منطق تکليف (۳)

 ۳- نظام ( ابتدایی ) فن رایت

همانطور که در نوشتار پیشین بدان اشاره شد، در این نوشته ی جدید قصد داریم تا به طور خلاصه نظام فن رایت ( Georg Henrik von Wright ) را مطرح کرده و به تعاریف آن اشاره کنیم ( البته این نظام که اکنون معرفی می شود نظام مقدماتی یا نظام اول اوست، یعنی نظامی است که هنوز در اثر نقدهای متعدد اصلاح نشده است ). البته در این نوشتارها سعی بر این است که تنها اشاره ای به نحو[1] این نظام ها کنیم و فقط به معرفی تعاریف و اصول موضوعه ی آنها بسنده کنیم چراکه آوردن کل یک نظام صوری منطق تکلیف و فرآیند تأسیس و قواعد و استنتاج های آن، کاری است تقریبا ً پیچیده که برای فهم مناسب آن داشتن اطلاعات بنسبه کاملی از منطق گزاره ها و موجهات لازم است و ما در این نوشتارها این پیش فرض را نداریم که تمامی خوانندگان با چنین نظام های صوری و منطقی آشنایی داشته باشند. درواقع هدف این است که در پایان، نگاهی کلی از تلاش منطقدانان جدید جهت تأسیس نظامی صوری که از پس صورتبندی منطقی مفاهیم تکلیفی برآید، فراهم شود. von Wright

  چنان که در نوشتار نخست اشاره شد، ازجمله مفاهیم اصلی منطق تکلیف سه مفهوم الزام( باید )[2]، اجازه( ممکن است )[3] و منع ( ممکن نیست یا نباید )[4] است. فن رایت ابتدا مفهوم جواز ( Permission ) را مبنای کار خویش قرار داد ( یعنی عملگر P ) و سپس به تعریف مفاهیم دیگر بر اساس مفهوم جواز پرداخت.

  قبل از بیان تعریف مفاهیم دیگر باید به چند نکته در نظام فن رایت توجه داشت : ازآن جمله اینکه او عملگرها ( یا اپراتورها ) را روی اسم فعل می آورد نه افعال جزئی، یعنی مثلا ً اگر بخواهیم این جمله که « دزدی کردن جایز نیست » را صورتبندی منطق تکلیفی کنیم و آن را توسط عملگر P ( به معنای جایز است ) بیان کنیم باید ابتدا P را بیاوریم و سپس مثلا ً A را به عنوان « دزدی یا دزدی کردن » ( که اسم فعل است و نه فعل ) معرفی کرده و به صورت « PA » می نویسیم که یعنی « دزدی ( یا دزدی کردن ) جایز است » و حال ادات نقض ( ~ ) را پشت P می آوریم و به صورتبندی کامل جمله ( البته بر اساس قوانین فن رایت ) می رسیم یعنی : « ~ PA » که چنین قرائت می شود : « دزدی کردن جایز نیست ».

با توجه به گفته های فوق، فن رایت اسامی فعل را نیز به نظام منطقی خود اضافه می کند یعنی :

اسامی فعل :    A, B, C, … 

  حال بحث بعدی بر سر ادات منطقی[5] است، فن رایت معتقد بود که ادات منطقی ( مثل فصل، عطف، اگر..آنگاه، و ... ) می توانند بین اسامی افعال بیایند و اسامی فعل مرکب ( یا افعال مرکب ) بسازند مثل :

« A & B » ویا « A V B » یا « A à B » و ... .

  ولی اینجا مشکلی پیش می آید و آن این است که ادات هم می توانند بین اسامی فعل بیایند و هم بین جملات، یعنی مثلا ً معلوم نیست که جمله ای مثل « O A à B » ( O عملگر الزام است که در ادامه معرفی خواهد شد ) به چه صورت باید قرائت شود یعنی کدام یک از دو صورت زیر صحیح است :

1)    O ( A à B )

2)    یا OA à B

فن رایت برای حل این مشکل بیان می کند که ادات منطقی ( در این نظام ) تنها می توانند افعال مرکب بسازند ( یعنی میان دو اسم فعل بیایند ) نه جملات مرکب چراکه فن رایت این را جایز نمی داند که جمله ای ساخته شود ( مثل 2 ) که نیمی از آن اخلاقی باشد ( یعنی OA ) و نیمی دیگر جمله ای معمولی ( یعنی B که بدوvon Wrightن هیچ گونه عملگر تکلیفی است )؛ بدین ترتیب از دو شکل قرائت فوق، تنها شکل نخست قابل قبول است که ادات شرطی میان دو اسم فعل آمده و یک فعل مرکب ( یا اسم فعل مرکب ) ساخته و سپس عملگر تکلیفی بر سر کل آن فعل مرکب می آید یعنی در این شکل نیز قائده ی فن رایت که عملگرهای تکلیفی می بایست تنها بر سر اسامی فعل بیایند رعایت شده است.

