معرفت شناسی (۱۱)   

 

معرفت : باور صادق موجه + ؟

 

چالش گتیه ( Gettier Problem ) 3

 

در نوشتار پیشین ، ترجمه ای از مقاله معروف گتیه را آوردیم و شرحی مختصر نیز از آن ارائه کردیم ؛ در این نوشتار به ذکر مثال هایی مشابه خواهیم پرداخت که اغلب بر اساس همان مثال های گتیه هستند ولی روشنگرتر و تیزبینانه تر . در ادامه اگر در این نوشتار مجال آن پیش آمد به طرح واکنش ها و جهت گیری هایی که فیلسوفان مختلف در مواجهه با مثال های نقض گتیه اتخاذ کرده اند خواهیم پرداخت .

.....................................................

مثالی دیگر ( با توجه به مثال گتیه )

مثالی دیگر را در نظر بگیریم (1) ، در این مثال همانطور که خواهیم دید ، شروط سه گانه : باور ، صدق و توجیه وجود خواهند داشت و بنابراین بر اساس تعریف سنتی یا متعارف معرفت ، اصولا ً باید معرفت ( Knowledge ) اتفاق بیافتد ، ولیکن برخلاف انتظار و با وجود این سه شرط  ( که در نظر تعریف متعارف ، هریک به تنهایی از شروط لازم و بر روی هم شرط کافی وقوع معرفت است ) این اتفاق نمی افتد .

 

فرض کنید خانواده ای وجود دارد که اسمیت : پدر ، سارا : دختر آقای اسمیت و آنا : مادر خانواده است . حال فرض کنید که امروز ، وقتی آقای اسمیت در حال خارج شدن از خانه است ، سارا به پدر می گوید : « یک تلفن همراه خریده است » ، اسمیت به دختر خود اطمینان و اعتماد کامل دارد در اینکه سارا هرگز به او دروغ نمی گوید  . در خارج از خانه ، یکی از همسایه های آقای اسمیت ، او را می بیند و به او می گوید : " شنیده است که یکی از اعضای خانواده او یک تلفن همراه خریده است "  و البته آقای اسمیت با اطمینان کامل این قضیه را تایید می کند و می گوید که می داند : « یکی از اعضای خانواده اش یک تلفن همراه خریده است » .

به نظر همه چیز درست است ، تنها در این جا آقای اسمیت از دو قضیه بی خبر است :

1)     برخلاف همیشه و اینبار ، سارا به او دروغ گفته است .

2)     آنا ، همسر آقای اسمیت ، امروز یک تلفن همراه را ( بدون اطلاع آقای اسمیت ) خریده است .

حال آیا می توان گفت که آقای اسمیت گزاره مذکور را واقعا ً می دانسته است ؟ ، خیر، و این جواب را می توان با بررسی شروط سه گانه درباب این گزاره بررسی و تایید کرد . اگر هرسه شرط در مورد این گزاره برقرار باشند ، بنابراین ، اساسا ً اسمیت باید گزاره فوق را بداند ولیکن ما می دانیم که آقای اسمیت در واقع نمی داند که یکی از اعضای خانواده اش تلفن همراه خریده است ، ( تنها چیزی که آقای اسمیت فکر می کند که می داند این است که سارا یک تلفن همراه خریده است که البته اینطور نیست ).Gettier

 

شرط اول باور است و ما می دانیم که آقای اسمیت به گزاره مذکور باور دارد ( چرا که آن را اظهار و تایید می کند ) . شرط بعدی صدق است و می دانیم که گزاره یاد شده صادق است چراکه موافق و مطابق با واقعیت است ( یعنی این صادق است که یکی از اعضای خانواده اسمیت ( یعنی آنا ) تلفن همراه خریده است ) . شرط سوم توجیه است ، آقای اسمیت در پذیرفتن گزاره مذکور موجه نیز بوده است چراکه به سارا اطمینان و اعتماد داشته است .

