (۸)   

 

کل گرایی

 

-----------------------------------------------------------

 

 

4.5) نظریه پراگماتیستی کواین در علم  و جمع بندی بحث

 

 

 

ابزار انگاری یا عمل گرایی ( پراگماتیسم ) کواین :

 

در قسمت پیشین ما به ارائه تز دوئم و همینطور تز کواین / دوئم پرداختیم و در انتهای بحث به نظریه پراگماتیستی کواین نزدیک شدیم ، حال در این نوشتار به شرح بیشتر این نظر می پردازیم.

 

در نظر کواین علم تنها یک چارچوب مفهومی را فراهم کرده است که ما بتوانیم  یک سری فرضیه های گذشته را توضیح دهیم و سپس در پیش بینی آینده به کار ببندیم .

 

بدین ترتیب تمام مفاهیم ِ کنونی علم که در توجیه و تبیین پدیده های تجربی  مورد استفاده قرار می گیرد جز ابزاری که در این احوال به کارتر و مفید ترند نیستند و شاید زمانی به کارگیری نقش خدایان باستان و اساطیر در تبیین علمی کارآمدتر باشند که در اینصورت در استفاده از آنها نباید تردید کرد .

 

این کلیتِ نظر ابزار گرایانه کواین نسبت به علم است ، اینکه ما اکنون از فلان نظریه فیزیک در مورد پدیده ای از جهان بهره می بریم به دلیل تبیین و توضیح بهتریست که این نظریه ارائه می دهد و ابزاریست کارآمدتر ونیز تنها همین دلیل است که باعث شده تا ما مثلاً از جنگ خدایان ِ اسطوره ای و یا هر چیز دیگری در آن مورد استفاده نکنیم. (1)

 

این نظرِ کواین بسیار به پراگماتیسم نزدیک است بدین گونه که او تنها نتیجه کار که همانا تبیینی بهتر و توجیهی کارآمدتر است را  مهم می پندارد و هیج تعهد مطلقی به منحصربفرد بودن و یگانگی علم در این مورد ندارد و بدین طریق می گوید که باید رئالیسم علمی  که علم را عینی و تنها راه تبیین پدیدارهای تجربی می داند کنار گذاشت . 

 

طبق نظر کواین در مواجهه با داده های یاغی ، هر گزاره را می توان حفظ کرد به شرط آنکه در سایر بخشها ی دستگاه تنظیمات جبرانی را اعمال کنیم ، حال کواین در تجربه گرایی بدون جزم خود می گوید که در استفاده از فرضیه های فیزیکی برای این آنها را انتخاب می کنیم که آنها کار آمد ترند یا به بیان دیگر آنها را بر اساس عمل گرایی یا پراگماتیسم انتخاب می کنیم .

 

قبل از جمع بندی بحث مان در مورد کواین خوب است که  به یک تز معروف از " پرس " اشاره کینم که می تواند راه گشای ما و کمکی برای نتیجه گیری باشد :

 

تز پرس :  یک گزاره تنها بر اساس روابط تاییدش (2) با روابط حسی ما ست که معنی پیدا می کند.

 

این نظرآشکارا نظری تحقیق گرایانه (3) است ، حال به خوانش دیگری از تز کواین/ دوئم توجه کنید :

 

تز کواین / دوئم :  روابط تایید پیشینی نیستند.

 

یعنی لزوماً نمی دانیم که چه چیز ، چه چیزی را تایید می کند ( روابط تایید پسینی هستند ) ، این خوانش با تز پرس کاملاً همخوانی دارد  یعنی کواین روابط تایید را پیشینی و جدا از تجربه حسی ما و یا به عبارت دیگر ماقبل تجربی نمی داند و آنها را وابسته به تجربه ما می داند که این ازتز عدم تمایز میان تحلیلی و ترکیبی ِ او و در واقع از انکار وجود گزاره های تحلیلی توسط او( که البته پیشینی هستند ) نیز آشکار است و می بینیم که تز پرس نیز بر همین نکته تاکید می کند.

