(2) ترجمه مصاحبه دیگری با جری فودور درباره نظریه انتخاب طبیعی داروین   

 

«داروین دربارة چه چیزی اشتباه کرد»: پایین کشیدن پدر تکامل

“What Darwin Got Wrong”: Taking down the father of evolution

مصاحبه‌ای با جری فودور توسط توماس راجرز (Thomas Rogers)

مترجم: علی حسین خانی

 

سایت سالون (Salon) [توسط توماس راجرز (Thomas Rogers)] با فودور، بوسیلة تلفنDarwin و از خانة وی، دربارة مشکل ایده‌های داروین، نظرات «ناپسند» وبلاگ‌نویس‌ها دربارة کار او، و اینکه چرا داروین‌گرایی (Darwinism) ممکن است به همان اندازة خلقت‌گرایی (creationism) غیرقابل اطمینان باشد، صحبت کرده است.

  .......................................................

 

  • پرسش: در 2007، در مجلة «مرور کتب لندن» (London Review of Books) مقاله‌ای نوشتید که به داروین‌گرایی حمله می‌کرد، و واکنش‌های شدید بسیاری را، هم از درون جامعة علمی و هم از بیرون از آن، تجربه کردید. بنظر شما چرا مردم این همه دربارة داروین‌گرایی به هیجان می‌آیند؟

این نظریه، نظریه‌ای است که همه جور نقشی را در مبانی زیست‌شناسی بازی می‌کند. افراد بسیاری وجود دارند که، به اشتباه، فکر می‌کنند که اگر داروین‌گرا نباشید، کل مبانی زیست‌شناسی مدرن از هم خواهد پاشید. من در مورد صدق چنین نظری تردید دارم. مطمئنم که چنین چیزی اتفاق نمی‌افتد. اما اگر به آنها بگویید که «همین التزام نظری بنیادینی را که وجود دارد شما ساخته‌اید و در آن چاله‌های بسیاری وجود دارد»، آنها [باز هم] شدیداً به دفاع از آن راغب خواهند بود.

   تا اینجا، بیشتر واکنش‌ها به این کتاب اغلب در وبلاگ‌ها بوده است که بسیار ناپسند و تحقیرآمیز و اهانت‌آمیز بوده‌اند. آنچه که نگران‌کننده و اضطراب‌آور است این است که می‌گویند بنظرشان تو یک آدم سفیه هستی، اما نمی‌گویند چرا – [منظورم] آنهایی است که جزئی از این حوزة فلسفی نیستند یا آنهایی که شاید، در بسیاری از موارد، چیز زیادی دربارة داروین نمی‌دانند. مطمئن نیستم که همة کسانی که در وبلاگ‌ها دربارة این موضوع نوشته‌اند خیلی خبره و ماهر باشند. این موضوع ناامیدکننده است، چون شما نمی‌دانید که با چه افرادی سخن می‌گویید و طرف صحبت شما چه کسانی هستند.

   از یک نقطه نظر، صرفاً لازم است شما از نگرانی دربارة این واکنش‌ها دست بردارید و نگران این موضوع باشید که آیا استدلال مورد نظر [یعنی استدلال فودور]، خوب است یا نه. من این استدلال‌هایی را که می‌گویند «این استدلال بخاطر چیزهایی که من در [کلاس یا سایت] زیست‌شناسی 101 (1) خوانده‌ام نمی‌تواند درست باشد» جدی نمی‌گیرم.

  • پرسش: شکوِه و شکایت شما از انتخاب طبیعی چیست؟

عمده‌ترین چیزی که داروین دربارة انتخاب طبیعی در ذهن داشت این بود که نظریه‌ای بسازد که به این سوال پاسخ دهد، «چرا خصیصه‌های (traits) معینی وجود دارد؟» چرا Fodorمردم روی سرهای‌شان مو دارند؟ چرا هر دو چشم، رنگ یکسانی دارد؟ چرا موی تیره با چشمان تیره جور است؟ شما می‌توانید داستانی بسازید که تببین کند چرا داشتن این صفات و ویژگی‌ها (properties) در محیط اصلی انتخاب، خوب بوده است. آیا هیچ دلیلی داریم که فکر کنیم داستان مذکور صادق است؟ نه.

