معرفت شناسی (۱۲)   

معرفت : باور صادق موجه + ؟

 

چالش گتیه ( Gettier Problem ) 4

 

A. Goldman

در نوشتار پیشین ، واکنش کیث لرر و توماس پاکسون را نسبت به مثال های نقض گتیه اجمالا ً بررسی کردیم ، حال در این نوشتار ، واکنش آرمسترانگ ( D. M. Armstrong) را پیرامون چالش گتیه طرح خواهیم کرد. همانطور که در نوشتارهای پیشین نیز یادآوری شد ، این واکنش پیش از آرمسترانگ در آراء فرانک رمزی ( F. P. Ramsey ) و پی. اونگر ( P. Unger) نیز دیده شده است ، در ادامه به طرح واکنش الوین گلدمن ( Alvin Goldman ) نیز خواهیم پرداخت . (1)

..........................................................

2)   واکنش آرمسترانگ : توجیه براساس روش های اطمینان آور( Reliable Methods )

مسئله مهم در این نگرش آن است که ما ، روشهای مختلفی در بدست آوردن باورهایی گوناگون درباب موضوعی واحد داریم . روشهایی مانند برهان و استدلال ، درون نگری و شهود ، تکیه بر آراء و گفته های دیگران و ... . اختلاف این روش ها ، در دید این فیلسوفان به جهت ، میزان اطمینان آور بودن آنهاست یعنی در اینجا مساله تبدیل می شود این که باید دید کدام روش مطمئن تر است ؟  یا بیشتر می توان به آن اعتماد کرد .

در نظر این فیلسوفان و به دلیل مثال های نقض گتیه ، شرط توجیه نمی تواند به تنهایی ، کفایتی در نشان دادن صدق باوری خاص را داشته باشد و باید با شرطی دیگر تعویض  شود . آن شرط این خواهد بود : باور باید از روشهای اطمینان آوری بدست آید . بنابراین تحلیل ، تعریف معرفت و شروط آن اینگونه خواهد بود :

شخص S گزاره P را می داند ، اگروتنهااگر،

1)    گزاره P گزاره صادقی باشد .

2)    شخص S گزاره P را باور داشته باشد .

3)    شخص S باور به گزاره P را از روشی اطمینان آور بدست آورده باشد .

آقای اسمیت از اعتماد خود به دخترش ، خود را در باور به گزاره صادق ِ« یکی از اعضای خانواده تلفن همراه خریده است » موجه می داند ، اما آیا این راه ، راه مطمئنی است ؟ به نظر می رسد که اسمیت باید روش مطمئن تری را در رسیدن به چنین باوری در نظر می داشت و اعتماد به دروغگو نبودن دخترش راهی مطمئن نبوده است ... .(2)

به نظر می رسد که ابهام در مفهوم اطمینان آور بودن روش ، برای این نظریه مشکلاتی را فراهم می کند و البته باید جوابی برای این پرسش نیز یافت شود که دقیقا ً لزورم جایگزین کردن چنین شرطی به جای شرط توجیه در تعریف معرفت چیست ؟ آیا این شرط جدید بواقع مطمئن تر و قوی تر از شرط توجیه ( Justification Condition ) پیش از آن  است ؟

این گروه از فیلسوفان مقصود خود را از اطمینان آور بودن : یا

1 ) " کاملا ً اطمینان آور بودن " به حساب آورده و در واقع به نوعی خطاناپذیر بودن ( Infallible )  روش مذکورمعتقدند که به نظر مشکل ساز می آید و دایره را بسیار تنگ و بیش از حد محدود می کند به گونه ای که ما مجبور خواهیم شد که برخی از روش های معمول در بدست آوردن توجیه را از دایره روش های خود خارج کنیم و

 2 ) یا در غیر این صورت ، نظر به چیزی مثل " اغلب اطمینان آور بودن " دارند که به نظر ، بعید می رسد مشکلی را حل کند و درضمن ادعای بزرگی را نیز مطرح نکرده است و موارد نقض بسیاری را در بر دارد . پس با در نظر گرفتن تعبیر اول ( یعنی کاملا ً اطمینان آور بودن روشی که باور را توسط آن کسب می کنیم ) و یا تعبیر دوم ، در نهایت به پیامدهایی می رسیم که برای این گروه ، درد سر ساز خواهد بود .