 

جمع بندی :

 

کواین می گوید که واحد معنا کل علم است یعنی معنای تجربی همان سمانتیک است و کلمات تنها در جمله معنی پیدا می کنند و خود به خود معنی ندارند و مثلاً تعریف سگ یک گزاره نیست بلکه تمام گزاره هایی هستند که سگ در آنها به درستی آورده شده باشد ، حال اگر بتوان گفت که معنا همان تایید ( یا تحقیق ) است ( طبق اصل تحقیق پذیری و تز پرس ) موافق با خواسته کواین به کل گرایی معنایی رسیده ایم .

 

برهان کواین برای کل گرایی معنایی را می توان اینگونه خلاصه کرد :

 

1) کل گرایی تایید ( بر اساس تز پرس و تحقیق پذیری و تز کواین / دوئم )

 

2) تایید = معنا ( با توجه به تز پرس و کواین )

 

.........................

 

نتیجه : کل گرایی معنایی

 

در اینجا بحث ما در مورد نظرات کواین در مورد کل گرایی به پایان می رسد البته مطالب ناگفته زیادی نیز باقی مانده است که دیگر این نوشتار را زیادی به درازا می کشاند.

 

قبل از پایان بحث اشاره کنم که علاوه بر اشکالاتی که بر نظریات کواین رفت- مثلاً اینکه باورهای ما در شبکه ای با هم مرتبطند و با هر تغییر، کل شبکه نیز مورد تغییر و تاثیر قرار می گیرد ، به نظر می رسد که آشکارا با این نظر او که می توان گزاره ای دلخواه را تنها با اعمال تغییرات مناسب در دستگاه ، دور از گزند تغییرات نگاه داشت ، متناقض است – ایرادات دیگری نیز بر آن وارد می دانند که بعضی از آنها وابسطه به نوع خوانشی ست که از آراء کواین می شود که اگر فرصتی باقی بود به صورت نوشتاری مستقل به طرح نظرات موافق و مخالف با کواین می پردازیم .

 

می توان این بحث یعنی بحث کل گرایی را ادامه داد ، زیرا فیلسوفان دیگری نیز به مقابله و یا تایید این نظر فلسفی می پردازند ولی از آنجاییکه بحث کواین خیلی طولانی شد ، با وقفه ای در این میان موافقم و بعد از مدتی احتمالاً به مروری بر آراء دونالد دیویدسون در مورد کل گرایی خواهیم پرداخت .

 

------------------------------------------------------

 

پانوشت ها :

 

(1) این نوع استدلال شبیه به نظر ِ " استنتاج بر پایه بهترین تبیین " است ، بر اساس این روش هرگاه نظریه ای بتواند 1) همه پدیده های مورد نظر را تبیین کند و 2) این تبیین را بهتر از هر نظریه  دیگری انجام دهد بنابر این ما این نظریه را می پذیریم .

 

(2)  روابط تایید، روابطی هستند که معنای یک گزاره را با توجه به روابط دیگری مانند تجربه حسی ، باورها و ... بیان می کنند ، بر اساس تز پرس گزاره ها وقتی برای ما معنی دار هستند که با توجه به روابط حسی ما ( تجربه های حسی و نتایج ذهنی آن ) تایید شوند .

 

(3) تحقیق گرایی نظریه ایست که از پوزیتیویست های منطقی به ما رسیده است ، آنها گزاره ای را معنی دار می دانستند که قابل تحقیق پذیری و یا آزمون و تجربه حسی باشد ، طبق این نظر معنی هر گزاره با شرایط تحقیق پذیری و یا شرایط آزمون و مشاهده تجربی آن یکی ست ( حتی اگر به صورت علی الاصول باشد ).  

 

 

---------------------------------------------------

 

پایان ِ قسمت نخست

 

------------------------------------

 

 

 

 


لینک
   کل گرايی و کل گرايی معنايی (۷)   

 

 

 

کل گرایی

 

------------------------------------------------

 

 

 

4.4) تز دوئم ، ادعای کواین/ دوئم

 

در نوشتار قبلی به معماری آراء کواین در مقاله دو جزم ِاو پرداختیم و در این قسمت به بیان تز دوئم که کواین از آن در استدلال خود استفاده می کند می پردازیم و سپس سعی می کنیم که در نوشتار بعدی  به  جمع بندی بحثمان در مورد آراء کواین در زمینه کل گرایی بپردازیم که البته کمی نیز به درازا کشیده شده است .

