نگاهی بر آراء گوتلوب فرگه پیرامون مفاهیم معناشناختی از نظرگاه مایکل دامت (5)   

 

 

بخش پنجم: تن و نیرو

در این بخش دو مفهوم «تن» (Tone) و «نیرو» (Force) را معرفی می کنیم که کمتر در بحث ها پیرامون فلسفة فرگه دربارة آن صحبت شده است.

Dummett

1. تن

می توان بحث دربارة تن را با بیان یک مثال آغاز کرد. با توجه به دو جملة ذیل

(1) علی یک ایرانی است و فوتبالیست خوبی نیست،

(2) علی یک ایرانی است اما فوتبالیست خوبی نیست،

شهوداً درمی یابیم که جملات (1) و (2) دارای ارزش صدق یکسانی هستند، فرض کنید هر دو صادق اند. اما نکتة مهم این است که جابجایی «و» با «اما» تغییری در ارزش صدق این جملات بوجود نمی آورد؛ همانطورکه فرگه اشاره می کند «تفاوت «اما» با «و» در این است که آنچه پس از «اما» مى ‏آید، با آنچه قبل از آن انتظار مى ‏رود، مغایرت دارد. ولى این مسائل تأثیرى در اندیشه ندارد» (Frege, 1956: 295-296). اما باز هم بطورشهودی، اختلافی میان این دو جمله وجود دارد. برای نشان دادن این اختلاف، فرگه مفهوم «تن» را معرفی می کند. وی معتقد است که «و» و «اما» محتوای خبری (Sense) یکسان، اما تن های مختلفی دارند. همانند محتوای خبری، تن نیز جزئی از معنا به حساب می آید: تن یک عبارت، بخشی از آن چیزی است که بوسیلة شخصی که توانایی آن را دارد، فراچنگ آورده می شود (grasp). اما برخلاف محتوای خبری یک عبارت، تن، به تعیین ارزش صدق (truth value) جملاتی که عبارت مذکور در آنها وجود دارد، مربوط نیست.

   به این ترتیب، اختلاف هایی در معنا، که زیاد به یکدیگر مرتبط نیستند، به تن آن عبارات ارتباط خواهد داشت. بنابراین، کلمات «مرده» و «متوفی»، یا «راه رفتن» و «پیمودن»، در محتوای خبری با هم اختلاف ندارند، جابجایی یکی با دیگری، نه معنادار بودن آنها را تغییر می دهد و نه ارزش صدق هیچ جمله ای را؛ تا آنجاییکه این دو کلمه در معنا اختلافی دارند، اختلاف در تن آنها است. درواقع، محتوای خبری یک عبارت، معنای تحت الفظی (literal) آن عبارت را ارائه می دهد، یا به بیان دیگر، معنای آن عبارت را، وقتیکه تن آن برداشته شده باشد (Miller, 2007: 61).

   فرگه، تن را به همراه کردن (association) «ایده های» معینی با یک عبارت ارتباط می دهد. مقصود فرگه از «ایده ها» (ideas)، تصویرهای ذهنی (mental images) است؛ اما بنظر دامت، این تبیین قابل قبولی از تصویرهای ذهنی نیست. فرگه معتقد است که تصویرهای ذهنی، در اصل، غیرقابل به ارتباط گذاشتن یا ارتباط ناپذیرند (incommunicable)، یعنی هیچ دو نفری نمی توانند بدانند که آیا تصویر ذهنی یکسانی دارند یا نه (Frege, 1956: 300). به این ترتیب، تن، ویژگی ای از معنا خواهد بود که اساساً ذهنی یا سوبژکتیو (subjective) است. اما این نتیجه، نشان دهندة تناقضی در کار فرگه است: معنا، بر اساس هر نظریه ای، نمی تواند دراساس ذهنی باشد، چراکه باید بتواند بواسطة زبان منتقل می شود. معنا باید این قابلیت را داشته باشد که وقتی توسط فردی به کلمه ای الصاق یا همراه می شود، توسط فردی دیگر، بوسیلة بکارگیری آن کلمه، منتقل شود، وگرنه دیگر معنا محسوب نخواهد شد (Dummett, 1973: 85). اختلاف در معنا میان دو کلمه ای که به قول فرگه در تن اختلاف دارند، باید ویژگی ای عینی و اوبژکتیو باشد، یعنی بتواند توسط فردی که آن زبان را صحبت می کند، درک شود. بنظر دامت، بی توجهی فرگه به تن، به سبب بی علاقه بودن فرگه به تن است؛ برای او، تن یک ویژگی بسیار فرعی از معنا است که نیازی نیست زیاد هم به آن پرداخته شود. مطالبی که فرگه (به قول دامت) به نادرست دربارة تن می گوید با دیدگاه وی درباب محتوای خبری تناقض دارد، چراکه محتوای خبری چیزی است کاملاً عینی (objective).

