ترجمه مقاله «حیوانات عاقل» از دونالد دیویدسون   

 

ماهنامه اطلاعات حکمت و معرفت، در شماره اخیر خود (شماره 84، فروردین 1392)، ترجمه بنده را از مقاله «حیوانات عاقل» (Rational Animals) از دونالد دیویدسون منتشر کرده است. این ترجمه، در وبسایت مجله، در اینجا، در دسترس است.

Davidson

 

مقدمه:

مقالة «حیوانات عاقل»، یکی از معروف‌ترین و شاخص‌ترین مقالات دیویدسون است که مباحث و استدلال‌های بسیار مهمی را در حوزه‌های فلسفة زبان و معرفت‌شناسی مطرح می‌کند. در این مقاله، میان آراء دیویدسون در باب زبان و ارتباطات زبانی، از یک سو، و ایده‌های وی پیرامون گرایش‌های گزاره‌ای و اندیشه، از سوی دیگر، رابطه‌ای وثیق بر قرار می‌شود. در این راستا، دیویدسون مفاهیم مهمی را مطرح و ارتباط میان آنها را بررسی می‌کند، مفاهیمی همچون باور، صدق عینی و بین‌الاذهانی (Intersubjective)، خطا (Error)، غافلگیری (Surprise)، عینیت (Objectivity)، و جهان عینی و بین‌الاذهانی. یکی از استدلال‌های پر اهمیت دیویدسون، که ساختار اصلی این مقاله را تشکیل می‌دهد، عبارت است از این که برای داشتن هر نوعی از گرایش‌های گزاره‌ای، شخص باید دارای زبان باشد. استدلال مذکور را می‌توان به این ترتیب صورتبندی کرد: (1) تمامی گرایش‌های گزاره‌ای به پس زمینه‌ای از باورها نیاز دارند؛ (2) برای داشتن یک باور، ضرورتاً به مفهوم باور نیاز است؛ (3) برای داشتن مفهوم باور، شخص باید دارای زبان باشد. مقدمة اول، به آموزه‌های دیویدسون در باب عقلانیت، کل‌گرایانه بودن ذاتی گرایش‌های گزاره‌ای و وابستگی تمام آن‌ها به باور باز می‌گردد، که در این مقاله کاملاً توضیح داده می‌شود. دیویدسون، برای مقدمة دوم، استدلالی را بر اساس مفهوم «غافلگیری» طرح می‌کند که بر اساس آن:Davidson (الف) فقط شخصی می‌تواند مخزنی کلی از باورها داشته باشد، که بتواند غافلگیر شود؛ (ب) این شخص، تنها هنگامی می‌تواند غافلگیر شود، که مفهوم باور را داشته باشد؛ (ج) بنابراین، وی تنها وقتی می‌تواند دارای باور باشد، که دارای مفهوم باور باشد. در این بخش، او در باب باورهای درجة دوم نیز صحبت خواهد کرد. بعلاوه، برای پشتیبانی از قید «ضرورتاً» در مقدمة دوم از استدلال اصلی، او به قیاسی که مبتنی بر مفهوم «مثلث بندی» (Triangulation) است توسل می‌جوید. اما دیویدسون، برای مقدمة سوم، استدلال بلندتر و پیچیده‌تری دارد که به «استدلال بر اساس مفهوم خطا» معروف است: (یک) برای داشتن مفهوم باور، شخص باید مفهوم «خطا» یا «صدق عینی» را داشته باشد؛ (دو) این ادعا که موجودی مفهوم خطا را دارد، نیاز به زمینه دارد، یعنی باید بتوان حوزه‌ای را در رفتار و تجربة آن موجود برای بکارگیری مفهوم مذکور یافت؛ (سه) تنها وقتی حوزه‌ای برای بکارگیری مفهوم خطا در رفتار شخص وجود دارد که زبانی را با شخصی که با وی در ارتباط است به اشتراک گذارد؛ (چهار) فقط بشرطی شخص دارای مفهوم خطا است، که زبانی را با شخصی که با او در ارتباط بوده است به اشتراک گذارد؛ (پنج) پس، برای داشتن مفهوم خطا، شخص باید دارای ارتباطات زبانی باشد*. مقدمه‌های (دو) و (سه)، امکان وجود، و سپس ضرورت وجود بستر یا زمینه‌ای برای کاربرد مفهوم خطا را بیان می‌کنند که در واقع، حضور در ارتباطات زبانی با شخصی دیگر است. دیویدسون در این مقاله، استدلال دیگری را نیز بر پایة کل‌گرایی ارائه می‌دهد که بر اساس آن: (الف) باورها و دیگر گرایش‌های گزاره‌ای، تنها وقتی قابل اسنادند که شبکة گسترده‌ای از آن‌ها

Davidson

 را داشته باشیم؛ (ب) اما برای پشتیبانی از اسناد این شبکة عظیم، به الگویی

 غنی از رفتار نیاز داریم؛ (ج) این الگوی غنی از رفتار، فقط در «رفتار شفاهی» بروز می‌یابد؛ (د) بنابراین، فقط موجودات دارای زبان می‌توانند دارای گرایش‌های گزاره‌ای باشند. با تأمل مفصل خواننده در باب استدلال‌های مطرح شده در این مقاله، اهمیت این اثر بیشتر برای وی روشن خواهد شد.

کلید واژه ها: مفهوم باور؛ کل‌گرایی؛ عقلانیت؛ مفهوم خطا یا صدق عینی؛ ارتباطات زبانی.

 

* این استدلال، بر اساس صورتبندی لودویگ و لپور (2005) ارائه شده است. کرکلودویگ و ارنست لپور، دو تن از شارحان معروف دیویدسون هستند که کتاب‌ها و مقاله‌های بسیاری را پیرامون این فیلسوف نگاشته‌اند. صورتبندی ذکر شده برای استدلال دیویدسون بر اساس مفهوم خطا را می‌توان در کتاب ذیل از این دو فیلسوف ملاحظه کرد.

Ludwig, Kirk and Lepore, Ernest (2005), Donald Davidson: Meaning, Truth, Language, Reality, Oxford: Oxford UP, pp. 397-399.

  

.


لینک