 

تز دوئم را می توان اینگونه خلاصه کرد :

 

آزمایش فیزیکی هیچ گاه نمی تواند فرضیه منفردی را محکوم کند بلکه  تنها می تواند کل و یا دسته ای از نظریه ها را محکوم کند .

 

بدین معنی که اگر آزمایشی مخالف پیش بینی های فیزیکدان باشد ، آنچه او می تواند فرا گیرد آن است که دست کم یکی از فرضیاتی که گروه مقدمه را تشکیل می دهد غیر قابل قبول است و باید تغییر کند ، اما آزمایش هرگز نمی تواند مشخص کند که کدامیک از آنها را باید مورد این تغییر قرار داد.

 

یک فرضیه منفرد در فیزیک مانند فرضیه مثالی الف ،هیچ گاه با یک گزاره مشاهدتی مانند ب ابطال نمی شود ، البته توجه داشته باشید که دوئم لازم می داند که یک فرضیه همیشه با یک سری از فرضیات کمکی همراه باشد و مثلاً فرضیه الف با یک سری از فرضیات کمکی دیگر مانند ن1 ، ن2 ، ن3 و ...... همراهی می شود و برای همین است که اگر آزمایشی در مخالفت با این نظریه نتیجه ای را اعلام کرد این به معنای ابطال قطعی فرضیه الف نیست بلکه کاملاً محتمل است که یکی از فرضیات کمکی مانند ن1 ، یا ن2 ، یا .... دارای مشکل بوده و باید تغییر داده شود .

 

بدین ترتیب دوئم به چیزی به نام  " آزمایش سرنوشت ساز " (1) در فیزیک معتقد نیست و به همین  دلیل او خصیصه ای را برای دانشمندان در نظر می گیرد به نام " شّم ِخوب " ،  که این دیدگاه زیرکانه را هرگاه دانشمندی داشته باشد ، می تواند بفهمد که در واقع باید در کدامیک از فرضیات کمکی تغییرات لازم را ایجاد کند و توسط این خصیصه او می تواند آن فرضیه کمکی که نیاز به بهبودی و یا تغییر دارد را کشف کند .

به نظر دوئم آزمایش در فیزیک تنها مشاهده یک پدیدار نیست بلکه علاوه بر آن تفسیر نظری  این پدیدار نیز هست بنابراین او مشاهده در فیزیک را نظریه بار می داند بدین معنی که تنها تفسیر نظری پدیده ها است که استفاده از ابزارهای مورد کاربرد در فیزیک را میسر می کند. (2)

 

حال کواین با توجه به آراء دوئم این نظریه را بسط می دهد و به یک تز کل گرایانه می رسد.

 

 

تز کواین / دوئم ( تز کل گرایانه ) :

 

فرضیه ای را ( هر فرضیه ای در هر زمینه ای ) وقتی که به  تنهایی در نظر گرفته شود ، نمی توان با مشاهده و آزمایش ابطال کرد ولی وقتی آن فرضیه پاره ای از یک گروه نظری باشد می توان این کار را انجام داد .

 

بدین ترتیب نظریه کواین در مورد هر فرضیه سطح بالا (3) صادق است  و همچنین گروه فرضیات که در هر وضعیت خاصی آزموده می شوند ، عملاً محدود است و شامل کل معرفت بشری نمی شوند .

 

از همینجا می توان آن جمله معروف کواین را فهمید که می گوید : واحد معنا کل علم است .

 

بر طبق این نظر اخیر، کواین می گوید که :

 

 من می توانم تنظیمات جبرانی مناسبی را در نقاط مختلف این دستگاه ( دستگاه نظریات و یا در اینجا دستگاه باورهایم ) انجام دهم تا بتوانم گزاره خاصی  که اکنون توسط آزمونی مورد خدشه وارد شده را نگاه دارم و او را بیرون نبرم .

