منطق تکليف (۲)   

 


2. مقدمه ی دوم 

همانطور که در نوشتار پیشین بدان اشاره شد، منطق تکلیف ( Deontic Logic ) در پی صورتبندی بایدها و نبایدها و استدلال های حاوی آنها است. البته قبل از هرچیز می توان پرسید که چگونه می توان منطقی را برای جملات حاوی امر و نهی و باید و نباید و ... و این قبیل مفاهیم تأسیس کرد ؟ همانطور که می دانید هم منطق قیاسی و هم منطق فرگه ای ( منطق گزاره ها ) تنها با جملات خبری ( یا جملات اتمیک ) کار می کنند، جملاتی ازقبیل « انسان حیوان است »، « هوا سرد است »، « علی کارمند است » و ... . اما زبان ما یا همان زبان طبیعی ( natural language ) تنها به همین جملات محدود نمی شود، بلکه شامل بسیاری از دیگر انواع جملات است که نه منطق قیاسی و نه منطق فرگه ای ( چه گزاره ها و چه محمولات مرتبه ی اول ) توانایی صورتبندی آنها را ندارند :Ludwig Wittgenstein and Georg Henrik von Wright ازقبیل جملاتی که درباره ی اوصاف حرف می زنند مثل : « برخی انسان ها همه ی صفات خوب را دارند »، که کار صورتبندی این جملات را منطق محمولات مرتبه ی دوم به عهده دارد. ویا جملاتی که حاوی وجه ( modality ) ها هستند. خود وجه ها انواع مختلفی دارند مثل وجه های ضرورت و امکان، یا وجه های زمانی مثل چنان بوده است یا چنان خواهد بود که، و ... که کار صورتبندی هریک را منطقی به عهده گرفته است مثلا ً جملات حاوی وجه های ضرورت و امکان در منطق موجهات ( modal logic ) مورد بررسی قرار می گیرند، جملات حاوی وجه های زمانی در منطق زمان ( tense (temporal) logic ) بررسی می شوند و ... .

 حال از انواع دیگر جملات، جملات دستوری یا تجویزی هستند که درباره ی بایدها و نبایدها صحبت می کنند مثل : « دروغ نگو ! »، « دروغگویی مجاز نیست »، « انسان خوب باید راست بگوید »، « شراب نخور! »، « خوردن گوشت مجاز است » و ... . همانطور که در مثال های فوق دیده می شود، مفاهیم تجویزی و دستوری را می توان به دو طریق بیان کرد : (1) به گونه ی امری و دستوری مثل « دروغ نگو ! »، و (2) به صورت خبری که گزارشی از اوامر صادر شده بدست می دهند مثل « انسان خوب باید راست بگوید ». پس همانطور که دیده می شود می توان در مقابل انتقاد کسانی که می گویند منطق ازآنجاییکه که تنها جملات خبری را مورد بررسی قرار می دهد نمی تواند جملات حاوی مفاهیم تجویزی را بررسی کند اینگونه جواب داد که درست است، منطق نمی تواند جملات امرگونه را ( مانند موارد (1) ) مورد بررسی قرار دهد ولیکن می تواند جملات خبری ای را که حاوی این مفاهیم هستند صورتبندی کند و یا لااقل مانعی برای انجام این کار، به لحاظ منطقی، وجود ندارد.Ernst Mally

 اولین کسی که به منطق تکلیف پرداخت و سعی کرد تا نظامی را برای بررسی این گونه از جملات ارائه کند، مالی ( Mally ) در سال 1926 بود، ولیکن نظام منطقی که او پیشنهاد داده بود مورد توجه منطقدانان قرار نگرفت. او سعی کرده بود که توسط سیستم اصل موضوعی، نظامی را تأسیس کند. علت عدم موفقیت مالی این بود که جملاتی از آن نظام قابل استنتاج بود که بکل مخالف شهود ما بود. البته او دلیل این امر را مبهم بودن مفهوم یا واژه ی باید در زبان طبیعی ما می دانست؛ برای مثال یکی از جملات منتج در نظام او جمله مقابل بود : Op <--> p . توضیح اینکه در نظام او حرف O نمایانگر « باید یا اخلاقا ً الزامی است » بود و تعبیر جمله ی فوق به صورت سرراست این است که هرکاری انجام شود اخلاقی است و برعکس !.

 نفر بعدی که به صورت جدی به این منطق پرداخت، فیلسوف هلندی Georg Henrik von Wright فن رایت ( von Wright ) در سال 1951 بود که مقاله ای به نام « منطق تکلیف » را در مجله ی Mind ارائه داد. این مقاله با یک ایده شروع می شد که این ایده هنوز هم محوریت بحث های حول و حوش منطق تکلیف را به عهده دارد. ایده ی او این بود که : درواقع منطق موجهات ما دارای چند شاخه است که یکی از آنها وظیفه ی بررسی ضرورت و امکان را دارد که به آن « منطق موجه ضرورت و امکان ( alethic ) » می گویند، شاخه ی دیگر منطق موجهات، منطق تکلیفی است.

 از آن زمان تا کنون منطق تکلیف گونه ای از منطق های موجه محسوب می شود و درآن چارچوب مورد بررسی قرار می گیرد؛ البته به علت پیچیدگی بسیار مفاهیم تجویزی و بررسی جملات و استدلالات حاوی آنها، این منطق معمولا ً در سطح منطق موجه گزاره ها باقی می ماند و به منطق موجه ی محمولات که خود دارای پیچیدگی های فراوان است وارد نمی شود.

بعد از این مقدمه، در نوشتار بعد، به طور اجمالی نظام فن رایت را معرفی می کنیم.


 

 

 


لینک