استدلال دیویدسون درباب ترکیبی بودن زبان های طبیعی   

 

مقدمهفهم زبان و معنا

دیویدسون درباب نظریه ی معنای خود دو ایده ی بنیادین دارد. این دو ایده عبارتند از اینکه (1) معرفت به چنین نظریه ای باید برای فهم زبان مورد نظر کافی باشد، و (2) اینکه شرط ضروری برای اینکه یک زبان قابل یادگیری [learnable] باشد این است که ارائه ی یک گزارش ساختی [constructive account ] از آن زبان امکان پذیر باشد.Donald Davidson درنظر دیویدسون، گزارش ساختی، گزارشی را از معنای یک جمله بر اساس معانی اجزاء آن و نیز وجوه مختلف ترکیب شدن این اجزاء با یکدیگر در یک جمله بدست می دهد  ( Ludwig, 2003, p. 36 ).

   دیویدسون معتقد است که با ارائه ی یک گزارش ساختی از زبان و نیز با داشتن نظریه ی صدقی که این گزارش ساختی را ارائه و روشن می سازد، می توان به فهم زبان نایل شد. در این راستا، صحت نظریه ی صدق ما، بنابر نظر دیویدسون، باید به آزمون تجربی گذاشته شود؛ این کار توسط معبر و بر اساس فرآیند تعبیر رادیکال انجام می پذیرد. یک نظریه ی صدق به شکل نظریه ی تارسکی، شرایط صدق یک جمله را ارائه می دهد؛ حال در نگاه دیویدسون، و بر اساس تزی فرگه ای، بدست دادن شرط صدق، یکی از راه های ارائه ی معنای آن است. از سوی دیگر، بر اساس کل گرایی وی درباب معنا، معنای یک جمله تنها در متن یک زبان قابل ارائه است. به این ترتیب، برای دیویدسون، معرفت به اینکه یک جمله تحت چه شرایطی صادق است، و پس معرفت به معنای آن جمله، همان فهم زبان است.

   در این راستا، دیویدسون در کارهای خود ابتدا التزامی را درباب کفایت [adequacy] هر نظریه ی معنایی برای یک زبان طبیعی مطرح می کند. این التزام بیان می کند که بر اساس هر نظریه ی معنای مناسب و با کفایت، باید ارائه ی گزارشی ساختی از معنای جملات در زبان مورد بررسی ممکن باشد. همانطور که بیان شد، درنظر دیویدسون، یک گزارش ساختی، در پی بدست دادن گزارشی از معنای یک جمله بر اساس معانی اجزاء آن و نیز وجوه مختلف ترکیب شدن این اجزاء با یکدیگر در یک جمله است. این تبیین ساختی از معنای جملات در زبان، « نظریه ی معنای ترکیبی » مورد نظر دیویدسون است، و زبانی که می توان برای آن چنین نظریه یا تبیینی را بدست داد زبان ترکیبی نام دارد.

 

استدلال دیویدسون در مورد ترکیبی بودن زبان های طبیعی

دیویدسون برای ترکیبی دانستن زبان های طبیعی دلایلی را ذکر می کند که به نام « استدلال قابلیت یادگیری » [learnability argument] مشهور است (ibid.). بر اساس این استدلال، تنها بر پایه ی ترکیبی بودن زبان های طبیعی است که می توان توضیح داد چطور استعداد یا توانایی نامحدود ما در سخن گفتن و فهم، در مقایسه با محدودیت های بیشمار ما، قابل درک است. به عبارتی، ما هستی هایی محدود هستیم و بدون زبان به این جهان وارد می شویم. اما در زمانی محدود زبان هایی را فرا گرفته و در آنها توانا می شویم که دربردارنده ی تعداد نامحدودی از جملات غیر مترادف هستند. Davidson

   حال با فرض اینکه فراگیری معانی جملات نهایتا ً بر اساس قواعدی صورت می گیرد، و اینکه هر عنوان جدیدی در زبان که به ما عرضه می شود و یا قاعده های دستورزبانی جدید، زمانی محدود را برای آموخته شدن بخود صرف می کنند، دیویدسون چنین نتیجه می گیرد که توانایی ما در فهم عبارات مختلف زبان، منوط به وجود اولیه های معناشناختی [semantic primitives] است، و آمادگی ما برای فهم مابقی عبارات زبان به این دلیل است که معانی این عبارات ازطریق تسلط و مهارت ما بر این اولیه ها قابل تعیین است. علاوه بر این، تسلط ما بر قواعد معینی، که روشن می سازند چگونه معانی عبارات پیچیده تر زبان از طریق معنای عبارات ساده و وجوه ترکیب شدن این عبارات معین می شوند، لازم است (Ludwig and Lepore, 2005, p. 28 ).

[منظور از اولیه های معناشناختی، الفاظ یا ترم هایی هستند که بر اساس آنها می توان الفاظ یا ترم های دیگر را توضیح داد و یا تبیین کرد، اما خود این الفاظ اولیه قابل تبیین نیستند. حال، در فرآیند یادگیری زبان، اصولا ً مفاهیمی وجود دارند که در بداهت امر باید آموخته شوند و نمی توان تببینی از این مفاهیم، بر اساس مفاهیم دیگر، ارائه داد].

 

..................................

 

منابع :

Ludwig, Kirk. (2003). Donald Davidson. Contemporary Philosophy in Focus. New York: Cambridge University Press.

Ludwig, Kirk and Lepor, Ernest. (2005). Donald Davidson: Meaning, Truth, Language, and Reality. Oxford: Oxford University Press.

 

.

 


لینک