 

در اینجا بعد از شناخت آراء کلی کواین مروری نیز بر تزعدم ترجمه او که قبلا ً نیز بدان اشاره شده است می اندازیم :

 

Translation is not determined by the set of all physical truths (facts), known and unknown. For any pair of languages and theory of translation T for those languages, there are alternative theories of translation, incompatible with T, that accord equally well with all physical truths (facts(. (4)

 

تز عدم ترجمه کواین می گوید که :

 

ترجمه ( انتقال  یا تحویل ) با مجموعه ای از تمام حقایق فیزیکی ( فکت ها ) ، اعم از معلومات و مجهولات معین و مشخص نیست ( نمی شود ) . برای هر جفت زبان و نیز تئوری ِ ترجمه مثلاً الف برای آن زبانها ، تئوری های پیوستار دیگری از ترجمه ، که با الف ناسازگاراست ، وجود دارد که با تمام حقایق فیزیکی به همان خوبی سازگار و هم آهنگ است . 

 

تحویل علم به مجموعه مشخصی از نظریه ها ممکن نیست ، رئالیسم علمی که تنها تبیین را علم به معنی یک سری از گزاره های علم میداند و آنها را یگانه و عینی می پندارد اشتباه است زیرا برای هر تئوری برای بیان حقایق فیزیکی ، تئوری دیگری وجود دارد که با تمام آنها به همان خوبی سازگار است والبته این تئوری لزومی ندارد که همان صورتبندی ِ تئوری های پیشین را داشته باشد ( مثلاً می تواند از اساطیر یونان بهره برده باشد ).

 

مطابق این نظر هیچ نظریه ترجمه ای وجود نخواهد داشت که کاملاً حقایق اصیل را شامل شود ، اصلاً "امر واقع " راجع به اینکه زبان یک شخص چه معنایی دارد وجود ندارد و یا امر واقع راجع به آنچه شخص به آن باور دارد وجود ندارد .

 

دراینجا و با توجه به مطالبی که گفته شد به نظریه عمل گرایی کواین می رسیم ، به نظر کواین ما باید رئالیسم علمی را کنار بگذاریم .

 

در نوشتار بعدی که آخرین قسمت از بحث ما در مورد نظرات کواین پیرامون کل گرایی ست به بیان ابزارانگاری و پراگماتیسم کوایینی در مورد علم و همینطور جمع بندی بحث می پردازیم .

 

------------------------------------------------

 

پانوشت ها :

 

(1) آزمایش سرنوشت ساز به زعم دوئم اینگونه ا ست که :

 

 دو نظریه الف1  و الف2  را فرض کنید ، آزمایشی مانند ب میان الف1  و الف2  سرنوشت ساز خواهد بود که اگر الف1  پیشبینی کند که ب نتیجه ج را خواهد داد و در الف 2 ، ب  نتیجه  پ  را  ، آنگاه اگر ب را انجام دهیم و ج اتفاق افتد آنگاه الف 2 از صحنه خارج می شود ، پس آزمایش ب بین ایندو سر نوشت ساز است .

 

(2) در مورد نظریه بار بودن ، این توضیح بد نیست که این رای  قویاً توسط چند تحقیق روانشناسان تجربی ، تقویت شده و مورد توجه بسیار است . مثلاً آزمون هایی مانند مکعبی که قابل دیدن از دو وجه است ، یعنی می توان آن را توسط یک وجه بیرون زده آن که نظر ما را در بداهت امر جلب می کند نگریست و سپس با کمی تمرین می توان آن را بر اساس وجه زیرین نیز نگاه کرد که ناگهان جای خود را به وجه رویی می دهد . و یا عکس اردکی که در عین حال خرگوش نیز هست و در ابتدا تنها خرگوش بودن آن به نظر می رسد ولی به زودی و با توجهی  بیشتر می توان اردک را نیز دید ، و چندین آزمایش تجربی دیگر از این دست.

 

(3) فرضیه سطح بالا ( یا سطح دوم )  فرضیه ایست که : نمی توان آن را به صورت مجزا با تجربه مقایسه کرد ، بلکه تنها با عطف فرضیات دیگر می توان این کار را انجام داد .

