پیروی از قاعده (1)   

 

تمایز تحلیلی / ترکیبی در نگاه کارنپ و انتقادات پاتنم

 

قسمت اول : تمایز تحلیلی / ترکیبی در نظر کارنپ و پیروی از قاعده

کارنپ میان جملات یا گزاره های تحلیلی و ترکیبی تمایز قائل می شود. این تمایز نهادن برای حل مشکلاتی بود که درباب نگرش پوزیتیوست ها پیرامون ارزیابی اظهارات (assertions) و بررسی عدم توافق ها (disagreements) وجود داشت. وی بدنبال ارائه ی معیاری برای چنین کاری بود. Carnapریشه ی این پروژه ی کارنپ به این اعتقاد وی باز می گشت که تضادی روشن میان مناقشات مابین متافیزیک سنتی و پرسش های روشنی که از ریاضیات، منطق و علوم طبیعی بر می خیزد وجود دارد. درواقع، کارنپ قصد داشت مشکل پوزیتیوست ها درباب آشتی دادن، از یک سو، معرفت به منطق و ریاضیات و از سویی دیگر، تجربه گرایی را حل کند.

   وی در این راه، قواعد و پیروی از آنها را مهم و ملاک تعیین معنای جملات و درک اظهارات می داند. بحث پیروی از قاعده (rule-following)، بحث بسیار مهمی در فلسفه ی زبان و بخصوص مسائل مطرح در نظریه ی معنا و نیز فهم اعمال زبانی و افعال گفتاری گویندگان است. شاید به نوعی، ریشه ی طرح این بحث به ویتگنشتاین و بخصوص کتاب « پژوهش های فلسفی » بازگردد. ویتگنشتاین در این کتاب، بحث پیروی از قاعده را طرح می کند و خودش به مشکلاتی که درباب آن بروز می کند می پردازد، و برای حل این مشکلات تلاش می کند. بسیاری از فلاسفه درباره ی این موضوع بحث کرده اند و خصوصا ً کریپکی، در نقد بحث پیروی از قاعده، نوعی از شک گرایی قوی را بر اساس درک عام ما از مفهوم معنا بیرون می کشد که در نوشته ایWittgenstein مستقل به آن می پردازیم.

   کارنپ پیشفرضی داشت مبنی بر اینکه : اگر محققان قرار است بر سر موضوعی موافق یا مخالف باشند، باید قواعد دقیق و صریحی را برای ارزیابی اظهارات شان تعیین و به اشتراک بگذارند. بنظر کارنپ، یکبار که ما بتوانیم قواعد زبان L را بدقت تصریح کنیم، آنگاه صدق برخی از جملات L ممکن است بتنهایی و صرفا ً از قواعد تصریح شده درباب زبان L نتیجه شود، درحالیکه ارزش صدق جملات دیگر L می تواند تنها ازطریق تحقیق تجربی کشف شود. جملات نوع اول، جملات تحلیلی (analytic) خوانده می شوند و جملات نوع دوم، جملات ترکیبی (synthetic). حال به اعتقاد کارنپ، ما صدق های ریاضی و منطقی را به عنوان جملات تحلیلی زبان نظام هایی درنظر می گیریم که در پذیرش آنها آزاد هستیم.

   ارزیابی (evaluating) جملات تحلیلی مستقل از توسل ما به شواهد تجربی صورت می گیرد. اما این راه حل کارنپ پیشفرض دیگری را نیز با خود داشت به این صورت که : اگر صدق جمله ی S بتواند از قواعد L استنتاج شود، این معقول است که S را بدون هیچ شاهد تجربی بپذیریم و اینکه معتقد باشیم S از عدم تأیید (disconfirmation) بوسیله ی هر شاهد تجربی مصون است. این پیشفرض کارنپ را می توان اصل تجربه گرایانه ی وی نامید :

اصل تجربه گرایانه ی کارنپ : این معقول (reasonable) است که معتقد باشیم جمله ی S از زبان L محفوظ یا مصون (immune) از عدم تأیید بوسیله ی تمام شواهد تجربی است اگر S تنها بر اساس قواعد L صادق باشد.

   بر اساس نگاه کارنپ، محققان در پذیرش هر ( مجموعه از ) قواعدی که به آن علاقه مندند مختارند، و به این وسیله در ملتزم ساختن خودشان به پذیرش ( بدون شاهد تجربی ) هر عبارتی که صدق آن صرفا ً از آن قواعد نتیجه می شود نیز آزاد خواهند بود. اما پذیرش مجموعه ای از قواعد برای زبان L که در آن صدق یک جمله ی مفروض S ممکن است بدون توسل به شاهدی نتیجه شود، دانستن یا معرفت به این است که S تنها با دیدن اینکه S از قواعد L بیرون می آید یا نتیجه می شود صادق است.

   پاتنم با چنین رهیافتی مشکل دارد. وی معتقد است که اعتقاد به چنین تمایزی ما را در توصیف واقعی عمل زبانی مان ( همچون توافق و عدم توافق و غیره ) با مشکل جدی مواجه می کند. پاتنم برای چالش با تمایزی که کارنپ وضع می کند جملات کاذبی را مطرح می کند که مثال های نقضی برای این ملاک کارنپ محسوب می شوند. در نوشته ی بعدی به طرح نگاه پاتنم می پردازیم.

 

..........................

منبع اصلی :

 Ebbs, Gary. Rule-Following and Realism. Harvard UP, 1997.

 

.


لینک
   سمینارهای پاییزه ی فلسفه ی تحلیل   

 

سمینارهای پاییزه ی گروه فلسفه ی تحلیلی IPM

           

  پژوهشگاه دانش­های بنیادی               

   (مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات)                                                                 

_________________________________________ 

 

سمینارهای فلسفه تحلیلی

پاییز 88

 

 4/8/88  : از مراغه تا کپرنیک: ماجرای مدل­ های سیاره ­ای غیر بطلمیوسی.

                امیرمحمد گمینی،  مؤسسۀ پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران.

                             

18/8/88  : آلستون و حذف توجیه در ارزیابی ­های معرفت شناختی.

                محمدعلی مبینی،  پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.

 

2/9/88  : مباحثی در فلسفه و ادبیات.

               ضیا موحد، مؤسسۀ پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران.

 

23/9/88 : صدق پذیری و شبه ­واقع ­گرایی در اخلاق.

               علی صبوحی، پژوهشگاه دانش­های بنیادی- پژوهشکدۀ فلسفه تحلیلی.

 

7/10/88 : نظریه عدالت رالز.

               امید کریم زاده، پژوهشگاه دانش­های بنیادی- پژوهشکدۀ فلسفه تحلیلی.

 

 

 

تهران- میدان نیاوران- پژوهشگاه دانش­های بنیادی

پژوهشکده فلسفه تحلیلی، تالار 1

ساعت: 18-16

تلفن: 22803669                            فکس:22828079

email: phil@ipm.ir

 

 

 

 

 

 

 


لینک