معرفت شناسی (۱۹)

 

معرفت : باور صادق موجه + ؟

بخش پایانی 

مروری کلی بر مباحث طرح شده در این سلسله از نوشتارها

در نوزده نوشتاری که با سرفصل کلی « معرفت : باور صادق موجه + ؟ » ادامه یافت سعی بر آن بود تا مروری کلی و اجمالی از این بحث بسیار مهم در معرفت شناسی معاصر ارائه شود. در این نوشتار که آخرین آنها نیز هست تلاش می کنیم تا به صورت نکته وار، مروری بر اهمّ مباحث و موضوعات طرح شده در این سلسله از نوشتارها بپردازیم.

  در نوشتار های اول و دوم مقدمه ای کلی از این بحث مطرح شد و سعی بر آن بود تا وسعت و گستردگی موضوع به گونه ای روشن شود. در آنجا به این اشاره شد که معرفت شناسی ( Epistemology ) با شکاکیت فلسفی ( Skepticism ) از دیر باز همراه و همقدم بوده اند و برخلاف نگاه برخی فیلسوفان که شکاکیت فلسفی را مخل و مضر معرفت شناسی و اصولا ً هر بحث اصیل فلسفی می دانند، لااقل در این حوزه از معرفت شناسی در بسیاری اوقات همین شکاکیت فلسفی بوده که باعث بروز چالش های جدی در نظریه های خام اولیه شده و درواقع محرکی قوی برای نقد و بررسی و به طبع آن بسط و رشد این نحله از فلسفه بوده است. بحث معرفت و چه بودگی و شرایط حصول آن از دوران شکاکان پیشا افلاطونی آغاز شده بود ولی صورتبندی افلاطونی این بحث یعنی معرفت به عنوان باور صادق موجه، تعریفی شناخته شده از این بحث به حساب می آمد که واقعا ً تا انتشار مقاله گتیه چالش عمیق و تکان دهنده ای در او رخ نداده و تقریبا ً مورد پذیرش همگان بود. معرفت شناسی معاصر با کتاب مهم رودریک چیزوم ( Roderick Chisholm, 1916-1999 ) به نام « نظریه ی شناخت » یا نظریه معرفت ( Theory of Knowledge ) آغاز می شود و با مقاله ی معروف دو صفحه ای گتیه به نام « آیا معرفت، باور صادق موجه است ؟ » (1) با چالش جدی روبرو و از آن به بعد دوره واکنش ها، راه حل ها و یا تکذیب ها فرا رسید. Chisholm

  ما در شش نوشتار بعد از آن به توضیح پیرامون تعریف سنتی ( یا افلاطونی ) معرفت پرداختیم و هریک از [سه شرط] باور ( beliefصدق ( truth ) و توجیه ( justification ) را در دو نوشتار پیاپی طرح و بررسی کردیم. همانطور که از نام این سه معلوم است، هریک از آنها مباحثی مبسوط و پیچیده هستند و حاوی مسائل و مشکلات بسیار.

  ما بحث باور را با طرح اولیه ی معرفت گزاره ای ( Propositional Knowledge ) آغاز کردیم. دلیل آن این بود که می خواستیم باور را از طریق گرایشات گزاره ای (Propositional Attitudes ) که اعم از باور و دربرگیرنده آن نیز هست آغاز کنیم. بحث به این ترتیب شروع شد که اگر ما متعلق معرفت ( Object of Knowledge ) را گزاره ( Proposition ) در نظر بگیریم وارد گونه ای از معرفت می شویم که به معرفت گزاره ای معروف است. این روش خوبی است چرا که هم موضوع را کمی تحدید می کند و ما را در ادامه راه خود توانا تر، و هم راه ما را به بحث کلی گرایشات گزاره ای باز می کند که یکی از موضوعات مهم در فلسفه ذهن به حساب آمده و بنابراین ما نیز می توانیم از آن مباحث استفاده کرده و در ضمن مشکلات و بررسی های پیشرفته تر آن را به عهده ی فلسفه ذهن گذاشته و سعی در ادامه دادن راه دشورا خود کنیم. گزاره ای که متعلق معرفت قرار می گیرد از جمله ی گزاره های خبری است که محتوای ( content ) آن را یک باور ( مثل : تهران پایتخت ایران است، هوا سرد است و ... ) تشکیل می دهد؛ مثلا ً علی به این گزاره باور دارد : « تهران پایتخت ایران است »  و البته می توان آن را توسط « که » نیز بیان کرد : « علی باور دارد که تهران پایتخت ایران است ». برای شرح و توضیح باور، در نوشتار ( 3 و 4 )، ما به طرح بحث گرایشات گزاره ای پرداختیم و وارد به فلسفه ذهن شده و با طرح بحث حالات ذهنی ( Mental States ) نوشتار 3 را به پایان بردیم و در نوشتار 4 به طرح سه نظریه ی عمده درباب باور و حالات ذهنی – یعنی رفتارگرایی ( Behaviorism )، کارکرد گرایی ( Functionalism ) و حذف گرایی ( Eliminativism ) – به طور کاملا ً اجمالی کار خود را در فلسفه ذهن به پایان بردیم و در همان نوشتار باور در معرفت شناسی را مورد بحث قرار داده و شرط باور را به این شکل صورتبندی کردیم : شرط باور( Belief Condition ) : اگر S به گزاره P معرفت دارد یا به عبارتی گزاره P را می داند، پس حتما ً گزاره P را باور دارد.

