کل گرايی و کل گرايی معنايی (۲)   

 

 

 

کل گرایی

 

------------------------------------------

 

 

2) مشکلات اولیه در پذیرش کل گرایی

 

 

ویتگنشتاین می گوید که زبان خصوصی نداریم ، حال در مقابل آن کل گرا می گوید که اگر من از زبان الف استفاده می کنم پس می توانم نتیجه بگیرم که تعداد بیشماری نیز از زبان الف استفاده می کنند .

در ترجمه نیز اتفاقی مشابه می افتد ، یعنی ادعای کل گرایی معنایی این است که هم ترجمه و هم محتوا کل گرایانه اند.

 بدینصورت که اگر یک کلامی محتوا داشته باشد تعداد زیادی از کلمه های دیگر نیز هستند که دارای محتوایند و اگر کلمه ای توانست از زبانی به زبان دیگر ترجمه شود پس تعداد زیادی کلمه وجود دارد که واجد خصوصیت بالا هستند .

 

( دامت )از کل گرایی :Dummettانتقادات

 

دامت در اینجا نقدی را به پیش می کشد که : ما اگر بخواهیم کل گرایی را قبول کنیم در گفتگوی با هم معضلاتی پیدا خواهیم کرد ، به نظر او جملات ( زبان ) قابل فهمند زیرا معانی آنها به طور سازمان یافته ای  از اجزاء سازنده آنها مشتق شده اند و همینطور اینکه گوینده و شنونده در معانی آن اجزاء با هم  و نیز در قراردادهایی که بر اشتقاق جملات زبانی آنها حاکم است شریک هستند .

او به این علت آنها را قابل فهم می داند که آنها معنای مشابهی را در زبان گوینده دارند همانطورکه  آنها همان عمل را در زبان شنونده انجام می دهند.

 

ادعای دامت این است که :

 

 اگر من بتوانم مجموعه جملات زبانی تو را بفهمم که باید بشود- زیرا محتوای مجموعه جملات ،  توسط محتوای جملات متشکله خودش مقید و تعیین شده است - و اگر من بتوانم مجموعه جملات زبانی تو را بیاموزم - که همینطور هم هست زیرا من می توانم قسمتی از زبان تو را ( جملات زبانی تو را ) توسط قسمتی از جملات متشکله آن و همینطور مقدار بیشتری از آن را  و به همینصورت تا تمام آن را توسط تمام جملات سازنده زبان تو  یاد بگیرم - ولیکن دوباره این کار احتمالات پیش فرضی اینگونه دارد که باید اجزاء جمله ای ِ مجموعه جملات تو معنای درستی داشته باشند که البته آنها می توانند معنای مشابه و قرابت نزدیکی را در سراسر جملات زبانی تو داشته باشند تا من در یک مدت درازی ،  بتوانم آنها را یاد بگیرم .

 

 

 

 

خلاصه ای ازادعای دامت نیز- در مقاله ای که آن را قبلاً دراختیار گذاشته ام- دراینجا آمده است :

 

Meaning holism jeopardizes the standard picture of learning, and it cannot account for how language could ever be learned; and hence, it must be denied (Dummett)(1

 

کل گرایی معنا ، تصویراستاندارد زبان را به خطر می اندازد و او نمی تواند شرحی را در مورد اینکه چطور هرکسی زبان را یاد می گیرد ارائه دهد و از این رو باید آن را تکذیب کرد(دامت) .

 

او می گوید که اگر کل گرایی را بپذیریم آنگاه تمام آنها به باد خواهد رفت زیرا در اینصورت باید تمام جملات (واتفاقاتی) که در زبان تو رخ خواهد داد در جمله های زبانی من نیز رخ دهد و یا به عبارتی بهتر اگر کل گرایی درست باشد من نمی توانم هیچ چیزی از زبان تو بفهمم مگر آنکه بتوانم درواقع تمام آن را فهمیده باشم ( یا قبلاً یاد گرفته باشم ) ( که در این صورت شما عملاً نباید توانسته باشید هیچ یک از این نوشته های من را فهمیده باشید ) .

 

خلاصه با نتیجه افراطی کل گرایی ( حداقل در یکی از حوزه های ورودش ) این است که هیچ دو نفری نیستند که در باوری مشترک باشند ( یا اگر در یک یا چند باور مشترک باشند آنگاه باید در تمام باورها مشترک باشند ، یا همان اینهمانی باورها که حال تعدادی از فیلسوفان به دنبال رهایی از اینهمانی بودن باور و تحویل آن به مشابهت باورها هستند که در زیر به آن می پردلزیم ).

 

----------------------------------------------

پانوشت ها :

 

(1) اصل این مقاله درپانوشت قبلی در اختیار دوستان قرار گرفته است .

  Fodor and Lepore vs_ Holism   

 

---------------------------

 

 

ادامه دارد

 

...............


لینک