منطق تکلیف (5)   

۵. بررسی اختلاف های مقدماتی نظام ابتدایی فن رایت و نظام های استاندارد منطق تکلیف

در نوشتار پیشین معرفی نظام ابتدایی فن رایت را به پایان رساندیم. اما به منطق تکلیف از منظر دیگری نیز نگریسته شده است یعنی به عنوان نظامی مبتنی بر منطق موجهات. خود فن رایت کلیت این ایده را مطرح کرده بود، اینکه منطق موجهات دارای شاخه های متعددی است که یکیvon Wright از آنها « منطق موجهات ضرورت و امکان ( التیک ) » است و شاخه ی دیگر آن می تواند منطق تکلیف باشد.   نظام [ساده ی] استاندارد منطق تکلیف SDL: Standard Deontic Logic) با توجه به قرائت لایب نیتسی از تعریف مفهوم الزام ( باید ) بدست می آید. اما پیش از آن بهتر است به اختلاف های ابتدایی منطق تکلیف استاندارد با نظام اولیه ی فن رایت اشاره شود تا مقدمات ورود به بحث بهتر مهیا شود. نظام استاندارد لااقل سه اختلاف عمده با نظام فن رایت دارد :

(1) یکی اینکه نظام یا درواقع نظام های استاندارد برخلاف نظام فن رایت که با عملگر P ( اجازه ) شروع می کرد، از عملگر O ( باید ) آغاز می کنند؛ یعنی مثلا ً OA  را فرض گرفته و سپس PA را بر اساس آن تعریف می کنند بصورت : PA « ~ O ~A

(2) اختلاف دیگر و مهمتر از همه این است که ادات منطقی، نه فقط همچون نظام فن رایت بر سر فعل ها ( درواقع اسم فعل ها von Wright)، بلکه می توانند هر جایی ( از جمله بر سر جملات ) نیز قرار گیرند. این اختلاف مهمی است و باعث کارآیی بیشتر نظام استاندارد می گردد هرچند نقدهایی را نیز به همراه خود داشته است که ذیلا ً به برخی مزایا و نیز برخی از نقدها اشاره می کنیم :  مثلا ً در نظام فن رایت نمی توانستیم این جمله ی معقول و شهودا ً برقرار را صورتبندی کنیم که « الزامی است هر کاری که الزامی است ( باید ) انجام شود » یعنی صورتبندی مقابل : « (O(OA à A »؛ چراکه این از گروه جملات مختلط بود که فن رایت اجازه ی تولید آنها را در نظام خود نمی داد[۱] . ولی می بینیم که در نظام استاندارد با برداشته شدن قید فوق جمله ی مذکور براحتی صورتبندی می شود و مشکلی رخ نمی دهد. برای نمونه ای دیگر می توان جمله ی مقابل را مثال زد : « OFA »؛ این جمله نیز در نظام فن رایت قابل بیان نیست چراکه در این نظام نمی توان از اپراتورهای مکرّر یا عملگرهای متعدد پشت هم استفاده کرد ( در اینجا عملگر F ( به معنای منع یا ممنوع بودن یک امر ) بلافاصله بعد از عملگر O آمده است ) ولیکن آشکار است که ما در زبان خویش از این گونه جملات استفاده ی فراوان می کنیم و جملات معقولی هستند، مثلا ً جمله ی فوق را می توان ترجمه ی این جمله در نظر گرفت که « باید استفاده از مواد مخدر منع شود ». در نظام استاندارد ما با چنین محدودیت هایی مواجه نیستیم.  اما همانطور که در بالا اشاره شد این قابلیت های نظام استاندارد با نقد هایی نیز روبرو است. برای نمونه در اینجا نقدهای خانم بارکان و پیتر گیچ را می آوریم :

نقد بارکان مارکوز Ruth Barcan Marcus )[۲] ) :