 

2. نیروFrege

در زبان، جملات یا عبارات بیشماری وجود دارند که دارای شرط صدق (truth condition) نیستند، اما کاملاً معنادارند، مثلاً، جملة پرسشی «آیا علی یک ایرانی است؟». تاکنون، صرفاً به جملاتی پرداخته می شد که دارای وجه خبریبودند؛ اما می توان به وجه پرسشی و امری نیز پرداخت. حال باید دید دربارة معنای جملاتی که اینگونه اظهار می شوند چه می توان گفت. به قول دامت، «وجه» (mood)، ویژگی ای از شکل یک جمله و نیرو، به معناداری اظهار (utterance) آن جمله مرتبط است (Dummett, 1993: 202).

   ایدة فرگه آن است که معنای کامل یک جمله را بوسیلة یک جفت مرتب، که مشتمل بر محتوای خبری، بهمراه نشانه یا علامت (indication) نیرو برای اینگونه جملات است، نشان دهد (Miller, 2007: 62). البته وی هیچگاه واقعاً جزئیات چنین کاری را بیان نکرد. اما می توان با مثالی، این ایدة فرگه را توضیح داد. سه جملة زیر را که در سه وجه مختلف اظهار شده اند درنظر بگیرید:

(1) علی مدیر کارآمدی است.

(2) آیا علی مدیر کارآمدی است؟

(3) علی، مدیر کارآمد!

محتوای خبری جملة (1) اندیشه ای است که آن جمله بیان می کند، این که علی مدیر کارآمدی است. دربارة اندیشة مذکور کارهای زیادی می توان انجام داد، مثلاً، می توان آن را تصدیق کرد (assert)، پرسید که آیا صادق است یا نه، و امر کرد که آن اندیشه، اندیشة صادقی باشد. هریک از این اعمال زبانی (linguistic acts)، با نیروی متفاوتی تناظر دارند که ممکن است با اندیشة مذکور همراه گردد. پس می توان معنای جملات (1)-(3) را، به همان صورتی که فرگه درنظر داشت، یعنی در جفتهای مرتبی به شکل ذیل، ارائه دهیم:

(علی مدیر کارآمدی است، نیروی تصدیق)،

(علی مدیر کارآمدی است، نیروی پرسش)،

(علی مدیر کارآمدی است، نیروی دستور).

بنابراین، می توان گزارشی را از معنای تحت اللفظی انواع جملات و یا محتوای اظهارات متفاوتی از یک جمله، ارائه داد. نتیجه آنکه، در تعیین معنای کامل یک جمله، علاوه بر محتوای خبری، نیرو و تن نیز مشارکت دارند.

 

منابع

Dummett, Michael. (1973). Frege: Philosophy of Language. New York: Harper & Row, Publishers.

_______ . (1993). “Mood, Force, and Convention”. In Michael Dummett (1996b). (pp. 202-223).

_______ . (1996b). The Seas of Language. Oxford: Oxford University Press.

Frege, Gottlob. (1956). “The Thought: A Logical Inquiry”. Mind, New Series, Vol. 65, No. 259. (pp. 289-311).

Miller, Alexander. (2007). Philosophy of Language. New York: Routledge, Second Edition.

 

.


لینک