ميان نوشت (۵)   


ایر و مساله تغزل ! ( Ayer and Poetry )


" این نظر که باید فیلسوف مابعدالطبیعی را در زمره شاعران قرار داد، مبتنی بر این فرض است که هر دو مهمل می گویند، اما این فرض غلط است؛ در اکثر موارد جملاتی که شاعران بر زبان می آورند، دارای معنی واقعی است " (1).


این کلمات بر ذهن و زبان شاعری اندیشمند یا فیلسوفی شاعر پیشه، جاری نشده است؛ بلکه بر خلاف تصور ابتدایی، این جملات اظهارات ای. جی. ایر ( Alfered J Ayer ) ، پوزیتیویست معروف است که در کتاب معروف خود " زبان، حقیقت و منطق " ( Language, Truth and Logic در پایان بخش اول کتاب یعنی " حذف مابعدالطبیعت " به روشنی به آن اشاره می کند.Ayer


به نظر عجیب می آید ولی چرا ؟ و اینکه چرا ایر (این ابر پوزیتیویست) چنین کلمات را بر زبان می راند ؟ ( دومی شاید عجیب تر هم باشد ). همانطور که می دانید، پوزیتیویست ها به هیچ روی، سر آن را نداشتند که حتی سخن فلاسفه متافیزیک مسلک یا به عبارتی بهتر ، سخن متافیزیکی فیلسوفان را بشنوند و به روشنی آنها را مهمل بافی می دانستند و خالی از معنای اصیل و واقعی (2).

آنها تنها از این نظر برای این گزاره ها ارزشی قائل می شدند که آنها را تخیل آمیز ، تحریک کننده، نشاط انگیز ، وجدآور و ... می دانستند و گاهی می گفتند که سخن متافیزیکی گفتن، همانند نوعی شاعری است. شعر است و همانند او، نه باید داعیه اظهار حقیقت و نه داعیه معنای حقیقی (و واقعی) داشته باشد، بلکه شاید صرفا ً بتواند مانند شعر ، کمی تخیل آمیز و لذت بخش باشد .


ایر این نظر را توهینی به شعرا می داند. این نظر او اجمالا ً از آنجا می آید که ایر، داعیه و ادعای گوینده ( فیلسوف یا شاعر ) را مهم می داند. فیلسوفی که گزاره هایی متافیزیکی را بیان می کند، قصد ِبه هیجان آوردن، ایجاد تخیل، تغزل یا ... را در شنونده خود ندارد بلکه به زعم ایر ، این فیلسوف داعیه بیانی از حقیقت ( حقیقتی که به نوعی شهود کرده است یا از استدلالی به آن رسیده است ) و نمایی از آنچه که به واقع در پس پرده جهان رخ می دهد را دارد؛ و از این رو (و به خاطر اینکه گزاره های او قابلیت تحقیق پذیری (3) را ندارند)، معنادار (یا بواقع معنادار ) نیستند.

.

ولیکن شعر و جملاتی که شاعران بر زبان می رانند اینگونه نیست. آنها داعیه حقیقت ندارند ( البته به زعم ایر ! ) بلکه مشتغل به ایجاد آثاری هنری اند. به نظر ایر بین کسی که لغت را به نحو علمی استعمال می کند و کسی که آن را به نحو ذوقی و احساساتی به کار می برد این نیست که اولی جملاتی را به زبان می آورد که قادر به برانگیختن عواطف نیست و دومی جملاتی می گوید که معنی ندارد، بلکه " تفاوت آنها در این است که اولی ] فیلسوف متافیزیکی [  مشتغل به اظهار قضایای صادقه است و دومی مشتغل به ایجاد اثر هنری " (4).


به نظر ایر حتی اگر شاعر مهمل نیز بنویسد و جملاتی به کار ببرد که به ظاهر ( یا حتی به واقع ) کاذب نیز باشند ، بدین معنی نیست که آنها دارای هیچ معنی حقیقی نباشند و اگر هم باشند، حتما ً شاعر این راه را روش مناسب تری برای حصول تاثیری می داند که آن را هدف نوشته خود قرار داده است. اما فیلسوف مابعدالطبیعی فریب لفظ را می خورد و یا در استدلال اشتباه می کند.

این را در واقع می توان خلاصه ای از رای ایر انگاشت، او می گوید:


" از این رو اگر اثری علمی حاوی قضایای صادق و مهم باشد، ارزش آن به واسطه اینکه، بیان لفظی ِقضایای مزبور ، قرین فصاحت نیست، کم نمی شود؛ همچنین اثری هنری به واسطه اینکه همه قضایای مندرج در آن در حقیقت کاذب است، لطمه ای نمی بیند " (5) .


------------------------------------------------------------------------------------------

پانوشت ها :

1) کتاب: " زبان، حقیقت و منطق "، نوشته: ای. جی. ایر، ترجمه: منوچهر بزرگمهر، از انتشارات: شفیعی، ص 31.

2) در باب نظر پوزیتیویست ها (Positivists ) پیرامون گزاره های متافیزیکی (به خصوص اعضای اصلی حلقه وین) سخن بسیار می توان گفت. در بین خود اعضای اصلی حلقه نیز روایتی یکسان در این باب دیده نمی شود، ولیکن به طور خلاصه می توان رای آنها را در ملاک تحقیق پذیری، که از اصول لایتغیر این گروه به شمار می آید، براحتی فهمید. مطابق این ملاک گزاره ای معنادار است که بتوان به گونه ای آن را به محک تجربه گذاشت یا به واسطه تجربه (حسی) تحقیق کرد (حتی علی الاصول). حال معلوم است که گزاره ای متافیزیکی که ادعای وجود هستی هایی را در جهان دارد که دست تجربه از آنها کوتاه است، به زعم این گروه و بر اساس این ملاک، بی معنی خواهد بود.

3) ملاک تحقیق پذیری ( Verification )، در نظر حلقه وین را به اجمال در پانوشت قبلی آوردیم، ولیکن این ملاک (به سبب مشکلاتی که ایر در آن می دید) نزد او کمی معتدل تر و البته منسجم تر ارائه شد. ایر در همین کتاب، این اصل را چنین معرفی می کند که: " هر جمله ای فقط وقتی نسبت به شخص معینی دارای معنی است که این شخص بتواند صحت و سقم قضیه مندرج در آن جمله را تحقیق و آن را اثبات کند، یعنی بداند چه مشاهداتی، در تحت چه شرایطی، مؤدی به این می شود که قضیه مزبور را به عنوان حقیقت، تصدیق؛ یا به عنوان بطلان، رد نماید "، ص18. البته ایر در ادامه به جرح و تعدیل و توضیح بیشتر درباب این ملاک می پردازد.

4) همان کتاب ص 31

5) همانجا ص31




لینک