نگاهی بر آراء گوتلوب فرگه پیرامون مفاهیم معناشناختی از نظرگاه مایکل دامت (4)   

 

بخش چهارم: برخی از مهمترین آموزه های فرگه درباب رابطة ارجاع و محتوای خبری

متاسفانه، مایکل دامت در یازدهم سپتامبر 2011 درگذشت.

در این بخش، تلاش می شود به برخی از مهمترین آموزه ها و تزهای فرگه پیرامون مفاهیم ارجاع و محتوای خبری اشاره شود و رابطة آنها با یکدیگر و نیز نحوة متعین شدن آنها در جملات مرکب به اجمال بررسی شود.

   فرگه از اصطلاح یا استعارة «مسیر یک نام به مرجع خود» استفاده می کند. به عبارتی، نام هایی که محتواهای خبری متفاوت اما مرجع یکسانی دارند با مسیرهای متفاوتی که به مقصد یکسانی منتهی می شوند شبیه اند. دامت می گوید، با فرض حالتی از امور جهان، آیا براساس محتوای خبری یک عبارت نیست که آن عبارت دارای ارجاعی می شود که دارد؟ بنظر دامت، درواقع همینطور است (Dummett, 1986: 254). اما فرگه، وقتیکه تمایز میان محتوای خبری و ارجاع را شرح می دهد، هیچگاه محتوای خبری را مقدم بر ارجاع درنظر نمی گیرد. وی هیچگاه ابتدا مفهوم محتوای خبری را معرفی نمی کند که بدنبال آن، مفهوم ارجاع را به عنوان ویژگی ای از محتوای خبری تبیین کند: وی از عبارات به عنوان مواردی که هم ارجاع و هم محتوای خبری دارند صحبت می کند. اما در فصل اول «اصول ریاضیات» (Frege, 1960)، مفهوم ارجاع به عنوان مفهومی که بر محتوای خبری تقدم دارد ظاهر می شود (چنانکه در بخش ارجاع نیز دربارة آن بحث شد). نمادهای اولیه، بوسیلة تعیین ارجاع تبیین می شوند. اما اگر ارجاع تنها ازطریق محتوای خبری می تواند فهمیده شود، یعنی ازطریق اسناد محتوای خبری به یک عبارت، موضوع کمی مبهم می شود: چراکه می توان ارجاع یک عبارت را، پیش از داشتن مفهوم کلی محتوای خبری، فهمید. اگر بنابر نظر فرگه، محتوای خبری مسیری است که به مرجع منتهی می شود، یا راهی است که بوسیلة آن، مرجع ارائه می شود، محتوای خبری نمی تواند جز با توسل به مفهوم ارجاع تبیین شود، و بنابراین، ابتدا باید مفهوم ارجاع را داشت.

   مطابق با نظر فرگه، یکبار که ارجاع هر کلمه در یک جمله مشخص شده باشد، ارزش صدق جملة موردنظر نیز معین می شود. به همین دلیل، در هر جمله، جابجایی یک عبارت با عبارت دیگری که دارای ارجاع یکسانی است، ارزش صدق کل آن جمله را بدون تغییر باقی می گذارد (Frege, 1892: 62). بنابراین، می توان نتیجه گرفت که محتوای خبری یک عبارت باید با ارجاع آن منطبق باشد، یا لااقل، باید تناظری میان محتوای خبری و ارجاع آن وجود داشته باشد. اما محتواهای خبری بسیاری وجود دارند که ممکن است با ارجاع یکسانی مطابقت داشته باشند (همانند مورد هسپروس و فسفروس). درواقع، ویژگی ای از معنای یک کلمه، که بر ارجاع آن کلمه تأثیر نمی گذارد، متعلق به محتوای خبری آن کلمه نخواهد بود، اما این گفته ما را ملزم نمی کند که دو کلمه با ارجاع یکسان را ضرورتا ً دارای محتوای خبری یکسانی نیز بدانیم.Dummett

   اما فرگه چگونه می تواند ادعا کند که تن، محتوای خبری و نیرو عناصری از معنا هستند ولی ارجاع نه؟ پاسخ دامت این است که اگر چنین بود، امکان نداشت شخصی که محتوای خبری عبارتی را (که جزئی از معنای آن است) فراچنگ می آورد از ارجاع آن آگاه نباشد. بنظر دامت، این ادعا که ارجاع جزئی از معنا نیست، ناظر به این نکته است که فهم ما از یک کلمه صرفا ً عبارت از همراه کردن چیزی به عنوان ارجاع با آن کلمه نیست (Dummett, 1973: 93).