 

(4) این قسمت بر گرفته از مقاله ایست به نام  :

 

 IN DEFENSE OF QUINE “,   ARYEH WEINSTEIN,     Harvard University

 

 

-------------------------------------------------

ادامه دارد

 

---------------

 


لینک
   کل گرايی و کل گرايی معنايی (۶)   

 

 

 

کل گرایی

 

--------------------------------------------

 

 

4.2) معماری آراء کواین ( در مقاله دوجزم )

 

 کواین در مقاله معروف خود به نام  " دو جزم تجربه گرایی " (1)  به معرفی دو جزمی که تجربه گرایان ( به خصوص در آن زمان اعضای حلقه وین ) در نظر می گرفتند می پردازد و آنها را مردود می شمارد و به معرفی تجربه گرایی بدون جزم می پردازد.

 

 او به تمایزی که تجربه گرایان در مورد گزاره های تحلیلی و ترکیبی قائل می شوند اشاره می کند و می گوید که نمی توان چنین تمایزی را قائل شد و آن را فرضی متافیزیکی می داند و سپس به انتقاد از تحویل گرایی می پردازد که قائل به آزمون پذیر بودن فرضیه ها ( کلاً تمام گزاره ها در همه علوم ) به صورت گزاره هایی منفرد است ، در حالی که او واحد معنا را کل علم معرفی می کند .

 

در این مقاله ادعا های کواین را می توان اینگونه نمایش داد :

 

در مقابل جزم های تجربه گرایی :

 

 1) عدم امکان بدست دادن معیاری برای تمایز نهادن میان گزاره های تحلیلی و ترکیبی .

 

2) استدلال علیه تحویل گرایی توسط ارائه تز کواین / دوئم.

 

 

هدف کواین این است که با کمک از دو مقدمه بالا و رسیدن به تجربه گرایی بدون جزم به کل گرایی تایید برسد که شرح آن خواهد رفت .

 

درانتقاد اول (یعنی عدم امکان بدست دادن تمایزی میان گزاره های تحلیلی و ترکیبی ) کواین می خواهد تمایزاتی را که خوانندگان می گویند به او عرضه شود وسپس آنها را رد کند.

 

[به دلیل آنکه بحثی تقریباً مفصل در مورد گزاره های تحلیلی و ترکیبی وهمینطورطرح نظریات کانت وکواین در همین زمینه ، در این وبلاگ صورت گرفته است (2) بنابراین شما را برای مرور،  به همان نوشتارها ارجاع می دهم و در اینجا تنها نگاهی مختصربر آن  می کنیم ]

 

به طور خلاصه کواین ابتدا اینکه چگونه یک گزاره را تحلیلی می نامیم ، ما را مجبور به ارائه دلالیلی می کند :

 

ما برای ارائه دلایل خود احتمالاً چنین استدلالهایی را می آوریم :

 

 مانند ترادف : مثلاً برای اینکه بگوییم جمله « همه مجردها بی همسرند » تحلیلی ست می توان گفت که مجرد همان مترادف بی همسر بودن است .

 

 و یا تعویض پذیری حافظ الصدق : بدین صورت که هرگاه در جمله ای جای کلمه ای را با کلمه دیگری عوض کنیم صدق جمله به هم نریزد ، مثلاً به جای تهران عبارت پايتخت ايران را قرار دهيم و حال به نظر می رسد که نبايد صدق جمله به هم ريخته باشد چون انگار اين دو هم مرجع هستند و به يک چيز دلالت دارند ، ولی آيا حقيقتاً اينطور است ؟

 

 و یا قواعد معناشناسیکی که کارنپ مطرح می کند بدین صورت : همانطور که ما قوائد منطقی را معرفی می کنیم و در آن گزاره های با " صدق منطقی"  می سازیم می توانیم قوائد زبانیی را نیز تحت عنوان مثلاً قواعد-ال معرفی کرده و حال یک جمله زبانی را تحت همان قواعد زبانی ، تحلیلی بدانیم.

