کل گرايی و کل گرايی معنايی (۷)   

 

 

 

کل گرایی

 

------------------------------------------------

 

 

 

4.4) تز دوئم ، ادعای کواین/ دوئم

 

در نوشتار قبلی به معماری آراء کواین در مقاله دو جزم ِاو پرداختیم و در این قسمت به بیان تز دوئم که کواین از آن در استدلال خود استفاده می کند می پردازیم و سپس سعی می کنیم که در نوشتار بعدی  به  جمع بندی بحثمان در مورد آراء کواین در زمینه کل گرایی بپردازیم که البته کمی نیز به درازا کشیده شده است .

 

تز دوئم را می توان اینگونه خلاصه کرد :

 

آزمایش فیزیکی هیچ گاه نمی تواند فرضیه منفردی را محکوم کند بلکه  تنها می تواند کل و یا دسته ای از نظریه ها را محکوم کند .

 

بدین معنی که اگر آزمایشی مخالف پیش بینی های فیزیکدان باشد ، آنچه او می تواند فرا گیرد آن است که دست کم یکی از فرضیاتی که گروه مقدمه را تشکیل می دهد غیر قابل قبول است و باید تغییر کند ، اما آزمایش هرگز نمی تواند مشخص کند که کدامیک از آنها را باید مورد این تغییر قرار داد.

 

یک فرضیه منفرد در فیزیک مانند فرضیه مثالی الف ،هیچ گاه با یک گزاره مشاهدتی مانند ب ابطال نمی شود ، البته توجه داشته باشید که دوئم لازم می داند که یک فرضیه همیشه با یک سری از فرضیات کمکی همراه باشد و مثلاً فرضیه الف با یک سری از فرضیات کمکی دیگر مانند ن1 ، ن2 ، ن3 و ...... همراهی می شود و برای همین است که اگر آزمایشی در مخالفت با این نظریه نتیجه ای را اعلام کرد این به معنای ابطال قطعی فرضیه الف نیست بلکه کاملاً محتمل است که یکی از فرضیات کمکی مانند ن1 ، یا ن2 ، یا .... دارای مشکل بوده و باید تغییر داده شود .

 

بدین ترتیب دوئم به چیزی به نام  " آزمایش سرنوشت ساز " (1) در فیزیک معتقد نیست و به همین  دلیل او خصیصه ای را برای دانشمندان در نظر می گیرد به نام " شّم ِخوب " ،  که این دیدگاه زیرکانه را هرگاه دانشمندی داشته باشد ، می تواند بفهمد که در واقع باید در کدامیک از فرضیات کمکی تغییرات لازم را ایجاد کند و توسط این خصیصه او می تواند آن فرضیه کمکی که نیاز به بهبودی و یا تغییر دارد را کشف کند .

به نظر دوئم آزمایش در فیزیک تنها مشاهده یک پدیدار نیست بلکه علاوه بر آن تفسیر نظری  این پدیدار نیز هست بنابراین او مشاهده در فیزیک را نظریه بار می داند بدین معنی که تنها تفسیر نظری پدیده ها است که استفاده از ابزارهای مورد کاربرد در فیزیک را میسر می کند. (2)

 

حال کواین با توجه به آراء دوئم این نظریه را بسط می دهد و به یک تز کل گرایانه می رسد.

 

 

تز کواین / دوئم ( تز کل گرایانه ) :

 

فرضیه ای را ( هر فرضیه ای در هر زمینه ای ) وقتی که به  تنهایی در نظر گرفته شود ، نمی توان با مشاهده و آزمایش ابطال کرد ولی وقتی آن فرضیه پاره ای از یک گروه نظری باشد می توان این کار را انجام داد .

 

بدین ترتیب نظریه کواین در مورد هر فرضیه سطح بالا (3) صادق است  و همچنین گروه فرضیات که در هر وضعیت خاصی آزموده می شوند ، عملاً محدود است و شامل کل معرفت بشری نمی شوند .

 

از همینجا می توان آن جمله معروف کواین را فهمید که می گوید : واحد معنا کل علم است .

 

بر طبق این نظر اخیر، کواین می گوید که :

 

 من می توانم تنظیمات جبرانی مناسبی را در نقاط مختلف این دستگاه ( دستگاه نظریات و یا در اینجا دستگاه باورهایم ) انجام دهم تا بتوانم گزاره خاصی  که اکنون توسط آزمونی مورد خدشه وارد شده را نگاه دارم و او را بیرون نبرم .

