نگاهی بر آراء فرگه پیرامون مفاهیم معناشناختی از نظرگاه مایکل دامت (1)   

 

بخش اول: تحلیل زبان و اسامی خاص

1. مقدمه

گوتلوب فرگه، فیلسوف، ریاضیدان و منطقدان آلمانی، ازجمله نخستین فیلسوفانی است که به «نظریة معنای غیرصوری» (informal theory of meaning) می پردازد. وی تلاش می کند مفهوم شهودی معنا را بر اساس مفاهیمی چون «محتوای خبری» (Sense) (1)، «نیرو» (Force) و «تن» (Tone) تحلیل کند. روش دیگر، ارائهMichael Dummett «نظریه های صوری معنا» (formal theory of meaning) است. در این نظریه ها، همچون نظریة دیویدسونی، برای هر جمله ای از زبان مورد نظر، قضیه ای (theorem) ساخته می شود که معنای آن جمله را تصریح می کند. در قلب نظریه های صوری، معمولاً یک مفهوم اصلی و مرکزی وجود دارد که معنا، بر اساس آن توصیف و تبیین می شود؛ مثلاً، در نظریة دیویدسونی، که یک نظریة شرط صدقی درباب معنا است، مفهوم صدق نقش اصلی را دارد، و یا در رهیافت مایکل دامت، مفهوم «تحقیق» (verification) این وظیفه را بر عهده می گیرد. درواقع، در نظریه های صوری، فلاسفه با بررسی ویژگی های چنین نظریه ای تلاش می کنند مفهوم معنا را تا حد امکان روشن سازند. نقطة شروع چنین دیدگاهی نیز فرگه است (Miller, 2007: xi).

   فرگه تمام دوران فعالیت خود را به عنوان استاد تمام ریاضیات، در دانشگاه ینا (Jena) سپری کرد. وی علاوه بر ابداع زبان نمادین منطق جدید، ایده هایی را معرفی کرد که کماکان برای فهم مباحث مختلف در فلسفة زبان و منطق، تعیین کننده اند.

 

2. فرگه و تحلیل زبان

فرگه با پایه گذاری زبانی نمادین و بررسی مسائل مربوط به آن، تحلیلی از زبان ارائه می دهد که سنگ بنای منطق محمولهای او نیز محسوب می شود. در نگاه او، با توصیف ساختار جملات این زبان، می توان گزارشی را از نحوة تعیین «ارزش صدق» (truth-value) جملات مذکور ارائه داد (Dummett, 1973: 81). درواقع، تمام آن چیزی که برای اهداف منطقی فرگه نیاز است، دو سطح از گزارش است: نخست، بررسی روشی که بر اساس آن، ارزش صدق جملات ساده یا اتمیFrege تعیین می شود، و سپس، گزارشی از نحوة تعیین ارزش صدق جملات مرکب، که با فرض مشخص بودن ارزش صدق اجزاء آنها انجام می گیرد. اگرچه فرگه، در مقالة «اندیشه»، توضیح مفصلی پیرامون مفهوم صدق، و ارتباط آن با مفهوم معنا ارائه می دهد (Frege, 1956: 290-294)، اما بنظر دامت، فرگه برای رهیافت منطقی خود، نیازی به بررسی چیستی صدق و نحوة ارتباط آن با مفهوم معنا ندارد، صدق هرچه که باشد و به هر طریقی که به مفهوم معنا مرتبط شود، می توان بر این نکته تأکید داشت که یک استنتاج، وقتی معتبر است که مطمئن باشیم نتیجة آن، بشرط صدق مقدمات، صادق است. اما از سویی دیگر، در بررسی های فلسفی فرگه درباب زبان، وی به ارائة گزارشی کلی از نحوة کار زبان نیز علاقه مند است، گزارشی که مبتنی بر بدیهی گرفتن هیچ مفهوم بنیادینی نیست.

   در آراء فرگه، ارائة گزارشی از کار زبان، همان فراهم ساختن یک نظریة معنا محسوب می شود، چراکه در نگاه او، دانستن اینکه یک عبارت، به عنوان بخشی از زبان، به چه نحوی عمل می کند، دانستن معنای آن نیز به حساب می آید (Dummett, 1973: 82).

3. اسم خاص

یکی از مهمترین عبارات زبانی که بسیار در کارهای فرگه بنیادین محسوب می شود، اسم خاص (proper name) است. چنانکه دامت ذکر می کند، فرگه به مسألة ارائه معیاری دقیق برای تمایز نهادن میان اسامی خاص و عبارات دیگر زبان توجه جدی ندارد، درحالیکه این موضوع یکی از مسائل مهم و ریشه ای در فلسفة زبان است (Ibid: 60). درنظر دامت، زنده ماندن فلسفة زبان فرگه و هستی شناسی (ontology) وابسته به آن، کاملا ً به این امر گره می خورد که بتوان معیارهایی روشن و دقیق برای متمایز ساختن اسامی خاص از عبارات دیگر، بر اساس ارتباط آنها با نحوة عمل شان در زبان، ارائه داد. اما برای دامت تعجب برانگیز است که فرگه توجه اندکی به این مشکل دارد.