 

حال بعد از این راه حل ها کواین به رد آنها می پردازد ، مثلاً در مورد ترادف ، او می گوید که ترادف چیست ؟ اگر آن رجوع به فرهنگ لغت است خود فرهنگ های لغت از کجا می آیند ؟ آنها مسماً توسط عده ای پژوهشگر از میان مردم و با توجه نوع به کار رفتن آنها توسط مردم جمع آوری می شود ، پس هیچگونه قید پیشینی بودن بر آنها نمی توان نهاد. (3)

 

در انتقاد دوم کواین طریق ِ تحویل علم ، به گزاره های منفردی که قابل آزمون پذیری و ابطال ِ مستقل باشند را رد می کند ( به صورتی که پوزیتویست های منطقی مد نظر داشتند که معنای یک گزاره تحقیق پذیربودن آن گزاره است حتی به صورت علی الاصول )

 و با کمک دوئم این خاصیت را بسط می دهد تا به مجموعه باورهای ما و تاییدات ما نیز برسد و در این حال تاییدات ما به صورتی کل گرایانه تمام  شبکه باور ما را تحت تاثیر قرار می دهد ( البته در اینجا مشکلاتی پارادکسیکال با نظرات خود او شکل می گیرد زیرا او از طریقی دیگر معتقد است که می توان باور دلخواهی را تنها با تنظیماتی مناسب در سیستم باورها از گزند تغییرات محفوظ نگاه داشت).

 

در نوشتار بعد تز دوئم و همینطور ادعای کواین / دوئم و نیز نظریه پراگماتیستی ِ کواین از علم را مورد بحث قرار می دهیم.

 

-----------------------------------------------------

 

پانوشت ها :

 

(1) مقاله دو جزم تجربه گرایی ِ کواین را می توانید در همین وبلاگ ،  در پانوشت قسمت دوم از   " گزاره های تحلیلی و ترکیبی در نظر کانت و کواین (2) " در اختیار داشته باشید.

 

(2) این بحث در سه نوشتار تحت عنوان گزاره های تحلیلی و ترکیبی در نظر کانت و کواین مرور شده است .

 

(3) بحثی کامل تری در مورد ترادف و همچنین ایرادات دیگر او به راه حل های مطرح شده ، در همین وبلاگ در همان عنوانی که در پانوشت دوم ذکر شد آمده است .

 

--------------------------------

 

ادامه دارد

 

------------------------------------------------

 

 


لینک
   کل گرايی و کل گرايی معنايی (۵)   

 

 

---------------------------------------------

 

 

4.2) ایراداتی به برهان

 

در پایان نوشتار قبلی ، ما به برهانی که از سوی کل گراها ارائه شد اشاره کردیم و نیز دیدیم که برای فرار از دام کل گرایی باید بر این برهان و همینطور ادعای کواین ایراداتی وارد کرد ، حال در اینجا سعی داریم که این کار را به انجام برسانیم .

 

در اینجا بار دیگر آن برهان را می آوریم :

 

مقدمه 1) بعضی خصوصیات معنی شناختی آناتومیک هستند ( مثل باور علی به الف )

 

لم :اگر علی به الف باور داشته باشد به گزاره های دیگری نیز که معادل الف نیستند هم باور دارد.

 

مقدمه 2) تمایز اصولی بین گزاره هایی که علی برای باور به الف باید باور داشته باشد و گزاره هایی که برای باور به الف لازم نیست که داشته باشد وجود ندارد (مشابه با ادعای کواین )

 

....................

 

نتیجه برهان ) خصوصیات باور علی به الف کل گرایانه است .

 

 

به مقدمه 1 می توان مانند این ایرادات را وارد کرد :

 

 1) خود مقدمه ممکن است نتیجه دلایل و مقدمات دیگری باشد.

 

 2) ما هیچ تعهدی و الزامی در مورد معناداری ( سمانتیکِ ) خصوصیات نداریم و یا اینکه خیلی از گزاره های معناشناختی به واقع آناتومیک نیستند.

 

با توجه به استلالاتی که در مورد گزاره های الف ، ب و ج کردیم ( در نوشتار قبلی ) می توانیم در مورد مقدمه 2 بگوییم که :

 

 1)  به صورت استاندارد ، ممکن است تمایز اصولی دیگری نیز میان گزاره های ترکیبی و تحلیلی داشته باشیم.