   نکتة دیگر در مورد محتوای خبری این است که درنظر فرگه، محتوای خبری یک عبارت مرکب، از محتواهای خبری اجزاء آن تشکیل شده است(Frege, 1892: 63). بنظر دامت، ما محتوای خبری یک عبارت مرکب را ازطریق فهم محتوای خبری اجزاء آن می فهمیم. خصوصا ً، محتوای خبری یک جمله را بوسیلة درک محتواهای خبری عبارات سازندة آن جمله درک می کنیم، و البته دیدن اینکه این عبارات به چه نحوی در کنار یکدیگر قرار گرفته اند. بنابراین، فهم ما از یک عبارت مرکب دو وجه دارد: یکی درک ساختار آن عبارت، و دیگری درک محتواهای خبری اجزاء آن.

   یکی دیگر از آموزه های بسیار مهم فرگه این است که ارجاع یک عبارت، از طریق ارجاع اجزاء سازندة آن تعیین می شود (Ibid.). اگر در یک عبارت مرکب یک جزء آن را با جزء دیگری که محتوای خبری متفاوت اما ارجاع یکسانی دارد جایگزین کنیم، محتوای خبری کل عبارت، و نه ارجاع آن، تغییرخواهد کرد. بنابراین، ارزش صدق یک جمله، تنها وابسته به ارجاع اجزاء آن است، نه محتوای خبری آنها. براساس تفسیر دامت، هرآنچه که دربارة یک شئ می گوییم باید دربارة آن شئ، یا صادق باشد یا کاذب، مستقل از طریقة تعیین مرجع آن عبارت، و مستقل از اینکه دربارة کدام شئ صحبت می شود (Dummett, 1973: 159).

   همانطورکه اشاره شد، از دیگر آموزه های مهم فرگه این است که یک عبارت می تواند محتوای خبری داشته باشد، اما فاقد ارجاع باشد. شخصی که بطورجدی یکی از چنین نام هایی را بکار برده است، دربارة هیچ چیزی صحبت نمی کرده است: درواقع، بنظر می رسیده است که وی در بازنمایی شئ ای که دربارة آن اظهاری را ارائه داده، موفق بوده است، اما چنین نیست. در نگاه دامت، نکتة مهم موردنظر فرگه این بوده است که نامی، که شخص مذکور بکار برده است و کل جمله ای که دارای آن نام است، محتوای خبری مناسبی داشته باشد؛ دراینصورت، این نام صرفاً فاقد ارجاعی مناسب بوده است. بنابراین، یک جملة اتمی که در آن چنین اسم خاصی وجود دارد، اندیشه ای را بیان می کند، اما این اندیشه، نه صادق است و نه کاذب (Frege, 1892: 62-63).

   نکتة پایانی در این بخش، بررسی این ایدة فرگه است که مرجع های کلمات، همآن Fregeچیزهایی هستند که واقعا ً درباب آنها صحبت می کنیم. بنظر دامت، ممکن است این ادعای فرگه پیش پا افتاده بنظر برسد، اما بیش از آن، نشان دهندة واقع گرایی او است (Dummett, 1973: 196). فرگه معتقد است که ما انسان ها، در صحبت پیرامون اشیاء واقعی در جهان، واقعا ً موفقیم، و این اشیاء، همان هایی هستند که مرجع نام هایی را که بکار می بریم تشکیل می دهند. بر این اساس، ساختن عباراتی که فاقد هر گونه ارجاع به چیزی در جهان خارج هستند، و جانشین نوعی تصویر ذهنی محسوب می شوند، مشکل زا خواهد بود. اما همانطورکه دیده شد، فرگه با ترسیم تمایزی میان محتوای خبری و ارجاع، این مشکل را حل می کند: شخصی که چنین نام هایی را بکار می برد واقعا ً در حال بیان چیزی است، یعنی اندیشه ای را بیان می کند، اما چیزی که دربارة آن صحبت می کند، وجود ندارد. بنظر فرگه، آنچه که ما می گوییم، بر اساس اینکه امور در این جهان چگونه اند، صادق یا کاذب درنظرگرفته می شود؛ اندیشه هایی که بیان می کنیم بطورعینی صادق یا کاذب اند، حتی اگر در بیان یا درک آنها، مستقل از بودنمان در جهان، ناتوان بوده باشیم.

منابع:

Black, Max. and Geach, Peter. (1960). Translations from the Philosophical Writings of Gottlob Frege. London: Basil Blackwell.

Dummett, Michael. (1973). Frege: Philosophy of Language. New York: Harper & Row, Publishers.

_______ . (1986). “Frege's Myth of the Third Realm”. In Michael Dummett (1996). (Pp. 249-262).

_______ . (1996). The Seas of Language. Oxford: Oxford University Press.

Frege, Gottlob. (1960). The Foundations of Arithmetic. Translated by J. L. Austin. New York: Harper and Brothers.

_______ . (1892). “On Sense and Reference”. In Black and Geach (1960). (Pp. 56-78).

.


لینک