کل گرايی و کل گرايی معنايی (۱)   

 

 

 

کل گرایی

   

-------------------------

 

1) مقدمه

 

دراینجا بحث به صورت خاص تر بر سر کل گرایی معنایی ست . کل گرایی معنایی را می توان اینگونه تعریف کرد :

Semantic holism is a doctrine about the metaphysically necessary conditions for something to have meaning or content“(1 

 

 

بدین معنی که : کل گرايی معنايی آموزه ای است پيرامون شرايط ضروری متافيزيکی برای بعضی چيزها تا ( بتوانند )‌معنا يا محتوا داشته باشند .

 

برای فهم بهتر کل گرایی مناسب است که در ابتدا به معنای خصوصیات آناتومیک بپردازیم که در روشن شدن معنای کل گرایی کمک خوبیست .

 

خصوصیت آناتومیک (2) در مقابل اتمیک آورده شده ، و می توان آن را اینگونه تعریف نمود :

 

A property is anatomic just in case if anything has it, then at least one other thing does“(3

 

خصوصیتی آناتومیک است تنها اگر هر شیء ای آن خصوصیت را داشته باشد ( به طور متافیزیکی بتوان نتیجه گرفت که ) حداقل یک شیء دیگر نیز آن خصوصیت را دارد .

 این رابطه را می توان با خصوصیت بیان شده دراین عبارت روشن تر ساخت :

 

 4)Ontological interdependence of at least two things”

 

به معنی همبستگی هستی شناسانه حداقل دوچیز( با یکدیگر).

 

مثال برجسته آن رابطه خواهر و برادری ست ، اینگونه که اگر کسی خصوصیت خواهر بودن ( یا برادر بودن ) را دارا باشد پس حتماً کس دیگری نیز خواهد بود که خصوصیت برادر بودن ( یا خواهر بودن ) را داراست ، من نمی توانم تنها کسی در جهان باشم که با این خصوصیت معرفی می شوم و به محض اینکه این رابطه را به کسی اطلاق کردیم ضرورتاً در سر دیگر این رابطه شخص دیگری ست که خصوصیت دوم را دارد.

 

این ضرورت البته از تعاریف علمی نیامده بلکه متعلق به حوزه معناشناسی ست .

به طریقی معکوس ، خصوصیتی که آناتومیک نباشد ( به لحاظ متافیزیکی ضروری نباشد ) اتمیستیک است :

 

 An atomistic or punctuate property is one which might, in principle, be instantiated by only one thing (5

 

خاصیت اتمیستیک به طور ضروری ربطه ایی دوطرفه لازم ندارد و به تنهایی موجود است مانند فیل بودن ، بدین صورت : از اینکه یک فیل وجود دارد ضرورتاً نمی توان نتیجه گرفت که فیل دیگری نیزضرورتاً وجود خواهد داشت .

 

این بحث بکلی خارج از این است که بگوییم مثلاً با وجود یک فیل وجود پدر و مادرش ضروری می شود(6) و یا وجود غذا و غیره در پیرامون آن به واقع ضروری ست :

 اولاً) این مبحث پیرامون ضرورتی متافیزیکی (و معناشناختی) ست که در این حال ( با خواهر / برادری مقایسه کنید ) این گزاره « که فیل وجود دارد» ضرورتاً ما را ملزم به وجود این گزاره که « فیل دیگری نیز وجود دارد » نمی کند .

 ثانیاً ) می توان فیلی را در نظر گرفت که پدر و مادر ندارد و هیچ چیز نیز نمی خورد ، در این حالت می توانید به وجود فیل اذعان کنید بدون اینکه با گزاره ای دیگر به صورت ضروری (والزامات معناشناختی) درگیر باشید ، استقلال گزاره اول علی رغم این واقعیت که فیل از پدر و مادر خود به دنیا می آید حفظ می شود.

 ثالثاً ) این را در نظر داشته باشید که گزاره « این یک دختر است » شما را ملزم به تایید گزاره ای  پیش از آن نمی کند اما به محض وجود برادر و یا خواهر دیگر ِ آن دختر با اظهار این جمله که « الف یک خواهر است » شما به یک رابطه دوتایی( خواهر / برادری) اذعان کرده اید که به لحاظ معناشناختی ضروری  هستند(7) .

 

حال می توان کل گرایی را راحت تر تعریف کرد :

 

Holistic properties are properties such that, if anything has them, then lots ؛of other things must have them too                                                                                             8)

 

 خواص کل گرایانه ، خاصیت هایی هستند به طوریکه اگر هرچیزی آنها را داشته باشد بنابراین تعداد زیادی چیزهای دیگر نیز باید آنها را داشته باشند( این تعریف کمی مبهم می نمایاند ولی بزودی بیشتر روشن خواهد شد ).

 

یعنی مثلاً اگر گزاره ایی معنا داشته باشد پس باید ضرورتاً خیلی از گزاره های دیگر نیز معنی داشته باشند ، در واقع خصوصیت کل گرایی یک نمونه از خصوصیات آناتومیک است ولی به گونه ای دیگر ، مثلاً در مورد( خواهر/ برادر بودن) ،این رابطه  رابطه ای بازگشتی ست یعنی خواهر بودن ضرورتاً برادر بودن را(به لحاظ معناشناختی ) به همراه دارد و برادر بودن ، خواهر بودن را ولی ایندوفقط رابطه ای دوگانه و دوطرفه دارند یعنی یکی فقط دیگری را لازم می کند ولی در مواردی اینگونه نیست مثلاً اعداد طبیعی ، اعداد اول ، معناداری کلمات و یا ترجمه و غیره .