 

پس بر اساس این سه شرط باید گفت که اسمیت گزاره فوق را می داند ! ولی می دانیم که اینطور نیست. البته ما می توانیم این مثال را کمی اصلاح کنیم یا تغییراتی در سناریوی آن بدهیم . مثلا ً به جای دروغ گفتن سارا به اسمیت ، اتفاق دیگری را جایگزین کنیم ، مثلا ً این که ساعتی بعد از اظهار این گزاره توسط سارا ( اینکه تلفن همراه خریده است ) او تلفن را به دوست خود می فروشد و سپس ادامه داستان . باز اسمیت در لحظه ای که همسایه به او ، گزاره ذکرشده را می گوید ، او در تایید آن موجه نیست هرچند که آنا ( یکی از اعضای خانواده او ) بالاخره تلفن همراه را خریده است ؛ و یا تغییرات دیگری از این دست که این مثال را از گزند اعتراضاتی که مثلا ً ممکن است به روند داستان وارد می شود ، مصون نگاه دارد .

 

........................................................

واکنش ها به مثال نقض گتیه

 

در بداهت امر می توان سه نوع واکنش اولیه را درنظر گرفت یعنی :

 

1)     آیا مثال نقض گتیه واقعا ً معتبر است ؟ ، یعنی آیا این مثال ، بواقع تعریف مذکور را نقض می کند ؟

2)     در صورتی که پاسخ به سوال فوق مثبت در نظر گرفته شود ، دو واکنش کاملا ً متفاوت می تواند وجود داشته باشد : یعنی یا باید به ترمیم و بازسازی تعریف متعارف معرفت کوشید ( از قبیل اضافه کردن شرط دیگری به این تعریف یا تغییراین شروط و یا جایگزین کردن شرط دیگری با این شروط و ... ) .

3)     و واکنش دیگر : رد تعریف مذکور و سعی در ارائه کردن تعریف متفاوت دیگر .

 

حال در اینجا به طرح واکنش های جدی تر دراین باب می پردازیم ، البته باید توجه داشت که اغلب معرفت شناسان ، مثال های نقض را پذیرفته و سعی در ترمیم این تعریف داشته اند .

از واکنش های معروف ، می توان به واکنش های فیلسوفانی نظیر : کیث لرر ( Keith Lehrer ) و توماس پاکسون ( Thomas D.Paxon ) ، آرمسترانگ ( D. M. Armstrong ) به پیروی از فرانک رمزی و اونگر ، الوین گولدمن ( Alvin Goldman ) یا واکنش رابرت نوزیک ( Robert Nozick ) اشاره کرد (2) . در این نوشتار به مروری بر واکنش لرر و پاکسون خواهیم پرداخت و بررسی واکنش های دیگر را موکول به نوشتار بعدی خواهیم کرد .

...................................................

1)   واکنش لرر و پاکسون : توجیه نباید نقض پذیر ( Defeasibility ) باشد 

 

گروهی از فیلسوفان ضعف این تعریف را در شرط توجیه می بینند . به نظر این گروه صرفا ً داشتن توجیه کافی نیست بلکه این توجیه نباید نقض پذیر باشد . نقض پذیر بودن توجیه را می توان با مثالی روشن کرد : Keith Lehrerمثلا ً در نظر بگیرید که برای خرید لباسی به فروشگاهی رفته اید . در پشت ویترین این فروشگاه لباسی با رنگ زرد توجه شما را به خود جلب می کند و شما به این باور می رسید که : « لباسی زرد رنگ را در ویترین می بینید » ، این باور، موجه است ( بر اساس ادراک حسی شما از طریق دیدن آن لباس به رنگ زرد ). حال وقتی که به درون فروشگاه می روید و از فروشنده برای دیدن لباس درخواست می کنید ، می بینید که رنگ لباس زرد نبوده است ... ؛ بلکه علت دیدن آن لباس به رنگ زرد ، نور زرد رنگی بوده است که در ویترین ، به لباس می تابیده .