مثلا ً این که یا باید دایره موارد معرفت ما بسیار تنگ و ناچیز شود ( یعنی تمامی موارد و روشهای مشکوک باید کنار گذاشته شوند که در اینصورت چیز زیادی برای دانستن نخواهیم داشت ) یا در غیر اینصورت موارد نقضی که در شرط توجیه مشکل ساز بودند در این شرط نیز مشکل ساز خواهند بود . اتفاقات و تصادفات ، شانس و اقتران های خارج از اراده انسان ، نقص آگاهی انسان از اتفاقاتی که امکان رخ دادن دارند ، اتفاقات و واقعیاتی که باورهای مختلفی که امکان شکل گرفتن دارند را خنثی می کنند و مثال ها و موارد بسیار دیگر، از نکات مشکل سازی است که این نظریه با آنها دست به گریبان است .

...................................................

3)   واکنش الوین گلدمن : تحلیل بر پایه روابط علی ( Causal Relations ) درباب تعریف معرفت  

در نگرش آلوین گلدمن ( Alvin Goldman ) ، نقش " رابطه علی " ( Causal Relation ) درباب رابطه باورنده با واقعیت و یا در واقع پیرامون چگونگی صادق شدن یا بودن باوری ، و درادامه موجه بودن آن مهم است . باور جدا از نظریه های مختلفی که در باب صدق وجود دارد ، برای صادق بودن ، رابطه ای را با واقعیت بنا می نهد ، این رابطه در توجیه آن باور نیز مهم است ، در نظر گلدمن این رابطه ، رابطه علی است .

A. Goldman

گلدمن ، در مقاله خود به نام « تئوری علیتی ِ دانستن » (3) درباب رابطه علی ، و نقش آن در کسب معرفت توضیح می دهد . این رابطه در فرآیند توجیه ، نقش پررنگ تری را ایفا می کند : آقای اسمیت با اینکه به نظر می آید که گزاره صادقی را باور دارد : « یکی از اعضای خانواده او تلفن همراه خریده است » ، ولیکن در باور به چنین گزاره صادقی ، موجه نیست چراکه به نظر گلدمن ، اسمیت رابطه علّی مناسبی را با گزاره مذکور ( یا واقعیت مذکور) برقرار نکرده است . موجه بودن ( Justified ) ظاهری آقای اسمیت درباب این گزاره ، از امری غیر از علت واقعی صادق بودن این گزاره آمده است ( یعنی از اعتماد او به دخترش نه از این واقعیت که همسر او تلفن همراه را خریده است ) (4).

در اینجا باید میان اقتران اتفاقی ( Contingent Coincidence ) و اقتران ضروری ( Necessary Coincidence )  تمایز قائل شد ؛ بر اساس شانس ( Chance ) و اتفاق ( Event, Accidence ) ، آقای اسمیت در گزاره صادقی ، توانست تا موجه بماند ( با اینکه حتی دخترش تلفن همراه نخریده بود ) ولی این رابطه ، ضرورتی ( Necessity ) را در خود ندارد ( اگر بر حسب اتفاق همسر وی تلفن همراه را نخریده بود ، اسمیت به گزاره ای کاذب باور داشت ) .

پس بنابر آنچه گفته شد ، شرط توجیه در دیدگاه گلدمن و همراهانش با شرط جدیدی که حاوی رابطه علّی است جایگزین می شود ، پس :

شخص S گزاره P را می داند ، اگروتنهااگر،

1)    گزاره P صادق باشد .

2)    شخص S به گزاره P باور داشته باشد .

3)    انچه گزاره P درباره آن است ، علت باور شخص S به گزاره P باشد .

مطابق آنچه درباب نظریه های پیش از این گفتیم ، این نظریه نیز از ایرادات و انتقادات متعددی رنج می برد ، از جمله آنها ابهام در مفهوم علیت ( Causality ) است ، آن هم نه در موضعی مثل متافیزیک ( که تقریبا ً تکلیف ما با مفهوم ضرورت و علیت روشن است ) بلکه علیت در فرآیند صدق و توجیه . به نظر می رسد جدا از ابهام بالا ، اگر مفهوم علیت و رابطه علی را نیز بپذیریم ، باورهای اندکی را می توانیم دارای چنین خصوصیتی بدانیم ، مگر اینکه از قدرت ( Authority ) این رابطه بکاهیم و آن را ضعیف کنیم .