  در بحث صدق، نوشتار 5، ابتدا یک بحث فرعی به نام باور و پذیرش  ( Belief and Acceptance ) را طرح و در آن به نظریه ی  وظیفه گرایی ( Deontologism ) و بحث وظیفه معرفتی ( Epistemic Duty ) اشاره کردیم. در این نوشتار ما به صورتبندی شرط صدق دست پیدا کردیم : شرط صدق ( Truth Condition ) : اگر شخص S، گزاره P را می داند، بنابراین گزاره P گزاره صادقی است. و توانستیم با توجه به شرط باور، این دو شرط اخیر را در قالب یک شرط بیان کنیم : شرط صدق و باور : اگر S، گزاره P را می داند پس شخص S، گزاره صادق P را باور دارد. در نوشتار دوم از صدق، نوشتار 6، به به طور خاص تر به بحث صدق ( truth ) پرداختیم و سه نظریه عمده در این باب را طرح و بررسی کردیم یعنی « نظریه مطابقت » ( Correspondence Theory ) ، « نظریه انسجام » ( Coherence Theory ) و « نظریه پراگماتیستی ( عمل گرایانه ) » صدق ( Pragmatic Theory ).

  بحث بعدی، بحث توجیه بود. در نوشتار اول از توجیه، نوشتار 7، ما توانستیم به روایت اصلی از شرط توجیه دست پیدا کنیم : شرط توجیه ( Justification Condition ) : شخص S گزاره P را می داند اگر و تنها اگر، شخص S در باور به گزاره صادق P موجه باشد. در ادامه این نوشتار، ابتدا بحث و تعریف توجیه معرفتی ( Epistemic Justification ) را طرح کردیم بر این اساس که « بBonjourاور موجه همان باوری است که شناسنده، درباره صدق آن باور، توجیه دارد » و سپس به بحث مهم روند و ساختار توجیه معرفتی پرداختیم. گفتیم که بسیاری از باورهای ما، توجیه خود را از باورهای دیگر کسب می کنند، باورهایی که پایه این توجیه هستند نیز توجیه خود را از باورهای دیگری در لایه های پایین تر و زیرین آنها هستند به دست می آورند؛ از همین جا معلوم می گردد که ما در حال ورود به یک تسلسل هستیم. تسلسلی که به ما می گوید، هر باوری توجیه خود را از باوری پایه ای تر می گیرد ولیکن این روند تا کجا باید ادامه یابد ؟ این مشکل تسلسل در توجیه معرفتی باید به گونه ای پاسخ داده شود و این کاری بود که در نوشتار دوم از توجیه، نوشتار 8، به آن پرداخته و دو نظریه مهم درباب توجیه را طرح کردیم، یعنی « نظریه مبناگروی » ( Foundationalism )  و « نظریه انسجام گرایی » ( Coherentism ).

  هر یک از این سه مبحث عمده ( که به صورت سه شرط لازم و کافی برای معرفت ) ارائه شد دارای مشکلات و چالش های عدیده ای هستند که به طور اجمالی به آنها در نوشتارهای مخصوص به خودشان اشاره شد.

  بعد از توضیحاتی که درباره ی تعریف سنتی معرفت بیان شد و بررسی شروط سه گانه ی آن پایان یافت، ما چالش گتیه ( Gettier Problem )  یا به عبارت دیگر مثال های نقض گتیه (Counter – instances  )  را در دو نوشتار، 9 و 10، طرح کردیم. چالش او ( و در واقع مقاله ی او ) حاوی دو مثال نقض برای تعریف سنتی معرفت است که نشان می دهد وجود و حضور این سه شرط شاید لازم باشند و کافی نیستند و ممکن است شخص با داشتن باور صادق موجهی، هنوز به معرفت ( knowledge ) نرسیده باشد. در نوشتار یازدهم ابتدا برای روشن شدن بیشتر بحث مثالی دیگر را بر اساس مثال های نقض گتیه آوردیم و سپس به طرح واکنش های مهم درباب چالش گتیه پرداختیم. درواقع بررسی و طرح این واکنش ها تمام نوشتارهای بعدی ما را به خود مشغول کرد :

