نگاهی بر تأثیرپذیری جان مک داول از دیویدسون و فرگه در نظریه ی معنا   

 

جان مک داول ( John McDowell )، دونالد دیویدسون و گوتلوب فرگه

مک داول، در بحث پیرامون نظریه ی معنا، یک دیویدسونی است و این را می توان در مقالات وی نیز بصراحت مشاهده کرد، اما نمی توان گفت صرفا ً یک دیویدسونی است. مک داول بسیار متأثر از فرگه نیز هست، به عبارتی، او یک نو-فرگه ای است، و درواقع، به تلفیق این دو دیدگاه می پردازد؛ این راMcDowell می توان هم از دفاع وی از فرگه فهمید و هم از بکارگیری ایده های فرگه ای در ارائه و توضیح مفاهیم جدیدتر که برای فرگه بدین صورت مطرح نبوده اند. درعین حال، وقتی به حوزه ی معرفت شناسی و فلسفه ی ذهن، و به عبارتی به رهیافت وی درباب رابطه ی میان زبان، ذهن و جهان، می پردازیم، می توان تأثیرپذیری وی از فیلسوفان دیگری را نیز مشاهده کرد، فیلسوفانی نظیر ارسطو، هگل، کواین، سلارز ( Sellars ) و غیره.

   مک داول تفسیر خود را از دیویدسون مطرح می کند و معتقد است که این تفسیر، بیشتر به آنچه که در ذهن دیویدسون حضور داشته است نزدیک است، تا تفسیر دامت از دیویدسون. در نگاه اول، مک داول، به نوعی مدافع نظریه های شرط صدقی درباب معنا است، رهیافتی که دامت ( Dummett ) با آنDummett مشکلات فراوانی دارد. مک داول درباب کل گرایی زیاد بحث نمی کند اما نگاه کل گرایانه ی دیویدسون را تأیید و بنوعی در مقابل نقدهای دامت از آن دفاع می کند. هم مک داول و هم دامت، همانند دیویدسون، بدنبال ارائه ی نظریه ای هستند که بتواند طریقه ی فهم زبان را بوسیله ی گوینده توضیح دهد. هریک از این سه فیلسوف، هدف مذکور را بصورت گوناگونی صورتبندی می کنند، در نظر مک داول، ما باید بدنبال نظریه ای باشیم درباب زبان، که معرفت به آن برای فهم زبان مذکور کافی باشد.

   درنظر دامت نیز اصولا ً یک نظریه ی معنا، یک نظریه ی فهم است اما خواسته های این دو از یک نظریه ی معنا، و پس از یک نظریه ی فهم متفاوت است؛ به عبارتی، دامت نوعی نگاه حداکثری و مک داول نوعی نگاه حداقلی دارد؛ برای دامت، یک نظریه ی معنا و پسDavidson یک نظریه ی فهم، به نوعی با یک نظریه ی معرفت همسنگ است. دیویدسون نیز معتقد بود که معرفت به کل نظریه ی صدق ( که حامل یک نظریه ی معنا است )، برای فهم  کل زبان کافی است.

 

   به این ترتیب، مک داول نیز همچون فرگه و دیویدسون، بدنبال ارائه ی یک نظریه ی معنا است، بدنبال ارائه ی نظریه ای است که ازطریق بررسی آن بتوان به فهم زبان رسید، به این ترتیب با دامت بر سر اینکه بهترین رهیافت برای بررسی و حل مشکلات پیرامون مفهوم معنا، ارائه ی یک نظریه ی معنا است موافقت دارد.

 

 .


لینک