   مطابق با نظر داروین، خصیصه‌های مخلوقات، انتخاب شده‌اند برای سهیم شدن آنها در تناسب (fitness) (2) [احتمالاً برای حفظ بقاء] (3). اما چگونه میان خصیصه‌ای که انتخاب شده است برای [یک هدف یا کارکرد] (selected for) و خصیصه‌ای که [صرفاً] همراه [آن موجود] پدیدار می‌شود، تمایز قائل می‌شوید؟ ساختارهای جالب زیادی در مخلوقات وجود دارد که هیچ ارتباطی با تناسب ندارند.

   گوناگونی‌ها در انتخاب، بوضوح محیطی (environmental) اند. اگر نتوانید آب ذخیره کنید، وضعتان در یک محیط خشک، بدتر از وقتی است که آب ذخیره کرده‌اید. اما فرض کنید که به دلایل ژنتیکی، داشتن یک توانایی عالی در حمل مقادیر زیادی آب، با رنگ پوست همبسته و مرتبط باشد. چطور می‌توانید تصمیم بگیرید که کدام خصیصه‌ توسط عوامل محیطی برای [این کار] انتخاب شده است و کدامیک صرفاً ضمیمه و همراه آن است؟ هیچ چیزی در تصویر داروین‌گرایانه وجود ندارد که به شما اجازه دهد پاسخی به این پرسش دهید.

  • پرسش: بنابراین، هیچ راهی برای دانستن اینکه آیا یک خصیصه، مناسب و در خدمت یک هدف محیطی است نداریم؟

احتمالاً برخی از خصایص، توسط محیط انتخاب می‌شوند برای [یک هدف]، و برخی دیگر نه. اگر کسی بگوید که خصیصة الف بر تناسب اثر دارد و خصیصة ب نه، اما خصیصة ب همراه با خصیصة الف ظاهر شود، آنگاه شما هر دو خصیصه را در آن ارگانیسم داشته‌اید، و در سنت داروینی، برای شخص بسیار طبیعی است که فکر کند خصیصة ب توسط محیط انتخاب شده است برای [ایجاد تناسب بیشتر]. اما پاسخ این است که خصیصة ب، برای هیچ چیزی انتخاب نشده است.

   ببینید، هر کسی ناخن انگشت پا دارد، بنابراین، ممکن است از خودتان بپرسید چرا داشتن ناخن انگشتان پا چیز خوبی است؟ شاید درست باشد که در محیط، عاملی وجود داشته است که حامی ناخن انگشتان پا بوده است، اما به همین صورت ممکن است چنین چیزی درست نباشد.

  • پرسش: همانطور که در کتاب خود تبیین کرده‌اید، معلوم می‌شود که بسیاری از ژن‌ها، خیلی بیشتر به یکدیگر گره خورده‌اند و بروز ژنی (gene expression) بسیار پیچیده‌تر است از چیزی که خیلی از افراد در ابتدا فکر می‌کردند.

آنچه که ژنتیک (genetics) [علم وراثت یا ژن‌شناسی] توانسته است به ما نشان دهد این است که خصیصه‌ها، مستقل و خودمختار نیستند، بلکه بطرز پیچیده‌ای از درون به هم مرتبط و متصل‌اند، و همچنین، بخش زیادی از آن تأثیری که محیط بر تکامل یا فرگشت یک ارگانیسم دارد وابسته به این است که آن ارگانیسم چه نوع ارگانیسمی است.

   یک آزمایش مشهور [به نام] روباه – به درون – سگ (fox-into-dog experiment) وجود دارد، که در آن، نسل‌های متعددی از روباه‌ها برای اینکه بطور بومی و اهلی، قابل تعلیم و تربیت باشند انتخاب می‌شدند. همانطور که انتظار خواهید داشت، وقتی که شما [حیواناتی را] برای اهلی کردن (domesticability) انتخاب می‌کنید، حیواناتی را بدست می‌آورید که کمتر و کمتر شبیه به همتاهای وحشی‌شان رفتار می‌کنند – اما در عین حال گوش‌های مجعد و دم‌های تاب‌دار و نیز تغییراتی را در نظام تولید مثل آنها بدست می‌آورید. هیچ‌ کسی چنین چیزی را در ذهن نداشته است، اما ساختار آن ارگانیسم تمام این خصیصه‌ها را در کنار هم جمع‌آوری و دسته‌بندی می‌کند. چرا این حیوانات دم‌های پیچ‌خورده‌ای دارند؟ اینها صرفاً بطور اتفاقی [تبدیل به] همبسته‌های ساختاری شده‌اند. حال، سوال این است که چه مقدار از گوناگونی‌ها و اختلافات تکاملی توسط عوامل محیط تعیین می‌شوند و چه مقدار از آنها توسط سازمان‌دهی آن ارگانیسم کنترل می‌گردد، و پاسخ این است که هیچ کسی چیزی در این مورد نمی‌داند.

