ميان نوشت (۱)   

 

 

میان نوشت :

 

هر نوع حکم به عدم متافیزیک ، خود حکمی متافیزیکی است.

 

و به همین دلیل ساده است که تلاش کسانی که جهدی در بیرون راندن متافیزیک از سیستم های فلسفی خود داشته اند به نتیجه ای  تام نرسید .

 

این دور دوری بسیار قوی است به طوری که حتی حکم به متافیزیک را نیز شامل می شود ، یعنی حکم به وجود متافیزیک را نیز اصولا ً نباید بتوان توسط متافیزیک موجه کرد ، به عبارتی دیگر یا وجود متافیزیک توسط خود ِ متافیزیک توجیه می شود که یک دور تسلسلی است و یا نه ، که در اینصورت کدام سیستم و دستگاه فلسفی ( قدرتمندتر از متافیزیک ) میتواند حکم به وجود متافیزیک کند ؟

 

دوری مشابه را تقریبا ً بسیاری از مکاتب فلسفی می خورند ، از شکاکان گرفته تا تجربه گرایان و ایدئالیست ها و از عقلی مذهبان تا پدیدارشناسان و پراگماتسیت ها و ... .

 

در واقع مشکل اینجا است که هر فلسفه ای باید خودش را در نظر آورد ، یعنی باید بتواند خودش را توسط احکام و اصول خود توجیه کند .

 

--------------------------

دوری قدیمی ) سقراط : برای نفلسفیدن هم باید فلسفید .

------------------------------------------------------

 


لینک