دترمينيسم تاريخی و نظريات مخالف (۵)

 

نظریات مخالف با دترمینیسم تاریخی<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

1)  پراگماتیسم و دترمینیسم

 

در این بخش خصوصا ً به مروری بر آراء پراگماتیست ِ معروف " ویلیام جیمز"(1) می پردازیم .

 

پراگماتیست ها با دترمینیسم رابطه خوشی ندارند و آن از جهت ارائه چند نظر عمدتا ً اخلاقی ِ معروف علیه جبرگرایی ست که از جمله مطرح کنندگان آن ویلیام جیمز است .

 

بر بعضی از آنها می توان نقدهایی نسبتا ً جدی وارد کرد ولی در کل نظرات مخالف قوی ای را مقابل دترمینیسم می نهند که توانسته آن را تا حدی تضعیف کند .

 

..........................................................

 

5.1) ویلیام جیمز و پراگماتیسم

 

پراگماتیسم نحله ای فلسفی ست که نام دهنده آن پیرس (2) است واز رواج دهندگان مهم آن ویلیام جیمز .

 

پیرس پیرامون معنا و حقیقت نظراتی متفاوت داشت : از نظر پیرس ، پراگماتیسم یک نظریه معنا ست که با رویه های کار دانشمند آزمایشگاهی از یک سنخ است ، برای پیرس معنای هر بیانی به وسیله مجموعه نتایج  تحقیق پذیر ِ آن معین می شود .

 

تعاریف پیرس از حقیقت واز معنا به رویه های همگانی وابسته بود ، اما تعریف جیمز چه از حقیقت و چه از معنا ، جنبه بسیار ذهنیتر و شخصیتری داشت .

 

جیمز نیز مانند پیرس ، معنای یک بیان را به نتایج آن مرتبط می نمود ، زیرا در کلیه صور پراگماتیسم ، معنا و حقیقت بیشتر در آینده قرار دارند تا در گذشته ؛ اما نتایجی که جیمز در جستجوی معنی بدانها بازگشت ، بیشتر شخصی بودند تا اجتماعی و خصوصی بودند تا عمومی .

 

" معنای یک بیان برای من باید در نتایج عملی آن در تجربه عملی آینده من جستجو شود " به عبارتی دیگر به زعم جیمز ، معنی را باید درسیلان پیوسته جریان آگاهی هرشخص جستجو کرد .

 

معنای یک بیان استفاده ای است که از آن به من میرسد و نیزدرمورد حقیقت ، یک بیان حقیقی بیانی ست که مرا در تجربه آینده ام به نیل به نتایجی که پیش بینی کرده ام هدایت کند و در نتیجه انتظارات مرا برآورده سازد .

 

جیمز در جمع بندی نهایی خود از " مفهوم حقیقت " اظهار می دارد که در طرز تفکر ما ، حقیقی همان مصلحتی ست ؛ او همچنین به " سعادت اکثر" که بر گرفته از مکتب منفعت گرایان (3) است نیز معتقد است یعنی : آن روال خوب است ، یا باید انتخاب شود که پاسخگوی بیشترین نیازهای بیشترین افراد باشد  . (4)

 

به طور خلاصه پراگماتیسم یا همان عمل گرایی به اعمال ، بیشتر از خواستها و به نتایج آنها بیشتر از نیات انجام دهنده های آنها اهمیت قائل است ، همچنین همانطور که دیدیم در قسمت هایی از فلسفه خود به سودگرایان  یا منفعت گرایان نزدیک می شود ، و این نزدیک شدن گاهی نتیجه منطقی سیر فلسفی او به نظر می رسد .

 

عمل و نتیجه آن نقش بسیار مهمی را در این مکتب فلسفی ایفا می کند ، هرچند که نقدهای زیادی نیز به آنها وارد آمد ولی با این وجود تاثیرات بسیار زیادی را بر فیلسوفان و فلسفه های بعد از خود به خصوص در فلسفه سیاسی گذاشت و تا آنجا که حتی دامنه آن تا فلسفه علم نیز کشیده شد .

 

------------------------------------------------

 

5.2) ایرادات پراگماتیسم به دترمینیسم

 

همانطور که در ابتدای بحث بیان شد ، پراگماتیست ها با وارد کردن چند نقد ِ عمدتا ً اخلاقی ایراداتی جدی را بر دترمینیسم وارد کردند .

 

همانگونه که از روند و سیر مطالب ارائه شده در این مکتب برمی آید ، جهت گیری نقدهای آنها نیز بیشتر براعمال انسانی و نتیجه های آن متکی ست ، به عنوان مثال یکی از آن نقدها بدین مضمون است که : اگر دترمینیسم واقعاً جاری و درست است پس کیفر و مجازات کردن انسانها به واسطه اعمالشان کاری نادرست و اشتباه است ، زیرا اگر دترمینیسم درست باشد پس شخص مجرم راهی جز ارتکاب جرم نداشته و تمام شرایط و گذشته او ، او را مجبور به انجام این کار کرده اند و در واقع به نظر می رسد که چنین عملی نتیجه ( منطقی و لاجرم ) آنهاست .

