مقاله درباب دیویدسون و استدلال قلاب سنگی   

 

با سلام و تبریک سال نو

 

فصلنامة ذهن در آخرین شمارة خود (شمارة پیاپی 42، تابستان 1389) مقاله ای را از نگارنده به چاپ رسانده است، با عنوان «بررسی استدلال دیویدسون در بابZehn 42 ترکیبی بودن زبان های طبیعی و «استدلال قلاب سنگی»» که در سایت مگ ایران در دسترس است. خوشبختانه پی دی اف مقاله به دستم رسیده است که آن را می توانید در اینجا دانلود کنید. در این مقاله تلاش کرده ام دو استدلال معروف دیویدسون را که برای ارائه نظریه معنای وی بنیادین اند بررسی کنم. یکی از آنها که «استدلال قلاب سنگی» (Slingshot Argument) نام گرفته است دارای نت نگار خاصی است و البته بسیار کوتاه و موجز نوشته شده است که همین عوامل کار را در درک استدلال مشکل ساخته است. خود دیویدسون نیز توضیح زیادی پیرامون این استدلال خود ارائه نداده است. امیدوارم با این کار کمکی در روشن سازی این استدلال کرده باشم.

   متأسفانه در نسخه ی چاپ شده ی مقاله چند مشکل چاپی (خصوصا ً در صفحات 107 و 111) وجود دارد که (خوشبختانه) به علت توضیحات بعدی تأثیر مخرب زیادی ندارند. چکیدة مقاله در ادامه می آید.

چکیده

دیویدسون برای ارائه نظریة معنای خود، ابتدا زمینه هایی را برای بنانهادن آن فراهم می کند. یکی از این تمهیدات، ترکیبی دانستن زبان های طبیعی است که راهDavidson را برای بکار گیری نظریة صدق تارسکی جهت ارائه نظریة شرط صدقی معنا می گشاید. بنظر وی، تنها در صورت ترکیبی بودن چنین زبان هایی است که می توان آنها را آموخت، و در این زمینه استدلالی را به نام «استدلال قابلیت یادگیری» ارائه می دهد. ازجمله موارد دیگر، نقد دیویدسون بر رهیافت سنتی درباب معنا است که مطابق با آن، معنا، وجودی مستقل و ارجاعی در نظر گرفته می شود. دیویدسون این رهیافت را تاحدودی در مورد الفاظ مفرد می پذیرد اما با ارائه استدلالی که به «استدلال قلاب سنگی» معروف است از بسط آن به جملات جلوگیری می کند. در این نوشته، پس از طرح این استدلال ها، به توضیح و بررسی آنها خواهم پرداخت.

کلیدواژه ها: دیویدسون؛ نظریة معنا؛ نظریة صدق و ارجاع؛ استدلال ترکیبی بودن زبان طبیعی؛ استدلال قلاب سنگی.

 

.


لینک