 

 2) در مقدمه 2 ، این خوانش با خوانش کواین که می گوید گزاره تحلیلی نداریم متفاوت است .

 

نتیجه برهان قبل را می توان به گونه ای دیگر به شکل صورت برهان زیر ارئه کرد :

 

صورت برهان : اگر بعضی از الف ها ب باشند و تمایزی اصولی میان ب هایی که الف هستند و الف هایی که ب هستند وجود نداشته باشد آنگاه همه الف ها ب هستند ( نتیجه کل گرایانه ).

 

 

اصولاً به این نوع از برهانها ، استدلالهای تسلسلی(1)  می گویند مانند تپه شنی یونانیان :

 

به این صورت که اگر یک شن از این تپه برداریم بازهمان تپه را می بینیم ( در آن تغییرخاصی مشاهده نمی شود) و اگر دو تا برداریم نیز به همینگونه و تا اینکه به آخر برسیم ، یعنی هیچگاه تمایز و مرزی اصولی میان تپه جدید و تپه قدیمی نمی توان کشید .

 

 و یا مانند کشتیی که بدنه آن را یکی یکی ( مانند یک پیچ و یا یک تکه کوچک چوب ) عوض می کنیم ودر آخر کشتی را به کلی نو می کنیم در اینجا نمی توان به راستی گفت آیا این کشتی همان قبلی ست یا کشتی دیگری ست و در چه زمانی این تغییر و گونه گونی از کشتی کهنه به کشتی نو انجام پذیرفته است .

 

البته عده ای علت آن را ابهاماتی که در زبان طبیعی وجود دارد می دانند ، حال از آن که بگذریم انگار در مورد باورهای ما نیز ( چنانکه در صورت برهان آمده ) اتفاقی نظیر آن می افتد .

 

 استیچ در این زمینه می گوید :

 

 آدمی که دارد فراموشی می گیرد از باورهای ما فاصله می گیرد ولی نمی توان مرز آن را تعیین کرد که یعنی چه موقع او دیگر تهی از باورها ( و باورهایی که ما ازاو می شناختیم یا می پنداشتیم ) است  و یا این که بگوییم مثلاً برادر من باید چقدر بفهمد تا

 را مثل انیشتین بفهمد ( درکی مانند او از این فرمول داشته باشد )E=mc۲

 

در اینجا به دو خوانش از باورهای علی اشاره می کیم :

 

کوتاه بُرد ( ضعیف ) : شما نمی توانید به الف باور داشته باشید مگر آنکه به گزاره های دیگری نیز باور داشته باشید .

 

دور بُرد ( قوی ) : گزاره های دیگری وجود دارند که شما نمی توانید به الف باور داشته باشید مگر آنکه به آنها باور داشته باشید .

 

در اینجا می بینیم که در خوانش اول تنها براینکه  باور الف بر گزاره های دیگری نیز استوار است اذعان می شود ولی دومی وجود آنها را در نظر دارد و بر ضرورت وجود آنها برای داشتن باور الف تاکید می کند .

 

 خوانش دور برد احتمالاً به شدت از لم ارائه شده در برهان بالا حمایت می کند و راه را به کل گرایی باز می کند ولی قبل از آن ، این خوانش باید به ما بگوید که چرا چنین گزاره هایی وجود خواهند داشت ؟ و آیا آنها لزوماً تابع شبکه بودگی کواینی هستند ؟ و اگر وجود دارند آیا براستی نمی توان تمایزی میان آنها قائل شد؟

 

 این دو خوانش بعداً به درد ما خواهند خورد ولی حالا بهتر است که به معماری نظرات کواین  و استدلال های او دراین زمینه ( کل گرایی ) بپردازیم .

 

در نوشتار بعدی به مقاله دو جزم نگاه می کنیم و سعی می کنیم به طور خلاصه نظرات او را در این مقاله مرور و به پیامد هایی که نظر او در کل گرایی به بار خواهد آورد اشاره کنیم .

 

------------------------

 

پانوشت ها :

 

(1) Sorties  : استدلاهای تسلسلی

 

 

 

 

---------------------------------

 

ادامه دارد

 

----------

 

 

 


لینک