   بطورخلاصه، فرگه معیار خود را برای متمایز ساختن اسامی خاص، به این صورت ارائه می دهد: عبارتی که از یک «عبارت اسمی» (substantival phrase) در یک «لفظ مفرد» (singular term) تشکیل شده است، که یک حرف تعریف دارد (Ibid: 54). فرگه نسبت به اینکه چنین معیاری ممکن است در مواردی، خصوصاً در مورد زبان هایی خاص، کاربرد نداشته باشد بی تفاوت است، و تمایز میان این موارد را تنها به تشخیصی شهودی موکوDummettل می کند. وی، عبارت «اسم خاص» را برای تمامی الفاظ مفرد، حتی الفاظ مفرد مرکب، بکار می برد. هدف از کاربرد الفاظ مفرد در جملات، انتخاب و تعیین اشیاء معینی است که این الفاظ جانشین آنها محسوب می شوند (stand for)؛ مثلاً، اسم خاص، جانشینی است برای «حامل» (bearer) آن (Frege, 1892: 57). استفاده از اصطلاح هستی شناختی یا وجودشناختی «شئ» (object) نیز با کاربرد فرگه از اصطلاح زبانی «اسم خاص»، بسختی بهم مرتبط می شوند: اسم خاص جانشینی برای یک شئ است، و صحبت کردن از چیزی به عنوان یک شئ، تأیید این است که یک اسم خاص وجود دارد، یا لااقل می توانست وجود داشته باشد، که جانشینی برای آن شئ باشد.

   به اعتقاد دامت، اسامی خاص، یک مقولة زبانی از کلی ترین نوع ممکن را تشکیل می دهند. آنها عبارات کامل و یکتایی هستند که کوتاه تر از یک جمله اند (Dummett, 1973: 60). درنظر دامت، طبقه بندی یک عبارت به عنوان اسم خاص، به کاربرد آن در زبان وابسته است. به این ترتیب، پرسش اصلی در مورد اسامی خاص این است که، مثلاً، در جملة «کوروش ایرانی است»، کدام ویژگی از اسم خاص «کوروش»، در تعیین صدق و کذب جملة فوق دخیل است؟ بطورشهودی، ویژگی مذکور این است که اسم خاص «کوروش»، جانشینی است برای شئ ای منفرد، که آن شئ، کوروش است. بنابراین، اگر این اسم خاص، جانشین شخص دیگری (مثل اسکندر) درنظر گرفته شود، جملة فوق ممکن است دارای ارزش صدقی شود مغایر با ارزش صدقی که در واقعیت دارا است.

در بخش بعدی، به بررسی مفاهیم «ارزش معناشناختی» (Semantic Value)، «ارجاع» (Reference» و «محتوای خبری» می پردازیم.

 

پانوشت:

(1) یافتن معادلی مناسب در زبان فارسی برای کلمة «Sinn» یا «Sense» دشوار است، چراکه این مفهوم، در رهیافت فرگه ای، برای ارائه وجهی خاص از آنچه که تشکیل دهندة معنای یک عبارت محسوب می شود درنظر گرفته شده است. محتوای خبری، اصلی ترین جزء در ارائه معنای کامل یک عبارت بشمار می رود اما بتنهایی تمام معنای آن نیست، بلکه مفاهیم تن و نیرو نیز در ارائه معنای عبارت مذکور دخیل اند. اما محتوای خبری، اغلب ناظر به محتوای قابل انتقال یک جمله، یا روش بازنمایی ارجاع یک نام درنظرگرفته شده است، که ناظر به اطلاعاتی است که بوسیلة اظهار آن جمله ارائه می شود. «محتوای خبری»، به عنوان معادلی مناسب برای «Sense»، برگرفته از مقاله ای از دکتر یوسف ص. علی آبادی است به نام «زبان حقیقت و حقیقت زبان»، در ارغنون، شمارة 7/8، پاییز و زمستان 1374، صص 1-38.

 

منابع:

Black, Max. and Geach, Peter. (1960). Translations from the Philosophical Writings of Gottlob Frege. London: Basil Blackwell.

Dummett, Michael. (1973). Frege: Philosophy of Language. New York: Harper & Row, Publishers.

Frege, Gottlob. (1892). “On Sense and Reference”. In Black and Geach (1960). (pp. 56-78).

____________. (1956). “The Thought: A Logical Inquiry”. Mind, New Series, Vol. 65, No. 259. (Pp. 289-311).

Miller, Alexander. (2007). Philosophy of Language. New York: Routledge, Second Edition.

 

.


لینک