 

در اینجا بعد از شناخت آراء کلی کواین مروری نیز بر تزعدم ترجمه او که قبلا ً نیز بدان اشاره شده است می اندازیم :

 

Translation is not determined by the set of all physical truths (facts), known and unknown. For any pair of languages and theory of translation T for those languages, there are alternative theories of translation, incompatible with T, that accord equally well with all physical truths (facts(. (4)

 

تز عدم ترجمه کواین می گوید که :

 

ترجمه ( انتقال  یا تحویل ) با مجموعه ای از تمام حقایق فیزیکی ( فکت ها ) ، اعم از معلومات و مجهولات معین و مشخص نیست ( نمی شود ) . برای هر جفت زبان و نیز تئوری ِ ترجمه مثلاً الف برای آن زبانها ، تئوری های پیوستار دیگری از ترجمه ، که با الف ناسازگاراست ، وجود دارد که با تمام حقایق فیزیکی به همان خوبی سازگار و هم آهنگ است . 

 

تحویل علم به مجموعه مشخصی از نظریه ها ممکن نیست ، رئالیسم علمی که تنها تبیین را علم به معنی یک سری از گزاره های علم میداند و آنها را یگانه و عینی می پندارد اشتباه است زیرا برای هر تئوری برای بیان حقایق فیزیکی ، تئوری دیگری وجود دارد که با تمام آنها به همان خوبی سازگار است والبته این تئوری لزومی ندارد که همان صورتبندی ِ تئوری های پیشین را داشته باشد ( مثلاً می تواند از اساطیر یونان بهره برده باشد ).

 

مطابق این نظر هیچ نظریه ترجمه ای وجود نخواهد داشت که کاملاً حقایق اصیل را شامل شود ، اصلاً "امر واقع " راجع به اینکه زبان یک شخص چه معنایی دارد وجود ندارد و یا امر واقع راجع به آنچه شخص به آن باور دارد وجود ندارد .

 

دراینجا و با توجه به مطالبی که گفته شد به نظریه عمل گرایی کواین می رسیم ، به نظر کواین ما باید رئالیسم علمی را کنار بگذاریم .

 

در نوشتار بعدی که آخرین قسمت از بحث ما در مورد نظرات کواین پیرامون کل گرایی ست به بیان ابزارانگاری و پراگماتیسم کوایینی در مورد علم و همینطور جمع بندی بحث می پردازیم .

 

------------------------------------------------

 

پانوشت ها :

 

(1) آزمایش سرنوشت ساز به زعم دوئم اینگونه ا ست که :

 

 دو نظریه الف1  و الف2  را فرض کنید ، آزمایشی مانند ب میان الف1  و الف2  سرنوشت ساز خواهد بود که اگر الف1  پیشبینی کند که ب نتیجه ج را خواهد داد و در الف 2 ، ب  نتیجه  پ  را  ، آنگاه اگر ب را انجام دهیم و ج اتفاق افتد آنگاه الف 2 از صحنه خارج می شود ، پس آزمایش ب بین ایندو سر نوشت ساز است .

 

(2) در مورد نظریه بار بودن ، این توضیح بد نیست که این رای  قویاً توسط چند تحقیق روانشناسان تجربی ، تقویت شده و مورد توجه بسیار است . مثلاً آزمون هایی مانند مکعبی که قابل دیدن از دو وجه است ، یعنی می توان آن را توسط یک وجه بیرون زده آن که نظر ما را در بداهت امر جلب می کند نگریست و سپس با کمی تمرین می توان آن را بر اساس وجه زیرین نیز نگاه کرد که ناگهان جای خود را به وجه رویی می دهد . و یا عکس اردکی که در عین حال خرگوش نیز هست و در ابتدا تنها خرگوش بودن آن به نظر می رسد ولی به زودی و با توجهی  بیشتر می توان اردک را نیز دید ، و چندین آزمایش تجربی دیگر از این دست.

 

(3) فرضیه سطح بالا ( یا سطح دوم )  فرضیه ایست که : نمی توان آن را به صورت مجزا با تجربه مقایسه کرد ، بلکه تنها با عطف فرضیات دیگر می توان این کار را انجام داد .

 

(4) این قسمت بر گرفته از مقاله ایست به نام  :

 

 IN DEFENSE OF QUINE “,   ARYEH WEINSTEIN,     Harvard University

 

 

-------------------------------------------------

ادامه دارد

 

---------------

 


لینک