نگاهی دیگر به واکنش ها به چالش گتیه (1)   

توجیه

توجیه باید و نبایدی (Deontological Justification)

توجیه غیر باید و نبایدی (Non-Deontological Justification)

 

وقتی که درباره ی سرشت و چه بودگی توجیه بحث می شود، باید میان دو دسته از مسائل مختلف تمایز قائل شویم. نخست، اینکه ما با بکاربردن کلمه ی «توجیه» چه معنایی را قصد می کنیم. و دوم اینکه چه چیزی یک باور را موجه می کند. در اینجا، درباب قسمت دوم بحث می کنیم.Edmond Gettier

   بطور کلی، از میان دو دسته از معرفت شناسان، سنتی و غیر سنتی، سنتی ها معتقدند که برای مقابله با مشکل گتیه، باید فاکتور چهارمی را به آن اضافه کنیم (یعنی علاوه بر شروط باور، صدق و توجیه، به شرط چهارمی نیز نیاز داریم). معرفت شناسان غیرسنتی نیز دو دسته اند: گروهی اساسا ً شرط توجیه را کنار می گذارند. بنظر آنها اگر باور صادق، اطمینان بخش (reliable) نیز باشد و این اطمینان به گونه ای صورتبندی شود که جلوی مشکل گیته را بگیرد، دیگر نیازی به بحث توجیه نیست (گروه معتقد به اعتماد یا اطمینان گرایی (Reliabilism)). گروه دوم معتقدند که توجیه شرطی مهم و اساسی است، اما باید صرفا ً بر پایه ی اطمینان بخش بودن، پایه گذاری شود.

   توجیه در طرق گوناگونی ممکن است بکاربرده شود. وقتی ما کلمه ی توجیه را نه برای اعمال (مانند بحث موجه بودن عقلانی یا اخلاقی اعمال مان)، بلکه برای باورها بکار می بریم، لفظ «توجیه» می تواند به این صورت تعریف شود:

·        توجیه باید و نبایدی (Deontological Justification) :

S در باور به این که p (در باور به p)، موجه است اگروتنهااگر S، به p باور داشته باشد، درحالیکه چنین نباشد که S مجبور به باور نکردن p باشد [ملزم به خودداری از باورکردن p باشد].

   یکی از التزامات مهم در مورد باورها، تعقیب صدق (pursuit of truth) است ( مانند اعمالی که آنها را یا بر پایه ی اخلاق سنجش می کنیم یا احتیاط و عقلانی بودن ). حال سوال این است که برای داشتن باوری صادق، چه التزاماتی باید برآورده شود؟ برخی مانند معتقدان به اصالت شاهد یا شاهدگرایان (Evidentialists) چنین پاسخ می گویند که باورهایمان باید با شواهد دردست ما مطابقت داشته باشد. اما در این مورد باید بحث شود که این شاهد عبارت از چیست. بر اساس برخی نظرات دیگر، ما باید از هنجارهای معرفتی صحیح پیروی کنیم؛ که البته باید توضیح داده شود که این هنجارها چه هستند.

   راه توجیه بایدونبایدی را فلاسفه ای مثل دکارت، لاک، مور و چیزوم بررسی کرده اند. امروزه به علت نقدهای بسیار وارد شده بر آن، این راه قابل قبول نیست. Chisholmنقد اول: این رهیافت پیشفرض می گیرد که ما می توانیم درجه ی (به اندازه ی کافی) بالایی از کنترل را بر باورهایمان داشته باشیم؛ درصورتیکه بنظر می رسد باورها، صرفا ً برای ما اتفاق می افتند و چنان کنترلی در انتخاب آنها نداریم. نقد دوم: توجیه بایدونبایدی، نمی تواند توضیح دهد که باورها نباید بر اساس شانس صادق باشند؛ ممکن است باوری صادق، از طریق برآوده ساختن شرط توجیه بایدونبایدی بدست آید، اما در صادق بودن آن باور و پس درباب طریقی که این باور صادق درنظر گرفته شده است، شانس نقش اصلی را داشته باشد. مواردی مانند جهل جوامع و فرهنگ های مختلف، و یا سوژه هایی که به لحاظ فرهنگی ایزوله هستند و غیره، باورهایی را مطرح می کنند که به لحاظ معرفت شناختی معیوب اند، اما بنظر نمی رسد که این سوژه ها ( بر اساس نقطه نظر خود ) تحت التزاماتی برای باور نداشتن به این موارد بوده باشند. مشکل این است که آنها، راه های غیرقابل اعتمادی را بر می گزینند و چنین معرفت هایی، دارای نقص روش شناختی است.

با رد توجیه به شکل تعریف فوق، توجیه تعریف دیگری می یابد: یک باور صادق وقتی موجه است که ویژگی محتمل شدگی مناسب (proper probabilification) را داشته باشد.

·        توجیه غیر- بایدونبایدی (NDJ) :

S در باور به این که p، موجه است اگروتنهااگر S، به p، بر اساس مبانی ای باور داشته باشد که باور S به p را بطور مناسبی محتمل سازی کند.

بر اساس عقیده ی این گروه، یک باور ممکن است به لحاظ بایدونبایدی موجه باشد و شرط بیان شده در مورد توجیه بایدونبایدی را برآورده ساخته باشد، اما محتمل نباشد یا بطورمناسبی محتمل سازی نشده باشد و بنابراین راه برای تأثیرگذاری شانس در بدست آوردن آنها باز باشد. موارد مورد نظر آنها، فرهنگ های عقب مانده و یا سوژه هایی هستند که به لحاظ شناختی و معرفتی، کمبود دارند. چنین افرادی به مقدار محتمل بودن صدق باورهایشان و روش کسب آنها، و به قوت موجه بودن این باورها اهمیت نمی دهند یا آموزشی در این زمینه ندیده اند و غیره.

بحث بعدی پیرامون توجیه درونی و بیرونی، و نقش شواهد و راه های اطمینان بخش در کسب باورها خواهد بود.

...

برای مطالب تکمیلی در مورد این بحث، به دانشنامه ی آزاد استنفرد رجوع شود.

 

.

 


لینک