  در همین نوشتار یازدهم، واکنش کیث لرر( Keith Lehrer ) و توماس پاکسون ( Thomas D.Paxon ) را مبنی براینکه توجیه نباید نقض پذیر ( Defeasibility ) باشد طرح کردیم، به عبارت دیگر گروهی از فیلسوفان ضعف این تعریف ( و دلیل وارد آمدن چالش گتیه به تعریف سنتی معرفت ) را در شرط توجیه می بینند. به نظر این گروه صرفا ً داشتن توجیه کافی نیست بلکه این توجیه نباید به هیچ طریقی نقض شود. نقض ناپذیری توسط لرر و پاکسون به اینصورت تعریف شد : شخص S در باور کردن ِ گزاره P به گونه ا

/ 11 نظر / 61 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا

خوبی آقای حسين خانی خوش می گذره! من هميشه از وبلاگت استفاده می کنم . به نظرم بهترين وبلاگ رو تو وبلاگهای فارسی داری. علی آقا يک سوال برای اينکه يک فيلسوف تحليلی برجسته شد آيا بايد يک منطق دان بود؟

علی حسین خانی

سلام رضای عزیز ممنون از اظهار لطف و محبتت ... خیلی بد نمی گذره ! راجع به سؤالت، احتمالا ً نظرهای مختلفی در این مورد وجود داره؛ به نظر من برای پرداختن جدی به فلسفه تحلیلی باید منطق رو حتما بلد بود، بخصوص که مبدعان فلسفه تحلیلی خودشون یا منطق دان بودند یا ریاضیدان ... و اینکه یکی از شاخه های مهم فلسفه تحلیلی، فلسفه منطق است. مطمئنا برای ورود به فلسفه تحلیلی، شما باید از آراء فرگه، راسل، ویتگنشتاین و ... شروع کنید و اگر کسی منطق (لااقل در سطح منطق گزاره ها و محمول های متداول ) رو ندونه بعید می دونم چیزی از حرف های این فیلسوفان رو بتونه بفهمه ... البته شاید لازم نباشه که یک منطقدان حرفه ای بود ولی حتما باید منطق کلاسیک رو خیلی خوب کار کرد و دونست ... .

علی حسین خانی

سلام بدون نام عزیز ! از نگاهی، مشکل گتیه بر سر شرایط حصول معرفت بود، یعنی او در اینکه به عقیده ی قدما با داشتن باور صادق موجهی می توان به معرفت (معرفتی قطعی و خطاناپذیر) رسید ایراد وارد کرد و نتیجه ی آن لااقل این بود که این شرایط سه گانه، برای حصول معرفت کافی نیستند. از طرف دیگر تا آن زمان، داشتن معرفت، داشتن باور صادق موجه به حساب می آمد و بنابراین می توان گفت که تعریف معرفت، چیزی جز یک باور صادق موجه نبود ولی معرفت از آنجاییکه نسبت به فاعل قابل بررسی است (و نشانه ی آن وجود فاکتور باور است) بنابراین اینکه تعریف « معرفت » را باور صادق موجه بدانیم با تسامح است و مراد این است که گمان می شد با داشتن باور صادق موجه، معرفت حاصل شده است ( یا : آن چیزی که معرفت است تنها با داشتن باور صادق موجهی حاصل می شود ) ... ولی ایراد گتیه (هرچند که شاید خود او این قصد را نداشت) هدف عمیق تری را نشانه گرفته بود که یکی از نتایج آن شک در اساس وجود معرفت (معرفت یقینی و خطاناپذیر) بود ... .

غزاله غضنفری

من فلسفه خيلی دوست دارم..کمکم کنيد هنوز اول راهم مطالبتون خيلی سنگينند

خب شروع کنيد از اول بسم الله از کدوم فيلسوف شروع کنم؟ کانت؟هگل؟ يا فرويد و نيچه؟!!؟!؟

بدون نام عزیز!

سلام آقای حسین خانی ممنونم از پاسخ شما در 17/2/84 گفته بودید این وبلاگ جهت گفت وگو است، من ادامه می دهم: این که معرفت را باور صادق موجه بدانیم یا چیز دیگر، بسته به این است که چه تعریفی از آن را بپذیریم وتعریف، چیزی است قراردادی وکسی نمی تواند از تعریف دیگری اشکال بگیرد چون این صرفاً یک نامگذاری است اشکال گرفتن از تعریف دیگری، یعنی ما شناختی متفقٌ علیه از آن چیز داریم در حالی که می توان پرسید این شناخت از کجا حاصل شده؟از تعریف یا از چیزی دیگر؟ اگراز تعریف باشد یعنی ما قبلا تعریفی از آن داشته ایم ودیگرنیازی به تعریف نیست. چه ملاک دیگری غیرازتعریف می تواند به ما شناختی از آن چیز بدهد؟ این مساله مرتبط است با بحث کلیات در قرون وسطا. اینکه به باور صادق موجه« معرفت» بگوییم( یا چیز دیگر) مگر غیراز نامگذاری صِرف است؟ اگر بپذیریم که تعریف قراردادی وصرفاً نامگذاری است، اشکال گتیه اصلاً منحل می شود. نمی دانم منظورم را رساندم یا نه؟

