منطق تکلیف (7)   

پاردکس های منطق تکلیف

در چند نوشتار پیش از این بررسی نظام ابتدایی فن رایت و نیز نظام استاندارد به پایان رسید. ازجمله مسائل بسیار مهم در منطق تکلیف پارادکس ها و برخی تعارضاتی است که در این سیستم ها رخ می دهد، برخی از آنها از پیش از طرح این سیستم ها نیز مطرح بوده اند و برخی مخصوص به نظام های تکلیفی است.  

 ازجمله پارادکس های و تعارضات معروف در این زمینه می توان به: پارادکس راس ( Ross Paradox )، پارادکس پرایور ( Prior Paradox ) یا پارادکس التزام ( Paradox of Commitment )، پارادکس انسان نیکوکار ( Good Samaritan )، پارادکس تعارض تکالیف ( The Paradox of Opposite Obligations )، پارادکس چیزوم ( Chisholm Paradox ) یا پارادکس الزام متضاد با وظیفه ( Contrary-to-duty Paradox )، دوحدی جورجنسن ( Jorgensen’s Dilemma )، پارادکس می بایست - که - دانست یا پارادکس الزام معرفتی ( The Ought-Chisholmto-know Paradox or The Paradox of Epistemic Obligation ) یا پارادکس اکوست ( Aqvist )، و غیرو اشاره کرد. در نوشتارهای بعدی به تعدادی از این پارادکس ها خواهیم پرداخت.

1. پارادکس راس

این پارادکس توسط آلف راس (1) طرح گردیده و در دو گونه قابل مشاهده است یعنی در مورد امور الزامی یا بایدی و نیز در حوزه ی امور تجویزی؛ مثال درباب امور بایدی :

1. پیتر باید ( یا لازم است که ) نامه ای را پست کند ( Op ).

2. پیتر یا باید نامه ای را پست کند یا باید آن را بسوزاند ( Op Ú Oq ).

یا ( بر اساس قواعد نظام ) 3. پیتر باید یا نامه ای را پست کند یا آن را بسوزاند ( O(p Ú q) ).

در مثال بالا 2 ( و 3 ) مشکل زا است، یعنی در حالت عادی ما چنین الزامی را نداریم.

مثالی درباب امور تجویزی :

1. پیتر مجاز است آب بنوشد ( Pr ).

2. پیتر مجاز است آب بنوشد یا مجاز است شراب بنوشد ( Pr Ú Ps ).

3. پیتر مجاز است آب بنوشد یا شراب بنوشد ( P(r Ú s) ).

اینجا نیز مشکلی مشابه وجود دارد، نوعی نقض شهود، مثلا ً در قوانین فقهی این مشکل بارزتر می شود.

نظر هنسن ( Hansson ) :

هنسن در اینجا این مسأله را طرح مChisholmی کند که اگر ما نظام را به صورت یک شبکه منسجم نگاه کنیم به مشکل فوق برخورد نمی کنیم، یعنی مثلا ً در مورد امور تجویزی ما در جایی دیگر در نظام فوق داریم که Ps ~ یعنی این الزام که نباید شراب خورد ( یا خوردن شراب مجاز نیست ) و با قیاس انفصالی با ( Pr Ú Ps ) به Pr می رسیم.

مشکل دیدگاه هنسن :

اگر تکیه ی ما به راه حل فوق باشد در جاهایی در منطق، خود منطق نمی تواند کمک کننده باشد مثلا ً در جاهایی قیاس انفصالی از کار می افتد و قابل اعمال نیست. مثال زیر بیانگر مشکل فوق است :

1. باید به همسایه ات کمک کنی ( Oh ).

2. باید به همسایه ات کمک کنی یا باید با او همدردی کنی ( Oh Ú Oe ).

3. باید یا به همسایه ات کمک کنی یا با او همدردی کنی ( O(h Ú e) ).

ولی 3 قابل قبول نیست چرا که شما نباید بتوانید فقط قسمت همدردی را انتخاب کنید و این به لحاظ اخلاقی مشکل ساز است و کافی نیست. و همچنین در جایی دیگر در نظام خود ندارید که نباید با همسایه همدردی کرد. مشکل در اینجا یا ( Ú ) است، در منطق تکلیف ما یا را به معنای حق انتخاب لحاظ نمی کنیم یعنی وقتی ما جمله ی p Ú q را داریم به این معنا است که یکی از p یا q صادق است ولی به این معنا نیست که می توان بین آنها یکی را به دلخواه انتخاب کرد.

پاسخ یا ره حل اکوست ( Aqvist ) :

اکوست برای حل این مشکل « یای انتخابی » را معرفی می کند که به صورت عطفی حکم به مجاز بودن هر دو p و q را نیز می دهد :

 O+ (p Ú q) =df O(p Ú q) Ù Pp Ù Pq

البته این عطف ها و اجازه ها باید موجه باشند و احساس می شود که این راه حل کمی پا را از حوزه ی اخلاق بیرون برده و به امکان های دیگر مربوط می سازد. چنانکه دیده می شود پارادکس راس خیلی هم پارادکس به معنای متداول آن در منطق نیست و بهتر است آن را پارادکس نما بخوانیم. در نوشتار بعد به طور اجمالی پارادکس پرایور را بررسی خواهیم کرد.

 (1) Ross, A. 1941: “Imperatives and Logic,” Theoria, 7, 53-71. 

.


لینک