  • پرسش: بیشتر کودکان، از طریق یادگیری مثال گردن بلند زرافه، دربارة انتخاب طبیعی آموزش می‌بینند، که بر اساس فرض، این گردن چون به آنها اجازة تغذیه از شاخه‌های مرتفع‌تر را می‌دهد متکامل گشته است. آیا این موضوع به آن معنا است که به دانش‌‌آموزان اطلاعات غلط می‌دهیم؟

این استنتاج نشان می‌دهد که مخلوقی که دارای یک گردن بلند است وجود دارد، بنابراین، این مخلوق برای داشتن یک گردن بلند انتخاب شده است. این استنتاج بوضوح نامعتبر است. مخلوقی که یک گردن بلند دارد ممکن است آن را به دلیل اینکه خصیصه‌ای متفاوت مورد انتخاب قرار گرفته است، داشته باشد، و آن گردن بلند همراه با آن خصیصه بروز پیدا کرده باشد.

   همچنین، به یک معنا، چیزی به عنوان خصیصه وجود ندارد. محیط، مخلوقات را انتخاب می‌کند. حیوانات می‌توانند گردن‌هایی بلند و ناخن انگشت پا داشته باشند، اما اگر سعی کنید چنین مخلوقاتی را از روی خصیصه‌ها تقسیم کنید و بگویید، خب! «چه چیزی این خصیصه را انتخاب کرده است؟» و «چه چیزی آن خصیصه را انتخاب کرده است؟»، از همان اول مرتکب اشتباه شده‌اید. تفکیک ارگانیسم به خصیصه‌ها، خودش یک عمل جعلی و نادرست است. مدت طولانی‌ای است که زیست‌شناسان می‌گویند ارگانیسم‌ها شبیه به سیب‌های سوئیسی نیستند، شما نمی‌توانید آنها را روی میز بیاندازید و به برش‌هایی متمایز تقسیم کنید. انتخاب، کل ارگانیسم‌ها را جراحی می‌کند و بر کلیت آنها عمل می‌کند.

  • پرسش: در سال‌های اخیر، شواهد فزاینده‌ای وجود داشته است که هم‌جنس‌گرایی، یک علت ژنتیکی دارد، که بطوردقیق با انتخاب طبیعی جور نیست، با فرض اینکه محتمل درنظر نگیریم که افراد هم‌جنس‌گرا‌، کودکان بسیار زیادی داشته باشند. آیا نظریة شما به تبیین ژن هم‌جنس‌گرایی کمکی می‌کند؟

روشن نیست که، وقتی که محیطی برای باوری و تولید مثل انتخاب می‌شده است، چه جور محیطی برای مردمانی که هم‌جنس‌گرا هستند انتخاب شده بوده است. می‌توانید آنها را ذاتاً نتیجة چیزی در نظر بگیرید که هیچ ارتباطی با عمل جنسی نداشته‌اند.

  • پرسش: آیا بنظر شما، مردم به این خاطر از داروین‌گرایی دفاع می‌کنند که فکر می‌کنند هر حمله‌ای به داروین‌گرایی به خلقت‌گرایان (creationists) قدرت می‌دهد، و آنها نمی‌خواهند خلقت‌گرایان دست بالا را داشته باشند؟

بنظر من این حس وجود دارد که اگر فکر کنید چیزی در مورد این نظریه اشتباه است، شما در حال کمک‌رسانی و دادن آرامش خیال به مدافعان طرح هوشمند (intelligent design) هستید. همچنین، مردم اعتقادی راسخ و احساسات بسیار غلیظی دربارة این موضوع دارند که آیا شما [واقعاً] می‌خواهید چنین کاری را انجام دهید یا نه.