حسین

سلام . لیسانس من علوم سیاسی است ولی قصد دارم کارشناسی ارشد فلسفه ی غرب شرکت کنم . هیچ کسی را هم ندارم که کمکم کند .... لیست منابع آزمون را پیدا کردم .... حالا در مورد این لیست چند سوال کوچک دارم ... ممنون می شوم اگر راهنمایی ام کنید : این آدرس لیست است : http://literature.ut.ac.ir/departments/philosophy/resource.htm 1 _ در قسمت تاریخ فلسفه غرب ، نویسنده ی کتاب فلاسفه ی تجربی انگلستان را نوشته آقای مهدوی ... ولی فکر کنم بزرگمهر است . درست می گویم ؟ 2 _ در قسمت تاریخ فلسفه غرب نوشته : از مجموعه پديدآورندگان کلام جديد در خصوص فلاسفه اگزيستانس . حالا سوالم این است که این _ مجموعه پدید آورندگان کلام جدید _ دقیقآ مشخصات اش چیست ؟ یعنی چند جلد است ؟ نوسنده اش کیست ؟ کدام جلدش در مورد اگزیستانسیالیسم است ؟ 3 _ در قسمت عرفان ، نوشته : عرفان نظری نوشته ی داوود قیصری و ترجمه ی یحیی یثربی . من هر چه جستجو کردم کتابی با این نام که مترجم اش یحیی یثربی باشد پیدا نکردم .... آیا نام کامل و درست کتاب واقعآ همین است ؟ اگر در همین قسمت کامنتها پاسخ بدهید ممنون می شوم .... یک دنیا تشکر

علی حسین خانی

برای بدون نام عزیز ما معمولا ً یا تعریف داریم یا معیار و تعریف همان معیار نیست و نیز یک واقعیت مفروض است که قصد کشف و تحلیل آن را داریم و این هر سه متفاوتند ولی این نکته ی اول است، نکته ی بعدی این است که کشف یا بررسی یا تحلیل یک واقعیت خارجی مسبوق به تعریف نیست (حتی مسبوق به زبان هم نیست)، یعنی می توان با واقعیت طرف شد بدون تعریف یا معمولا ً واقعیت شناخته می شود و بعد تعریف و تحدید و تحلیل می شود (مثلا ً درجاهایی در علوم تجربی). پس اینکه « معرفت را باور صادق موجه بدانیم یا چیز دیگر، بسته به این است که چه تعریفی از آن را بپذیریم » صرفا ً نگاهی است مبتنی بر این پیش فرض که ما فقط تعریف ها را می دانیم نه واقعیت ها + تعریف ها، قراردادها و نامگذاری های زبانی ... . « وتعریف، چیزی است قراردادی وکسی نمی تواند از تعریف دیگری اشکال بگیرد چون این صرفاً یک نامگذاری است »، نامگذاری، چون ملاک دارد (روند دارد، تاریخچه ی علیّ دارد) پس قابل نقد و اشکال است (رجوع کنید به نامگذاری و ضرورت کریپکی)؛ شاید تعریف چیزی قراردادی است ولی مبتنی بر این فرض است که این تعریف بسوی صدق است یعنی به سوی اینکه واقعیت را چنان تعریف کنیم که بازن

علی حسین خانی

برای خانم غضنفری من ابتدا یک تاریخ فلسفه ی جمع و جور رو پیشنهاد می کنم، هرچند که خوندن تاریخ فلسفه شاید خیلی هم جذاب نباشه (البته بستگی به حال و هوای آدم داره) ولی واقعا ً یک پیش زمینه لازمه ... . پیشنهاد من خوندن کتاب : « تاریخ مختصر فلسفه ی جدید » نوشته ی راجر اسکروتن، ترجمه ی اسماعیل سعادتی از انتشارات حکمت است. بعد از خوندن این کتاب راه برای دست گرفتن آثار خود فلاسفه ( که خوندنشون معمولا ً سخت تره و پیش زمینه می خواد ) بازتره و کار راحت تر پیش می ره.

علی حسین خانی

برای حسین عزیز من متأسفانه در مورد منابع آزمون کارشناسی ارشد فلسفه ی غرب اطلاعات بدردبخوری ندارم ... . من سعی می کنم تا از دوستانم که از این رشته خبر بیشتری دارند سؤال کنم ... .