عينيت در علوم اجتماعی (۱)   

--------------------------------------------

 

عینیت در علوم اجتماعی (1)

 

------------------------

 

در علوم اجنماعی عینیت و عینی بودن نظریات ، نقش مهمی دارد و در آغاز همواره با این سؤال همراه بوده است که : آیا نظریاتی که دانشمندان علوم اجتماعی برای تبیین رفتارهای انسان و روابط علی آن با دنیای بیرون خود ( اجتماع ) بیان می دارند عینی ست ؟

 

در مروری بر نظریاتی که پیرامون عینیت و عینی بودن مطرح شده است می توان سیر پر فراز و نشیبی را دنبال کرد ، بدینصورت که از اولین فیلسوفانی که به تعریف این مفهوم پرداخت ارسطو بود که او عینیت را مطابقت با عالم خارج ، توانایی بازنمایی عالم بیرونی و یا همان انعکاس آنها می دانست ، و در اینصورت محتویات ذهن ، عینی خواهند بود.

 

بعد از او کانت کسی بود که این نظريه را به چالش گرفت و بدین باور بود که ما هیچگاه به ذات اشیاء آنگونه که هستند پی نخواهیم برد و تمام کوششهای ما برای تبیینی مابعدالطبیعيِ آنها محکوم به شکست خواهد بود و در مقابل او مشارکت عقل و مفاهیم پیشینی ، در شناسایی عالم خارج ( البته مسلماً عرضیات آن ) همراه با قوای حسی را به میان کشید ، و چنین بیان نمود که چیزی عینی ست که بتواند تحت قوه فاهمه ما قرار بگیرد .

 

در این میان کسانی مانند راسل بیان عالم خارج و عینیت را تنها در گزاره های اتمی می دیدند و آنها را تنها تبیین و بیان صادق ( دارای صدق منطقی ) از جهان پیرامون خود  می دانستند ٬ بدينصورت که اين گزاره ها ٬ گزاره هايی بسيط و غيرقابل تجزيه هستند که در اين حالت می توانند بازخوانی منطقی عالم خارج باشند و همينطور کسی مانند ویتگنشتاین عالم را همه امور واقع و آن را نه همه اشیاء ، بلکه همه واقعیتها می دانست .

 

بعد از او مسلماً پوزیتویستها کسانی بودند که این مفهوم را مورد باز بینی قرار دادند ، آنها با قرض گزاره های ترکیبی از کانت و با الهام از کارهای راسل ( و ویتگنشتاین ) ، هنگامی چیزی را عینی می دانستند که بتواند تحت اصل تحقیق پذیری درآید و مسبوق به تجربه شود و این گزاره ها شاید بتوانند چیزی را در مورد عالم خارج  به طور صادق ٬ معتبر و پيشبينی پذير ، بگويند .

 

و در آخر کسانی مانند هوسرل ( البته هوسرل اول در پدیدارشناسی خود ) بر این باور بودند که می توان پدیدارها را آنگونه که هستند شناخت .

 

در اینجا و در این سر درگمی تعاريف باید توافقی بر سر تعریف عینیت داشت تا بتوان با فرض آن به بررسی پیرامون خود و ادامه بحث پرداخت ، به نظر می آید که برای شروع ٬ این تعریف بد نباشد که ، نظریه عینی: یعنی قبول وجود عین در خارج ( البته با تسامح ) ٬ یعنی ما وجود عین خارجی را بپذیریم و بپذیریم با اینکه ذهن در او داخالت خواهد داشت ولی در آخر این عین است که قرار است داوری کند.

 

---------------------------------------

 

ادامه دارد 

----------- 


لینک