  همانطور که ذکر شد فن رایت بر اساس مفهوم جواز به تعریف دیگر مفاهیم هنجارین می پردازد که در اینجا تعاریف او را از سه مفهوم الزام، نهی و مفهوم دیگری که تقریبا ً به معنای مباح است ( یعنی فعلی که انجام دادن و عدم انجام آن به لحاظ اخلاقی مساوی است ) را می آوریم :

PA : یعنی A مجاز است.

OA : یعنی A الزامی است =تع  ~ P ~ A 

FA : یعنی A نهی شده است و مجاز نیست =تع  ~ PA 

IA : یعنی A مباح است =تع  PA & P ~A  ( یعنی هم انجام و هم عدم انجام A مجاز است )

در نوشتار بعد، اصول موضوعه ی نظام فن رایت را معرفی کرده و به مشکلاتی که این نظام با آن درگیر است نیز اشاره خواهیم کرد؛ سپس به معرفی نظام استاندارد منطق تکلیف ( SDL )[6] پرداخته و به وجوه تمایز این نظام با نظام فن رایت اشاره خواهیم کرد. 

 


[1] syntax 

[2] Obligation (ought) 

[3]  Permission (may) 

[4] Prohibition (may not) 

[5] Logical Constants

[6] Standard Deontic Logic

 

 

 

/ 8 نظر / 30 بازدید
حیدرزاده

نوشتارهایتان درمورد منطق تکلیف بسیلر جالب بود .ازآنجاکه من در حال تحقیق روی منطق تکلیف و کاربرد های آن هستم وبا منطق ریاضی (گزاره ها و مرتبه اول )آشنا هستم ، اگر امکانش باشد که نوشتارهای بعدی تان زودتر به دستم برسد ، بسیار ممنون می شوم .با توجه به اینکه فرصت بسیار کمی دارم .

علی حسین خانی

برای آقای حیدرزاده ی عزیز : سلام ممنون از اظهار لطفتان ... . متاسفانه بسختی گرفتارم و علی رغم میل باطنیم وقت نمی کنم مطالب را زودتر آماده کنم ... ، حتما ً درصورت آماده شدن زودتر نوشته ها، آنها را برای شما خواهم فرستاد. با احترام

مجتبی علی اکبر

دوست گرامی جناب حسين خانی در اين روزگار کسانی که مانند شما چنين درگير مسائل فلسفی باشند و با اين اراده و پيگيری به آن بپردازند بسيار نادر هستند . اگراجازه دهيد آدرس وبلاگ شما را در صفحه ی خودم جهت استفاده ی ديگر دوستان قرار دهم . موفق باشيد و پايدار

مجتبی علی اکبر

دوست نيکويم : از علاقه مندان به فلسفه هستم . هرچند که اطلاعاتم در آن بسيار اندک است . از نوشته هايتان فراوان استفاده می کنم و آرزوی نيک روزی برايتان دارم .ممنون از شما

ايوب شاهمرادی

سلام ...می شه واحدهای اين ترم رو که در گروه شما آرائه می شه رو برام ايميل کنيد ...ممنون

دانيال

سلام علی عزيز بلاخره با هزار بدبختی يه چيزايی نوشتم و راش انداختم... اگه مثل هميشه لطف کنی و اگه مشکلی دارم راهنماییم کنی مثل هميشه يه دنيا ممنونت می شم آرزو مند تمام لحظاتت...دانيال

مسعود

سلام. من اولین باره میبینم وبلاگتو.میخونم واستفاده میکنم.خوشحال میشم وبلاگ منم ببینی.مرسی wish fulfillment

دانيال

سلام علی عزيز مرسی بابت نظرت فقط يه سوالی برام پيش اومد ماهيت اخلاق بيشتر وجه متافزيکی نداره؟(نظر شخصیت رو می خوام خارج از دو مکتبی که گفتی) و می شه بايد ها و نبايدها ی اخلاقی(مثل قانون) که مجبوريم اعمالشون کنيم رو از متا فزیک جدا دونست؟ مطالب وبلاگت رو که مربوط به جی ای مور رو هم خوندم بخش اخلاق طبيعت گرايانه کمک کرد و هم مجبورم کرد برم دنبال رئاليسم اخلاقي... با آرزوی موفقيت