خانم بارکان در مجموعه مقالات خود به نام « وجه » ( Modality ) بیان می کند که عملگرها نمی توانند و نباید به صورت پشت سرهم بیایند و اینکه عملگرهای مکرّر باید حذف شوند و منطق تکلیف نباید شامل چنین Barcanعملگرهایی باشد. او در مورد جملاتی همچون « OOA » می گوید که اینها بی معنا هستند، تکرار مکررات هستند و مثل لکنت زبان می مانند. به نظر او نیازی به این گونه جملات وجود ندارد. او همچنین در مورد جملاتی همچون « OFA » می گوید که این نیز درواقع دو جمله است و تنها یکی تکلیفی است و دیگری درباره ی این است که انجام دادن ( یا ندادن ) فلان کار خوب است یا نه و این دیگر ربطی به منطق تکلیف ندارد. البته بنظر می رسد که سخت گیری او درباب منطق تکلیف بیش از حد است چراکه خود وی مثلا ً عملگرهای مکرّر را در منطق موجهات می پذیرد.

نقد پیتر گیچ ( Peter Geach ) :

گیچ نقد شدیدتری دارد، او می گوید که ارسطو نیز از ابتدا محمول ها را از اسامی جدا کرده بود ولی بعدا ً چیزهایی را وارد منطق خود کرد که می توانستند هم بجای اسامی و هم بجای محمول ها قرار بگیرند و این باعث تباهی منطق شد و دوهزار و پانصد سال طول کشید تا فرگه آن را اصلاح کند. او در مورد منطق تکلیف نیز می گوید اگر ما عملگرهای تکلیفی را روی جملات بیاوریم باز باعث تباهی خواهیم شد. او برای گفته ی خود مثالی می آورد : گیچ می گوید یک جمله ی معمولی همچون « تام، جونز را زده است » را در نظر بگیرید، سپس می گوید این جمله را به صورت مجهول نیز بیاورید مثل : « جونز، توسط تام زده شده است ». بنظر وی با آمدن باید و نباید بر سر این جملات اصولا ً این دو باید باز هم به یک معنی باشند ( باقی بمانند ) و هر دو صادق ( یا کاذب )، ولی او بر این عقیده است که اینگونه نخواهد بود. یعنی با آمدن باید بر سر جAnscombe and Geachمله ی اول وضع متفاوت می شود و البته پذیرفتنی نیست که باید تام جونز را بزند و در اینجا فاعل و مفعول یک عمل اهمیت پیدا می کنند ولی درمورد دومی چنین بنظر می رسد که این بیشتر زمان است که دارای اهمیت است و نیز قابل پذیرش است که زمانی این اتفاق افتاده باشد ( یعنی جونز توسط تام زده شده باشد ). در نهایت او معتقد است که با آمدن عملگرها بر سر جملات، عناصر دیگری همچون عامل ها و زمان و ... اهمیت پیدا می کنند و در صدق و کذب و معنای آن دخیل می شوند.

(3) در نهایت اختلاف سوم نظام فن رایت با نظام استاندارد در این است که آن دو فرمولی که در نظام فن رایت به عنوان اصل موضوع پذیرفته نشده بودند و در نظر فن رایت اصولی انتخابی بودند، در نظام استاندارد پذیرفته شده و نیز الزامی هستند یعنی دو اصل :

1- ( O(A Ú ~ A و نیز

 2- (P(A & ~A~.

در نوشتار بعد نظام استاندارد را معرفی کرده و مقداری نیز درباب دلالت شناسی ( سمانتیک ) آن سخن خواهیم گفت. 


 [۱] رجوع کنید به نوشتار سوم ( منطق تکلیف (نظام فن ابتدایی رایت ) 3)

[۲]  خانم بارکان بواسطه ی کارهایش در منطق موجهات در ایران شناخته شده است، بخصوص فرمول بارکان که در نظام های منطق موجهات محمولی بسیار مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین نقدها و بحث های متعددی را نیز در حوزه ی منطق و درباب آراء برخی فیلسوفان منطق برجسته ( همچون کواین ) به انجام رسانیده است. برای مطالبی در این باب می توانید به کتاب های : منطق موجهات، اثر دکتر ضیاء موحد و نیز کتاب مبانی منطق موجهات از دکتر لطف اله نبوی رجوع کنید. 

...

لینک