 

ایراد دیگر نیز شکلی مشابه دارد بدینگونه که : اگر دترمینیسم درست است پس هرچه هست باید مورد پذیرش همگان باشد و دیگر بحث و حرفی پیرامون آن نباشد در حالیکه ما با قدرتی زیاد به دنبال اثبات و استدلال آوردن  پیرامون حقانیت سخنان خود یا رد ادعاهای دیگران هستیم ، در صورتی که با قبول دترمینیسم دیگر محلی برای دلیل آوردن یا مجادله و مباحثه نباید باقی بماند .

 

و نوع دیگری از ایرادات آنها دوباره همان طریق را می پیماید و آن چنین است که حالاتی مانند پشیمانی یا افسوس ، با قبول دترمینیسم نباید رخ دهد ، زیرا کسی که راه دیگری جز آنچه کرده برایش وجود ندارد دیگر پشیمان شدن یا افسوس توجیهی عقلانی ندارد ؛ چنین حالاتی هنگام اشتباه و غفلت در انتخاب یا بی توجهی به بعضی شرایط پیش رو اتفاق می افتند در صورتی که با قبول دترمینیسم دلیلی برای افسوس وجود ندارد .

 

به طور خلاصه پراگماتیست ها وجود آزادی های انسان و ترک دترمینیسم را لازمه درست بودن ِ بسیاری از نظرات مهم اخلاقی می دانند که با قبول دترمینیسم دیگر توجیهی برای وجود آنها نداریم .  

 

 

 

البته به واقع این ایرادات نمی توانند ضربات کاری را بر دترمینیسم  وارد سازند ، گاهی اوقات احساس می کنم که این نوع پشیمانی ها و افسوس ها و یا دلیل آوردنها و تمام موضوعاتی که پراگماتیست ها بر آنها تاکید میکنند ، می تواند تنها تلاش ِ انسان برای رسیدن به آرزوها و آمال خود باشد که چون هیچگاه آنگونه که می خواهد به آنها نمی رسد ، همیشه در افسوس است و به نوعی سعی در توجیه ناکامی های خود دارد و فکر نکنم بتوان انسانی را یافت که با فراغت بال به تمام آرزوهای خود رسیده باشد و دیگر افسوسی نخورد ، البته این نظر متاسفانه به نفع دترمینیست ها تمام می شود ، هرچند که این کلمات صرفا ً برآمده از نوعی احساس لحظه ای بود که در هنگام نوشتن این سطرها به من دست داد و البته هیچ دلیلی نیز برای آنها ندارم .

 

 

پانوشت ها :

 

 

(1)      William James(1842 - 1910) فیلسوف و روانشناس آمریکایی و از پایه گذاران مکتب پراگماتیسم. او استاد دانشگاه هاروارد بود و از کتابهای او می توان به : اصول روانشناسی ( 1890) ، انواع سیر باطنی ( 1902 ) ، و پراگماتیسم (1907) اشاره کرد .

(2)     Charles Sanders Peirce (1839- 1914) فیزیکدان و ریاضیدان و منطق دان آمریکایی که بنیان گذار مکتب پراگماتیسم بود.

(3)     Utilitarianismکه به نامهای منفعت گرایی ، فلسفه سودجویی ، سودگرایی ، فایده گرایی و کاربرد گرایی نیز معروف است که به طور خلاصه اعتقاد به این است که نیکی و بدی هر چیزی وابسته به درجه سودمندی آن برای عامه مردم است یا معیار سنجش همه چیز حداکثر خوبی و فایده برای حداکثر مردم است.

(4)     پاره هایی از این نوشته برگرفته از کتاب : پراگماتیسم ، نوشته : ویلیام جیمز ، ترجمه : عبدالکریم رشیدیان از انتشارات علمی و فرهنگی ست .

 

 

ادامه دارد

 

 

 

 

 

 

/ 6 نظر / 38 بازدید
آریو برزن

درود به شما دوست انديشمند از ابراز لطف شما سپاس گذارم. از آشنایی با وبلاگ پربار شما خوش حالم. از نوشته های شما بهره بردم. وبلاگ پرمحتوای شما را به دوستانم معرفی می کنم. پیروز باشید

آریو برزن

دوست گرامی درود از حضور پربارتان ممنونم. از اين پس بيش تر از انديشه های شما بهره خواهم برد. پايدار باشيد.

رضا

سلام. روز خوش. از خواندن پراگماتيسم تان لذت بردم. اي کاش در مورد پراگماتيستهاي معاصري مثل رورتي و پاتنم و مواجهه ي احتمالي آنها با اين مسئله هم مي نوشتيد. موفق باشيد

علی کاظمی

به نام خداوند جناب حسين خانی عزيز سلام و خسته نباشی وبلاک شما را مشاهده نمودم زحمت بسيار کشيدی جای تشکر است . خرسند خواهيم شد به سايت مان سرزده به گرد سفره انديشه نيک انديشان بنشينی يقين حقيقت گرايان را سفره يکی است . ارادتمند کاظمی

آسو

sala khaste nabashid man daneshjoye falsafeye tehran markaz hastam mikhastam beporsam aya emkanesh hast dar morede mafahime koli az did filsofane hes gara komakam konin mamnon misham

اصانلو

سلام خسته نباشید وبلاگ خوبیه . ولی بهتر نیست اول معنی دتر مینیسم را بگید بعد به مخالفان آن بپردازید.