مقاله ای درباب مواجه دامت و مک داول درباب نظریه های معنا   

 

اخیراً، مقاله‌ای از بنده به نام «بررسی اصلی‌ترین چالش‌های میان مک داول و دامت در باب نظریة معنا و توصیف مناسب رفتار زبانی»، در شماره 74، آبان 1388، فصلنامه علمی-پژوهشی «نامه فلسفه» منتشر شده است. مشخصات این مقاله در سایت مگ ایران در دسترس است. فصلنامه «نامه فلسفه»، متعلق به فصلنامه «نامه مفید» است که توسط دانشگاه مفید به چاپ می‌رسد. در این مقاله، تلاش کرده‌ام برای نخستین بار بخشی از آراء جان مک داول (John McDowell) را در باب نظریة معنا شرح دهم و در ادامه، علاوه بر معرفی بخشی از دیدگاه مایکل دامت (Michael Dummett) پیراون نظریه‌های معنا، مهمترین انتقادات وی را بر فلسفة مک داول طرح کنم. در انتها تلاش شده است که پاسخ مک داول به این انتقادات بررسی و موفقیت آنها نشان داده شود.

   لازم به ذکر است که جان مک داول، یکی از مشهورترین فلاسفه تحلیلی معاصر و زنده دنیا است که همراه با رابرت برندوم (Robert Brandom) مکتب پیتس بورگ (Pittsburgh) را معرفی کرده گسترش داده‌اند. هر دوی این فلاسفه، هم اکنون در دانشگاه پیتس بورگ آمریکا در حال تدریس هستند. متأسفانه تا به حال در مورد این بخش از آراء مک داول و دامت کاری انجام نپذیرفته بود. پایان نامة کارشناسی ارشد بنده نیز در باب دیدگاه مک داول پیرامون نظریة محتوای خبری (Sense) و ارجاع بوده است.

   تا کنون خود مجله یا پی دی اف آن بدست ام نرسیده است. به محض دریافت پی دی اف مقاله آن را در وبلاگ منتشر خواهم کرد. چکیدة مقاله از این قرار است:

چکیده

مک داول معتقد است که گویندگان با اظهار التفاتی (intentional utterance) جملات زبان خود، به بیان اندیشه (thought) می‌پردازند. به عبارتی، رفتار زبانی گویندگان را باید انجام افعالی گفتاری (speech acts) در نظر گرفت که دارای محتوای مشخص (اندیشه‌ها)John McDowell و نوع مشخص (همچون بیان اندیشه، درخواست، پرسش و غیره) هستند. مک داول، با طرفداری از مفهوم اعتدال (Modesty) معتقد است که نظریه‌پرداز معنا، باید شخصی در نظر گرفته شود که دارای فهمی پیشینی از یک زبان، همچون فرازبان (meta-language) است. اما به نظر دامت، نظریة معنا نباید فهم بخشی از زبان را پیشفرض بگیرد. در نگاه او، این نظریه باید تمام مفاهیم اولیه زبان را تبیین کند و توضیح دهد که دارا بودن این مفاهیم بوسیلة گویندگان به چه معنا است. مک داول نیز با نقد این رهیافت تأکید می‌کند که دامت به دام رفتارگرایی محض (mere behaviorism) خواهد افتاد و مجبور خواهد بود معنا را در عباراتی تحویلی (reductive) و رفتاری تبیین کند، که چنین کاری، مخالف با این شهود بنیادین ما است که معنا عقلانی (rational) و هنجارین (normative) است. به این ترتیب، مک داول، اساساً ارائه نظریه ای غیرمعتدل (immodest) را ناممکن می داند. در این نوشته، علاوه بر طرح دیدگاه های دامت و مک داول درباب کارکرد یک نظریة معنا، استدلال مک داول را علیه نظریة غیرمعتدل معنا، بررسی و ارزیابی خواهیم کرد.

کلید واژه ها : نظریة معتدل معنا، نظریة نیرو، مفهوم محتوا، مک داول، دامت.

 

.


لینک