منطق تکليف (۱)   

منطق تکلیف ( Deontic Logic )

1.    مقدمه

منطق تکلیف حوزه ای از منطق است که درباب مفاهیم هنجارین [normative]، نظام هایی از هنجارها [norms] و استدلال هنجارین تحقیق و پژوهش می کند. واژه ی « deontic » از اصطلاح یونانی « de′on » که به معنای  « آنچه که الزام آور است » یا « آنچه شایسته است » مشتق شده است. جرمی بنتام [Jeremy Bentham] (1983) واژه ی « deontology » ( تکلیف یا فریظه شناسی ) را برای « علم اخلاق » بکار برد، و فیلسوف اتریشی ارنست مالی [Ernst Mally] (1926)، که در سال 1920 نظامی از « اصول بنیادین منطق باید و نبایدها » را ارائه داده بود، نظریه خود را « Deontik » نامید. مفاهیم هنجارین شامل مفاهیم الزام ( باید )[1]، اجازه ( ممکن است )[2]، منع ( ممکن نیست )[3] و مفاهیم مربوطی از قبیل مفهوم حق[4] است. نظام های منطق تکلیف، علاوه بر ادات و سورهای جمله ای معمول، دربردارنده ی ثوابت منطقی ای هستند که  برخی از این مفاهیم هنجارین را نمایش می دهند.

  اغلب تألیفات جدید درباب منطق تکلیف بر پایه ی این دیدگاه انجام می شود که منطق تکلیف شاخه ای از منطق موجهات است و اینکه مفاهیم الزام، اجازه و منع مشابه با همان وجه های التیک[5] [منطقی] ضرورت، امکان و محال [عدم امکان] به یکدیگر مربوط می شوند. این دیدگاه به فلسفه قرون وسطی باز می گردد، برخی از فلاسفه ی قرن چهاردهمی مشابهت هایی را میان وجه های التیک [منطقی] و تکلیفی مشاهده کردند و تعبیرهای تکلیفی ( هنجارین ) قوانین مختلف منطق موجهات را مورد بررسی قرار دادند. به طریقی مشابه، لایب نیتس [Leibniz] (1930) مقولات تکلیفی الزامی،Leibniz مجاز و ممنوع را « وجه های قانونی » ( Iuris modalia ) خواند و بیان کرد که اصول بنیادین منطق موجهات، وجه های قانونی را نیز در خود دارند. درواقع لایب نیتس پیشنهاد کرد که وجه های تکلیفی را می توان در چارچوب وجه های التیک [منطقی] تعریف کرد؛ مطابق با نظر او، مُجاز ( Licitum ) :

  آن چیزی است که انجام دادنش برای یک انسان خوب، امکان پذیر است،

و  الزامی ( debitum ) :

  آن چیزی است که انجام دادنش برای یک انسان خوب، ضروری است.

بسط و توسعه ی معاصر منطق تکلیف از زمان انتشار مقاله ی ون رایت [Von Wright] ( 1957 [1951] ) به نام « منطق تکلیف »، مبتنی بر بررسی مشابهت های میان وجه های التیک [منطقی] و هنجارین آغاز شده است.



[1] Obligation (ought)

[2] Permission (may)

[3] Prohibition (may not)

[4] right

: Alethic modality  [5]  وجه التیک وجهی است که به ضرورت و امکان منطقی اشاره دارد در مقابل گونه های دیگر ضرورت و امکان. مثلا ً ناممکن بودن انجام کاری که انجام آن واقعا ً و منطقا ً ناممکن باشد آن را می توان ناممکن التیک نامید و وقتی که مثلا ً می گوییم او کسی بود که هرگز نتوانست ثروتمند باشد این یک محال منطقی نیست و غیر التیک است - م.

-------------------

 

 


لینک