 

حال شواهد و دلایل قبلی بی اثر و درواقع نقض شده است و شواهد جدید ، باوری دیگر را برای شما فراهم و توجیه آن را بر اساس قرائن دیگری بنا می نهد . اینگونه است که توجیه دستخوش نقض و تغییر می شود . از اینجا به این مهم می رسیم که برای داشتن توجیهی نقض ناپذیر ، نباید موارد و اطلاعاتی وجود داشته باشد که ما ندانیم و بنابراین آنها بتوانند باعث تغییر در توجیه ما درباب باوری خاص شوند یا به عبارتی :

 

شخص S در باور کردن ِ گزاره P به گونه ای نقض ناپذیر موجه است ، اگروتنهااگر ، واقعیت دیگری مانند Q در کار نباشد ؛ چنان که اگر شخص S آن Q را باور کند ، او دیگر نتواند در باور کردن گزاره P موجه باشد .(3)

بنابراین ، این گروه از معرفت شناسان شرط دیگری را به شروط قبلی می افزایند :

شخص S گزاره P را می داند ، اگروتنهااگر ،

1)     گزاره P گزاره صادقی باشد .

2)     شخص S گزاره P را باور داشته باشد .

3)     شخص S در باور به گزاره P موجه باشد .

4)     توجیه S در باور به گزاره P نقض پذیر نباشد . 

البته باید توجه داشت که این تعریف جدید با شرطی اضافه ، باز با ضعف هایی روبروست ، چنان که ممکن است بدون اینکه شما کوچک ترین اطلاعی داشته باشید ، شواهد مختلفی یکدیگر را نقض و خنثی کنند در حالیکه هر کدام از آنها می توانستند ، به تنهایی در نقض کردن توجیه شما کافی باشند . شما به P باور دارید ، اما تصادفا ً واقعیتی مانند Q که در نقض توجیه شما برای باور داشتن به گزاره P کافی است ، توسط واقعیت دیگری مانند T خنثی می شود و البته شما در نهایت از هیچ یک از Q و T اطلاعی ندارید و کماکان بر باور سابق خود باقی می مانید . Lehrer

البته مدافعان این نظریه جدید ، به ایراد فوق ، تقریبا ً چنین پاسخ می دهند که : (1) توجیه باید " در نهایت "  نقض پذیر نباشد یا (2) اگر نقضی ( مانند Q ) برای آن پیدا شد ، شواهدی یا واقعیتی دیگر ( مانند T ) باید آن را خنثی کند ، درواقع مدافعان ، به این مشکل پاسخی نمی دهند بلکه آن را قبول می کنند و حتی به عنوان یک شرط فرعی برای توجیه ، از آن استفاده نیز می کنند ؛ ولیکن درنظر نیاوردن یا اپوخه کردن وقایع و حوادثی ( مانند T و Q و ... ) ، وقتیکه اظهار می شود مطمئنا ً مشکل زا خواهد بود ( حداقل ، مشکلاتی متافیزیکی ببار خواهد آورد ) . به هر حال این دفاعیه به نظر کافی و رضایت بخش نمی آید و البته می توان ایراداتی دوباره بر آن وارد کرد ( مانند اینکه حتی با قبول پیشنهاد بالا ، اطلاعات انسان در زمانی معین ، محدود است و هر لحظه امکان ورود شواهد و اتفاقاتی غیر منتظره و غیر قابل پیش بینی که در توجیه ما نسبت به P خللی وارد کنند به هیچ وجه منتفی نخواهد بود و ... ).

در نوشتار بعدی به بررسی دیگر واکنش ها در برابر مثال نقض گتیه خواهیم پرداخت .

 

پانوشت ها :

1)     این مثال را تنها با تغییر نام و کمی مبسوط تر از کتاب : " معرفت شناسی " ، نوشته : منصور شمس ، از انتشارات طرح نو آورده ام ، که ایشان نیز طرح کلی این مثال را از ( Everitt & Fisher, 1995, p. 21) برگرفته اند.

2)     خلاصه ای از این واکنش ها که در پی می آید ، از کتاب فوق الذکر برگرفته شده است .

3)     همان کتاب ، صفحه : 67 .

4)     واکنش بعدی که به آن خواهیم پرداخت ، واکنش آرمسترانگ است با تکیه به روش های اطمینان آور در کسب باور، که البته متاثر از تلاش ها و کارهای فیلسوفان پیش از خود مانند فرانک رمزی و پی. اونگر است .

 

ادامه دارد

 


لینک