تصميم ٬ توجه يا جوزدگی در نشر آثار فيلسوفان در ايران (۱)   

------------------------------------------

توجه به پوپر در اوايل انقلاب ( زمانيکه تقريباْ اثر قابل توجهی از فلسفه علم ( به جز آثار محدودی از کارنپ و چند فيلسوف ديگر ) به روشنی ديده نمی شد و فضا آکنده از انديشه های مارکسيستی ٬ اگزيستانسياليستی ٬ ايده آليستی و انديشه های اختلاطی بود ) باعث شد که ما هم اکنون مجموعه قابل قبولی از ترجمه های به نسبه خوب را از او داشته باشيم ٬ اقبالی که در آن زمان شامل حال بسياری از فيلسوفان مطرح (يا بهتر بگويم شامل حال روشنفکران خودمان ) نشد . 

قشر متفاوتی از روشنفکران آن زمان ( در رأس آنها دکتر سروش ) توانستند دست به انتخاب خوبی زده و پای کارل پوپر را به ميان بکشند تا جوابگوی بعضی نيازهای آن زمان باشد ( به خصوص که او با انديشه های مارکسيستی و سوسياليستی و همينطور نئوسوسيال های آن زمان ( مثل مارکوزه ) اصلاْ ميانه خوشی نداشت ٬ و همينطور اينکه  به واسطه او فيلسوفان علم ديگری مانند : کوهن ٬ لاکاتوش ٬ و يا حتی باشلار و فايرابند و ....نيز کم کم شناخته و وارد محافل فلسفی ما شدند ٬ که بی آن شايد سالها طول می کشيد تا از اين فيلسوفان بزرگ و تاثيرگذار علم سخنی به ميان می آمد.

حال در دوران کنونی به نظر می آيد که هنوز اين نوع نگرش های ناگهانی و انقلابی پايان نيافته و ناشران و مترجمان ما ناگهان معطوفِ انديشه های يک يا دو فيلسوف ( که قالباْ سال ها از مرگ آنان نيز گذشته است ) می گردند و تمامی آثار آنها را تا قطره آخر ٬ چاپ و حتی در صورت کمبود به چاپ شرح های پيرامون آنها می پردازند ( که البته اينکه آنها اغلب سی تا صد سال از مرگشان می گذرد نشان ضعفی در انتخاب و انتشار آثار آنها نيست ٬ بلکه ضعف اينجاست که در يک سير منطقی و جامع ٬ آثار مسلم بسياری از فيلسوفانِ به نام ( حتی حداقل يک اثر از آنها )٬ هنوز ترجمه و انتشار نيافته و تازه اگر از آثار خود فيلسوفان هم که بگذريم ٬ هنوز بهترين تاريخ فلسفه ما ٬ يعنی کاپلستون ٬ بعد از سالها و با اجماع تقريباْ بهترين مترجمان ما ٬ هنوز ناقص است.

-------------------

( ادامه دارد )


لینک