کل گرايی و کل گرايی معنايی (۵)   

 

 

---------------------------------------------

 

 

4.2) ایراداتی به برهان

 

در پایان نوشتار قبلی ، ما به برهانی که از سوی کل گراها ارائه شد اشاره کردیم و نیز دیدیم که برای فرار از دام کل گرایی باید بر این برهان و همینطور ادعای کواین ایراداتی وارد کرد ، حال در اینجا سعی داریم که این کار را به انجام برسانیم .

 

در اینجا بار دیگر آن برهان را می آوریم :

 

مقدمه 1) بعضی خصوصیات معنی شناختی آناتومیک هستند ( مثل باور علی به الف )

 

لم :اگر علی به الف باور داشته باشد به گزاره های دیگری نیز که معادل الف نیستند هم باور دارد.

 

مقدمه 2) تمایز اصولی بین گزاره هایی که علی برای باور به الف باید باور داشته باشد و گزاره هایی که برای باور به الف لازم نیست که داشته باشد وجود ندارد (مشابه با ادعای کواین )

 

....................

 

نتیجه برهان ) خصوصیات باور علی به الف کل گرایانه است .

 

 

به مقدمه 1 می توان مانند این ایرادات را وارد کرد :

 

 1) خود مقدمه ممکن است نتیجه دلایل و مقدمات دیگری باشد.

 

 2) ما هیچ تعهدی و الزامی در مورد معناداری ( سمانتیکِ ) خصوصیات نداریم و یا اینکه خیلی از گزاره های معناشناختی به واقع آناتومیک نیستند.

 

با توجه به استلالاتی که در مورد گزاره های الف ، ب و ج کردیم ( در نوشتار قبلی ) می توانیم در مورد مقدمه 2 بگوییم که :

 

 1)  به صورت استاندارد ، ممکن است تمایز اصولی دیگری نیز میان گزاره های ترکیبی و تحلیلی داشته باشیم.

 

 2) در مقدمه 2 ، این خوانش با خوانش کواین که می گوید گزاره تحلیلی نداریم متفاوت است .

 

نتیجه برهان قبل را می توان به گونه ای دیگر به شکل صورت برهان زیر ارئه کرد :

 

صورت برهان : اگر بعضی از الف ها ب باشند و تمایزی اصولی میان ب هایی که الف هستند و الف هایی که ب هستند وجود نداشته باشد آنگاه همه الف ها ب هستند ( نتیجه کل گرایانه ).

 

 

اصولاً به این نوع از برهانها ، استدلالهای تسلسلی(1)  می گویند مانند تپه شنی یونانیان :

 

به این صورت که اگر یک شن از این تپه برداریم بازهمان تپه را می بینیم ( در آن تغییرخاصی مشاهده نمی شود) و اگر دو تا برداریم نیز به همینگونه و تا اینکه به آخر برسیم ، یعنی هیچگاه تمایز و مرزی اصولی میان تپه جدید و تپه قدیمی نمی توان کشید .

 

 و یا مانند کشتیی که بدنه آن را یکی یکی ( مانند یک پیچ و یا یک تکه کوچک چوب ) عوض می کنیم ودر آخر کشتی را به کلی نو می کنیم در اینجا نمی توان به راستی گفت آیا این کشتی همان قبلی ست یا کشتی دیگری ست و در چه زمانی این تغییر و گونه گونی از کشتی کهنه به کشتی نو انجام پذیرفته است .

 

البته عده ای علت آن را ابهاماتی که در زبان طبیعی وجود دارد می دانند ، حال از آن که بگذریم انگار در مورد باورهای ما نیز ( چنانکه در صورت برهان آمده ) اتفاقی نظیر آن می افتد .

 

 استیچ در این زمینه می گوید :

 

 آدمی که دارد فراموشی می گیرد از باورهای ما فاصله می گیرد ولی نمی توان مرز آن را تعیین کرد که یعنی چه موقع او دیگر تهی از باورها ( و باورهایی که ما ازاو می شناختیم یا می پنداشتیم ) است  و یا این که بگوییم مثلاً برادر من باید چقدر بفهمد تا

 را مثل انیشتین بفهمد ( درکی مانند او از این فرمول داشته باشد )E=mc۲

 

در اینجا به دو خوانش از باورهای علی اشاره می کیم :

 

کوتاه بُرد ( ضعیف ) : شما نمی توانید به الف باور داشته باشید مگر آنکه به گزاره های دیگری نیز باور داشته باشید .

 

دور بُرد ( قوی ) : گزاره های دیگری وجود دارند که شما نمی توانید به الف باور داشته باشید مگر آنکه به آنها باور داشته باشید .

 

در اینجا می بینیم که در خوانش اول تنها براینکه  باور الف بر گزاره های دیگری نیز استوار است اذعان می شود ولی دومی وجود آنها را در نظر دارد و بر ضرورت وجود آنها برای داشتن باور الف تاکید می کند .

 

 خوانش دور برد احتمالاً به شدت از لم ارائه شده در برهان بالا حمایت می کند و راه را به کل گرایی باز می کند ولی قبل از آن ، این خوانش باید به ما بگوید که چرا چنین گزاره هایی وجود خواهند داشت ؟ و آیا آنها لزوماً تابع شبکه بودگی کواینی هستند ؟ و اگر وجود دارند آیا براستی نمی توان تمایزی میان آنها قائل شد؟

 

 این دو خوانش بعداً به درد ما خواهند خورد ولی حالا بهتر است که به معماری نظرات کواین  و استدلال های او دراین زمینه ( کل گرایی ) بپردازیم .

 

در نوشتار بعدی به مقاله دو جزم نگاه می کنیم و سعی می کنیم به طور خلاصه نظرات او را در این مقاله مرور و به پیامد هایی که نظر او در کل گرایی به بار خواهد آورد اشاره کنیم .

 

------------------------

 

پانوشت ها :

 

(1) Sorties  : استدلاهای تسلسلی

 

 

 

 

---------------------------------

 

ادامه دارد

 

----------

 

 

 


لینک