از جمله ایرادات مهم دیگر، معرفت به آینده است ، یا به عبارتی حوادث و اتفاقاتی که هنوز رخ نداده اند ، به نظر می رسد که رابطه علی مشکلاتی اساسی با این موارد داشته باشد ، چگونه می توان درباب اتفاقات و حوادث آینده ، تحلیلی علّی ارائه داد ؟ و ... .(5)

در نوشتار بعدی که احتمالا ً آخرین بخش از این سلسله نوشتارها باشد ، به بررسی دو مورد دیگر از واکنش های مطروحه در مواجه با مثال های نقض گتیه خواهیم پرداخت .

 

پانوشت ها :

1)     برای آشنایی یا یادآوری مثال مذکور ( مثال نقض گتیه و همینطور مثال های دیگری در این باب ) به نوشتارهای پیشین یعنی " چالش گتیه 1 " و " چالش گتیه 2 " رجوع کنید . 

2)     برای دیدن مثال کامل گتیه ( یا درواقع داستان آقای اسمیت ) به نوشتار دوم از سلسله نوشتارهای « باور صادق موجه + ؟ » قسمت " چالش گتیه 2 " رجوع کنید .

3)     آلوین گلدمن : « نظریه علیتی دانستن " : Alvin Goldman, “A Causal Theory of Knowing “. The journal of philosophy, (1967) ،ضمنا ً به این مقاله در کتابی که مشخصات آن در پی می آید پرداخته شده است ؛ به نام " Epistemology, Contemporary Readings " ، که مجموعه مقاله هایی است که توسط " Michel Huemer " گردآوری و ویرایش شده است . از انتشارات " Routledge " ، 2002 . با مقدمه ای از " Robert Audi " ... .

4)     طرح کلی این واکنش ها که در این نوشتار مطرح شده است ، برگرفته از کتاب : " معرفت شناسی " نوشته منصور شمس از انتشارات طرح نو است ؛ بقیه ، بسط ها و توضیحاتی اضافه برای روشن تر شدن موضوع مورد بحث بوده است و همچنین از کتابی که در پانوشت دوم آمد یعنی : " Epistemology, Contemporary Readings " ، ویرایش و گردآوری : " Michel Huemer " و همچنین از کتاب های زیر به طور مختصر : Skepticism, A Contemporary Reader ، Edited by : “ Keith DeRose “ and “ Ted A. Warfield” ، از انتشارات : Oxford ، 1999؛ و همچنین کتاب : Philosophical Skepticism ، Edited by : “ Charles Landesman and Roblin Meeks “ ، از انتشارات : Blackwell ، 2003  ؛ و همینطور از دو منبع زیر که به فارسی موجود است : کتاب : " نظریه شناخت " ، نوشته : رودریک چیشلم ، ترجمه : دکتر مهدی دهباشی ، از انتشارات :حکمت ؛ و همچنین کتاب : " جستارهایی در معرفت شناسی معاصر " نوشته : مرتضی فتحی زاده ، از انتشارات : طه ؛ و ... .

5)      علاوه بر انتقادات هیوم ( که کمابیش یا آن آشنایی داریم ) ، بیاد بیاورید مقاومت ارسطو را در مواجهه با دترمینیسم یا اعلام حکمی که رواقیون و مگاریون درباب آینده می کردند . رابطه علی در طول زندگی خود تا کنون ، علاوه بر اینکه تقریبا ً همیشه مطرح بوده است ولیکن مورد جرح و تعدیلات بسیار قرار گرفته است ، جان سرل ، هیلاری پاتنم ، جری فودور ، کریپکی . بسیاری دیگر از فیلسوفان جدیدتر نیز از خوانشی متعادل تر از رابطه علی ، در کارهای خود استفاده کرده اند ... .

 

ادامه دارد

 

 


لینک