   وقتیکه در حال پرداختن به علم هستید، تلاش می‌کنید حقیقت را پیدا کنید. مشکل خلقت‌گرایان، حتی اگر شما یک خداناباور (atheist) تمام‌عیار هم نباشید، چنانکه من هستم، این است که هیچ چیزی با خلقت‌گرایی سازگار نیست. اگر خدا جهان را آفریده است، می‌توانسته است آن را به هر نحوی که دوست دارد خلق کند. بنابراین، خلقت‌گرایان، وقتیکه با شواهد برآمده از تکامل مواجه می‌شوند، با بیان این که این همان راهی است که خدا جهان را خلق کرده است، خوشحال‌ و راضی می‌گردند. اگر روشن شود که هیچ فرآیند تکاملی وجود ندارد، آنها خواهند گفت، خب! این هم خوب است. هر چیزی که معلوم شود آن چیز برقرار و صادق است، با خدای سازندة جهان سازگار است، بنابراین، شما نه می‌توانید با موضع آن‌ها جدل و چالشی داشته باشید و نه شانه‌های خود را از آن خالی کنید.

  • پرسش: همانطور که در کتاب‌تان تبیین کرده‌اید، یکی از مشکلات داروین‌گرایی این است که داروین، تبیین‌هایی را برای چیزی ابداع کرد که در دوران‌های بسیار دور رخ داده است، در دورة بسیار بلند مدتی از زمان. آیا این با خلقت‌گرایی مشابه نیست؟

خلقت‌گرایی، تنها آموزه‌ای نیست که بشدت در درون تبیین پسا-رخداد (post-hoc explanation) [یعنی تبیین موضوع پس از اتفاق افتادن آن] قرار دارد. داروین‌گرایی نیز چنین است. اگر یک مخلوق، ظرفیت تنیدن تار را گسترش دهد، شما می‌توانید داستانی دربارة این که چرا تنیدن تار، در متن و زمینة تکامل، خوب بوده است تعریف کنید [شبیه به کاری که خلت‌گرایان انجام می‌دهند]. همین موضوع، دلیل آن است که چرا باید دربارة داروین‌گرایی به همان اندازة خلقت‌گرایی مشکوک باشید. این دو، پیامدهای ساختگی و جعلی مشترکی دارند. بعلاوه، این موضوع باید برای نگران کردن شما دربارة هر یک از این تبیین‌ها کافی باشد.

  • پرسش: اگر شما برحق باشید، بنظر شما استدلال‌تان چه معنایی برای آموزة تکامل دارد؟

اگر این استدلال درست باشد، ما به بازاندیشی دربارة التزامات داروین‌گرایی نیاز داریم. شاید سوال درست این نباشد که چه متغیرهای محیطی‌ای انتخاب را انجام می‌دهند، بلکه این پرسش باشد که آنها، بر اساس چه نوع [عوامل] پیچیده‌ای انتخاب می‌کنند. شخص، حتی بدون خدا، نیز می‌بینید که این داستان داروینی، تا چه اندازه می‌تواند به طور ریشه‌ای اشتباه از آب درآید. شما می‌توانید یک شکست عظیم از پروژة تکاملی را ببینید، چراکه [از همان ابتدا] فرض‌های درنظر گرفته شده، اشتباه بوده‌اند.

 

برگرفته از سایت سالون:

http://www.salon.com/2010/02/23/what_darwin_got_wrong_jerry_fodor/

 

پانوشت‌ها:

(1) سایتی نیز به همین نام وجود دارد و ممکن است اشارة فودور به همین سایت باشد: «www.biology101.org».

(2) علت ترجمة اینگونة متن این است که فودور، تمایزی را میان «انتخاب برای» و «انتخاب» وضع می‌کند. متن می‌گوید که خصیصه‌های گوناگون مخلوقات، برای تناسب یا سازگاری بیشتر آنها با محیط انتخاب شده‌ است.

(3) این کروشه از خود متن است و باید توضیح مصاحبه کننده محسوب ‌شود. مابقی کروشه‌ها از مترجم است.

 

.


لینک