 

در اعداد شما رابطه ای رفت و برگشتی ( مثل خواهر/ برادری ) ندارید بلکه این رابطه رو به جلو است یعنی اگر مثلاً 3 عدد اولیست و عدد اول بعد از آن 5 ، عدد اول بعدی دوباره 3 نخواهد بود بلکه 7 است و همینطور 9 و الی آخر.

 

البته همانطور که در تعریف نقل شده دیدید ، آنها هیچگاه به بینهایت یا بی شمار بودن اشاره نمی کنند بلکه تنها به خیلی یا تعداد زیادی اشاره می رود و این احتیاط شاید به خاطر مشکلی ست که در تعریف بینهایت وجود دارد و یا مثلاً در معنادار بودن .

 بینهایت معنا بوجود آمدن کاررا دشوار  و باعث درگیر شدن و تعریف و توجیه مسايلی می شود که در اینباره پدید می آید والبته  آنها با زیرکی از آن طفره رفته اند.

 

[ در آخر بد نیست که به یک تعریف نکته بینانه تر از ندبلاک نیز در تعریف کل گرایی معنایی ( یا ذهنی ) اشاره کنیم :

 

 

Mental (or semantic) holism is the doctrine that the identity of a belief ؛content (or the meaning of a sentence that expresses it) is determined by its place in the web of beliefs or sentences comprising a whole theory or group of theories.”(9

 

او می گوید : کل گرایی ذهنی ( یا معناشناختی ) آموزه ای است بدین مبنا که اینهمانی محتوای باور ( یا معناداری جمله ای که آن را اظهار می کند ) توسط موقعیتش درشبکه باورها يا جملات ما تعیین می شود که آنها به نوبه خود کل تئوری يا گروهی از تئوری ها را دربردارند .

 

او به بسط و دقت در این بحث می پردازد که از حوصله ( حداقل ) این بخش از مطالب خارج است و در فرصتی مناسب هم به مرور آن خواهیم پرداخت و هم اصل مقاله را در اختیار دوستان قرار خواهم داد . ]

 

 

 

----------------------------------------------------

 

پانوشت ها :

 

مقدمه پانوشت : این مطالب اکثراً از کلاس درسی دکتر مهدی نسرین در پژوهشگاه تحلیلی گرد آمده است و همینطور ارجاعات معمولاً به کتابیست که شرح آن خواهد آمد و نیز گاهی ارجاعاتی به مقالات ومنابعی مرتبط با آن خواهد بود که در در صورت ارجاع ذکر خواهد شد. کتاب زیر منبع اصلی ست :

 

(1)Holism A shopper’s guide / Jerry Fodor and Ernest Lepore, University of Ottawa first published 1992. (p.1)

 

(2) این اصطلاح ربطی به کاربرد مشابه آن مثلاً در پزشکی یا زیست شناسی ندارد ، و تعریف دیگری دارد که در ادامه مطالب آمده است.

 

(3) (Holism A shopper’s guide p.1)

 

(4) این مطلب از درون مقاله ای ست که شرح بسیار خلاصه  و نکته واری از کتاب نقل شده است و قسمتی از آن در اینجا  در اختیار دوستان قرار گرفته است .Fodor and Lepore vs_ Holism  

 

(5) (Holism A shopper’s guide p.1)

 

(6) در اینجا این رابطه را می توان رابطه علی خواند یعنی رابطه ای که وجود والدین را در وجود فیل لازم می داند و حال

می توان این بحث را پیش کشید که آیا رابطه علی ، ضرورتی متافیزیکی (و یا در اظهار ، معناشناختی ) را پیش نخواهد کشید ؟  آیا می توان رابطه علی ( یا به قول پاتنم رابطه علی مناسبی ) را شرط معنی داری در نظر گرفت ؟ و یا اگر باشد این شرط ، الزاماً  ضرورتی متافیزیکی و یا معناشناختی را به پیش خواهد کشید ؟ ، در اینجا همانگونه که نقل شد گزاره « این فیل وجود دارد » را می توان علی رغم این رابطه علی بیان کرد زیرا مثلاً می توان این را فرض گرفت که این فیل بعد از مرگ والدین خود هنوز زنده است و یا بدون وجود هیچگونه غذایی مدتی زندگی خواهد کرد ، پس قید این رابطه علی ما را ملزم به بیان اظهاراتی ضروری در خصوص والدین او نمی کند، در آینده سعی خواهم کرد که نوشتاری را به همین مطلب و نظریاتی که پاتنم در این مورد دارد و در قالب مغز در خمره مطرح می کند اختصاص دهم ، او در آنجا تز معنی شناسی برون گرایانه را مطرح می کند که به همین مطلب و نظریه ارجاع  اشاره دارد.

 

(7) البته در اینجا بحث دیگری را برای خدشه به خصوصیت اتمیستیک می توان به پیش کشید، این مطلب در حین گفتگویی میان من و برادرم به میان آمد که شاید بتوان بر آن تآمل کرد : وصف یک عنصر وجودی در یک جمله ، به آن خاصیت کل گرایانه می دهد . این بحث جالبی ست که علی رغم اینکه می تواند مورد انتقادات قرار گیرد ولی می توان مدخلی برای بررسی بیشتر به آن پرداخت واگر بتوانم در انتهای بحث به صورت ضمیمه ای آن را مطرح خواهم کرد.

 

8) (Holism A shopper’s guide p.3)

 

 

(9)Holism, Mental and Semantic’ Ned Block, Department of Philosophy New York University

 

 

-------------------------------------------------------------

 

ادامه دارد

 

--------------  

 


لینک